درور بر شما -- خوش آمدید



وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .


جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.

نابود باد حکومت جهل اسلامی .

=======================================

زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **

=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با
حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================


The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:

http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31

==========================


the new address Of My face book is :

https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2

Please add my new address in your face book.

-------------------
My Web-blogs are :

http://Human-rights-Iran.blogspot.com



Thank you so so much

Yours sincerely

Cyrus Parsi
.

-----------------------------------------------------------------

لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .

در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان
(Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .

Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org

Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================

وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )


۱۳۹۲ دی ۱۲, پنجشنبه

از حلبی آباد دیروز تا سی میلیون زیر خط فقر امروز



طی سالهای گذشته عده ای برای شستشوی مغزی مردم و اینکه نشان دهند دولت ها تا به چه حد در کارشان پیشرفت داشته یا نداشته,  با نگرشی کاملا سیاه و سفید به مواردی از جمله نشان دادن تصاویری از گذشته پرداختند.
برای مثال: عکس مکانهایی مثل حلبی آباد را نشان دادند ولی غافل از اینکه در برهه ای از زمان کل ایران حلبی آباد بود!
حلبی آبادی که توسط پدر و پسر ایران دوستی با زحمات و مشقات بسیار زیادی  بیش از ٩٠نود درصدش تبدیل به گلستان شد. بطوریکه تمام کشور های منطقه بخصوص همسایه ایران حسرت زندگی و پیشرفت مان را داشتند. از لحاظ اقتصادی در آسیا بعد از ژاپن حرف اول را می زد.
تغییراتی که در ایران بوجود آمد به حدی چشمگیر بود که رسانه های خارجی بارها با آب و تاب به این موضوع پرداختند.

همگی بر این امر واقفیم  که اگر انقلابی در سال پنجاه و هفت صورت نمی گرفت, بی شک  تا چند سال دیگر همتراز مدرن ترین کشور های دنیا می بودیم.
در دهه پنجاه خورشیدی حدود صد ها هزار خارجی در ایران مشغول بکار بودند و به حدی دولت در بخش اشتغال کار و رفاه اجتماعي درست عمل کرده بود که تقریبا هیچ بیکاری وجود نداشت.  از لحاظ قدرت خرید در آمد کارگر یا کارمند ایرانی در همان زمان برابر بود با یک کارگر یا کارمند اروپایی! 

 از لحاظ سیاسی آزادی صد در صد وجود نداشت و نباید هم در آن برهه انتظارش می بود. در کل همه چیز مطلق نبود. ایران یک کشور جهان سومی بود که چهار نعل به سوی پیشرفت و آبادانی در حال حرکت بود.

شوربختانه روشنفکرانی که آرزوی شوروی و یا کوبا شدن ایران را در سر می پروراندند و همینطور عده ای از ترس اینکه مبادا اسلامی که ١٤٠٠ سال پیش با زور شمیشر هدیه اعراب به ایران بود با مدرن شدن از بین برود.
آنها با همکاری و همیاری غرب و شرق (آنهایی که ایران قدرتمند را نمی توانستند تحمل کنند)کشور را به نا کجا آباد کشاندند.
کشور ثروتمند ایران با آن همه ذخایر نفتی و گازی و... در حال حاضر شاهد بیش از سی میلیون نفر می باشد که از لحاظ اقتصادی زیر خط فقر زندگی می کنند.
برخی از مخالفان حکومت پیشین هنوز که هنوزه مستقیم و غیر مستقیم با رژیمی همکاری می کنند که تحمل هیچ گونه آزادی بیان را ندارد و طی این سالها همه چیز را سانسور و وارونه جلوه داده است.

برای آگاهی بیشتر و اینکه بتوانید تصویر حقیقی بدور از شایعه از گذشته ایران در ذهنتان داشته و عادلانه قضاوت کنید به این چند هزار عکس با توضیح  مراجعه کنید.
تمام تصاویر
گذشته در صفحه فیسبوکی {{ تاریخ در تصویر}} منتشر شده است .
https://www.facebook.com/TarikhDarTasvir

بنویسید بابک زنجانی؛ بخوانید مجتبی خامنه ای

مسئولین اصلی جمهوری اسلامی بخوبی می دانند که مراجع بين‌المللی اسناد کافی در خصوص پولشويی در اختيار دارند و ادامه لاپوشانی آن ثمری برای آنان ندارد. آن‌ها در صدد قربانی کردن بابک زنجانی هستند کسی که پسر خامنه ی در پشت این نام يا قرار دارد. او را مدتی از دسترس رسانه‌ها و برخی غيرخودی‌ها دور نگه دارند تا آب‌ها از آسياب‌ها بيفتد.
 بنابراین بنویسید بابک زنجانی؛ بخوانید مجتبی خامنه ای

همچنین یک مقام آگاه روز چهارشنبه از آغاز تحقیقات قضایی از بابک زنجانی که عصر نهم دی ماه توسط دادستانی تهران دستگیر و بازداشت شد، خبر داد.
این مقام آگاه در پاسخ به این سئوال که آیا زنجانی می تواند با قرار وثیقه آزاد شود یا خیر؟به ایرنا گفت: حداقل تا زمانی که تحقیقات بازپرس پرونده از وی تکمیل نشود، او نمی تواند آزاد شود.
وی اضافه کرد: پس از تکمیل تحقیقات نیز، بازپرس پرونده درباره آزادی یا عدم آزادی زنجانی با صدور قرار وثیقه تصمیم می گیرد.
این مقام آگاه یادآور شد:در اوین، شعبه دادسرا وجود دارد و می تواند تحقیقات در همان شعبه انجام شود و نیازی به حضور وی در دادسرای تهران نیست.
حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنه هفته جاری ( نهم دی ماه ) از بازداشت بابک زنجانی خبر داد.
به گفته دادستان کل کشور اتهام بابک زنجانی ،مسایل مالی است و به خاطر اینکه از کشور خارج نشود در اختیار بازپرس قرار گرفته است.
پیشتر نیز عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران از مفتوح بودن پرونده زنجانی در دادسرای تهران خبر داده بود.
پرونده بابک زنجانی به شعبه 15 دادسرای کارکنان دولت همان شعبه ای که پرونده سعید مرتضوی قرار دارد، ارجاع شده است.
پور مختار رییس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی نیز از مفتوح بودن پرونده بدهی نفتی زنجانی در مجلس خبر داده و گفته بود زنجانی را زودتر می شد دستگیر کرد.

همچنبن ببخوانید :

وقتی تاریخ مصرف جزایری‌ها و مه آفرید‌ها و زنجانی‌ها تمام می‌شود، همه از آن‌ها برائت می‌جویند ...گویی در مفاسد این افراد هیچ نقشی نداشته‌اند و بی‌اطلاع بوده‌اند...باید قوانینی سخت برای خشکاندن فساد را تصویب کرد...

بخش نظر خودنویس: خبر دستگیری بابک زنجانی به دلایل مختلفی در میان ایرانیان به یک بمب خبری تبدیل شده است. علاوه بر تلاش دولت جدید برای ارائه نمونه‌ای عملی از برخورد با مفاسد اقتصادی به جا مانده از دولت قبلی، علاقه بخش‌هایی از جامعه ایران به شکستن گردنِ گردن فرازان هم یکی از دلایل استقبال بسیاری از ایرانیان از این اقدام است. اما به‌راستی دستگیری افرادی مثل بابک زنجانی چه تاثیری در مقابله با فساد اداری و اقتصادی در ایران دارد؟ آیا با دستگیری این افراد و حساب‌رسی به اموال آنان سرچشمه فساد در اقتصاد ایران خشک خواهد شد؟ پاسخ نگارنده به این سوالات به دلایل زیر منفی است:
اولا یکی از مهم‌ترین دلایل فساد در هر نظامی عدم شفافیت و هم‌چنین نبود امکان نظارت عمومی و بیان مظالم پیش از تبدیل آن‌ها به فساد با استفاده از رسانه‌های آزاد است. تا زمانی که نظام اداری و اقتصادی ایران شفاف نباشد و عموم مردم حق نداشته باشند مظالمی را که بر آن‌ها می‌رود بدون ترس در رسانه‌های آزاد بیان نمایند، هیچ مبارزه‌ای با فساد از حد شعار فراتر نخواهد رفت.
مسلما قبل از این‌که بابک زنجانی به این مقدار از روابط پیچیده و چنین جای‌گاهی در اقتصاد ایران دست یابد، ده‌ها نفر از شهروندان ایرانی از سمت و سوی حرکت وی و روابطش با نهادهای قدرت اطلاع داشته‌اند. اگر چند نفر از این شهروندان حق داشتند راجع به این روابط اظهار نظر نمایند، سرانجام کار این فرد چنین نمی‌بود. بنابراین اولین پایه مبارزه با فساد در ایران، تضمین آزادی بیان و پس از بیان برای سخن گفتن عموم شهروندان از مظالم است. باید در قانون جامعی که برای مبارزه با فساد تصویب می‌شود، ساز و کاری حقوقی و علمی برای بیان مظالم اندیشیده شود و تضمین کافی برای آزادی بیان شهروندان در بیان مظالم حکومت در نظر گرفته شود.
ثانیا ساختار قدرت در ایران به گونه‌ای است که بسیاری از متنفذین سیاسی، امنیتی و حتی مذهبی از افرادی مثل بابک زنجانی تغذیه می‌کنند. نفوذ این اشخاص باعث می‌شود که زنجانی‌ها به امید این‌که روزی از حمایت ایشان برخوردار شوند اقدام به اعطای این هدایا و امکانات نمایند. صرف نشست و برخاست با مقام‌های کشوری و لشگری و مذهبی برای افرادی مثل بابک زنجانی جاذبه دارد و این مقام‌ها هم اغلب با گشاده رویی و آغوش باز و گرم از چنین افرادی پذیرایی می‌نمایند و در قبال آن از امکانات مختلف این افراد بهره می‌برند.
اما وقتی تاریخ مصرف جزایری‌ها و مه آفرید‌ها و زنجانی‌ها تمام می‌شود، همه از آن‌ها برائت می‌جویند و مدعی می‌شوند که در مفاسد این افراد هیچ نقشی نداشته‌اند و اساسا از این‌که این افراد مرتکب تخلفاتی می‌شده‌اند هیچ اطلاعی نداشته‌اند و صرفا با هم دوست و رفیق عادی بوده‌اند. دومین پایه مبارزه با فساد در ایران منع مقام‌های کشوری، لشگری و مذهبی از مراوده با فعالان اقتصادی است. امثال بابک زنجانی اگر با هر مقام کشوری و لشگری کار دارند باید در چهارچوب رسمی و با طی روال عادی و در محل کار آن مقام و در ساعات اداری با آن مقام ملاقات کنند نه در هتل‌ها و ویلاهای داخل و خارج از کشور. باید در قانون جامعی که برای مبارزه با فساد در ایران به تصویب می‌رسد، هرگونه ملاقات و معاشرت مقام‌‌های کشوری و لشگری با فعالان اقتصادی به هر انگیزه‌ای تخلف شمرده شده و باعث تعقیب اداری یا کیفری متخلف گردد. تمام مقام‌های کشوری و لشگری باید از اقامت در اماکن تفریحی ثروت‌مندان منع شوند. مراجع تقلید هم باید از مراودات خصوصی و پذیرایی اختصاصی از فعالان اقتصادی خودداری نمایند و روحانیون دون پایه‌تر را نیز از چنین رفتاری منع نمایند. قطعا آلوده شدن دامن روحانیت شیعه به فساد برای اسلام خطرناک‌تر از قطع برخی وجوهات نجومی است که مفسدان اقتصادی در این جلسات خصوصی پرداخت می‌نمایند.
ثالثا مساله امور خیریه و فعالیت‌های عام‌المنفعه مقام‌های کشوری و لشگری به خودی خود به عاملی برای دامن زدن به فساد در ایران تبدیل شده است. اکثر مبالغی که فعالان اقتصادی به مقام‌های حکومتی پرداخت می‌کنند به ظاهر برای صرف در امور خیریه است به همین دلیل وقتی مفسدان اقتصادی دستگیر می‌شوند تمام مقام‌هایی که از آن‌ها پول گرفته‌اند به‌راحتی ادعا می‌کنند که این مبالغ برای هزینه در امور خیریه و کمک به مستمندان بوده و با همین پوشش از پاسخ‌گویی در برابر مبالغ دریافتی فرار می‌کنند. سومین اقدام بنیادین جهت مبارزه با فساد در ایران باید این باشد که تمام اشخاص ذی نفوذ موظف به اعلام رسمی تمام وجوه و امکاناتی باشند که خارج از حقوق و مزایای رسمی و قانونی خود دریافت می‌نمایند. به علاوه هیچ مرجع تقلیدی نباید حق داشته باشد از هیچ ثروتمندی وجوهات شرعی کلان بگیرد مگرآن‌که از مراجع ذی‌صلاح تمیز بودن آن پول را استعلام کرده باشد.
هیچ مقام کشوری و لشگری نباید حق داشته باشد که در موسسات خیریه شرکت داشته باشد و برای کمک به مستمندان و فقیران از منبعی جز حقوق رسمی و قانونی‌اش هزینه نماید. تمام مقام‌های کشوری و لشگری باید به موجب قانون از هرگونه ارتباطی با بنیادهای خیریه منع شوند و این امور را به سازمان‌های مردم نهاد واقعی واگذار نمایند. رسیدگی به مستمندان و شرکت در فعالیت‌های خیریه واجب کفایی است و در ایران هم من به الکفایه برای انجام ایران وجود دارد و هیچ ضرورتی ندارد که مقام‌های کشوری و لشگری واسطه تقسیم صدقات و تبرعات ثروت‌مندان در بین مست‌مندان باشند.
رابعا خانواده‌های مقام‌های کشوری و لشگری باید از دخالت در امور اقتصادی متوسط و کلان منع شوند. اگر مسوولین جمهوری اسلامی حاضرند جان خود را در راه حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی فدا نمایند، به طریق اولی باید حاضر باشند که فرزندان خود را از فعالیت‌های اقتصادی باز دارند. به موجب قانون جامعی که برای مقابله با فساد تصویب می‌شود، گرفتن سمت‌های مهم کشوری و لشگری باید به طور اتوماتیک موجب منع خانواده آن مقام از فعالیت‌های اقتصادی شود. در کشوری که یکی از پایه‌های اساسی فساد همین خانواده‌های مسوولین هستند، فدا کردن حق فردی آزادی کسب و کار در مقابل خشکاندن یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های فساد هیچ اشکال شرعی و حقوقی ندارد.
پست و مقام حکومتی گرفتن یک حق نیست بنابراین کسانی که مایل نیستند خانواده‌هایشان از فعالیت‌های اقتصادی بی‌بهره باشند لزومی ندارد که در جمهوری اسلامی پست و مقام بگیرند. چه لزومی دارد که فردی که برادر یا داماد یا فرزندش به حرفه شریف و پردرآمد برج‌سازی مشغول است یا در واردات و صادرات فعال است در جمهوری اسلامی به سمت‌هایی کلیدی گماشته شود؟ مشتاقان خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی که نطق‌های آتشین آن‌ها در دفاع از نظام و سوز و گداز آن‌ها برای صدمه به آبروی نظام در جریان فتنه ۸۸ گوش فلک را کر می‌کند باید حاضر باشند که آبروی نظام بلکه اصل نظام را با محروم کردن خود از منافع فعالیت‌های اقتصادی حفظ نمایند.
خامسا چاله‌هایی مثل تحریم نباید باعث افتادن کشور در چاه زنخدان فساد اداری و اقتصادی شود. راه حل مقابله با تحریم‌ها و رفع مشکلات اقتصادی مردم در اثر این تحریم‌ها، ایجاد شبکه‌های مافیایی جابه جایی پول و سرمایه‌های ملی کلان با استفاده از عناصری مانند بابک زنجانی نیست. تئورسین‌هایی که چنین نسخه‌هایی را برای دور زدن تحریم‌ها پیچیده‌اند چرا پاسخ نمی‌دهند که دست آورد استفاده از بابک زنجانی در مسیر کاهش فشار تحریم‌ها چه بوده است؟ این فرد در همان مراحل ابتدایی توسط سازمان‌های نظارتی غربی شناسایی شد و تحت تحریم قرار گرفت و اموالش هم که در واقع اموال ملت ایران بود مسدود یا توقیف شد. هم‌کاران وی هم در تمام کشورها شناسایی شدند و تحت تعقیب قرار گرفتند.


عملا بسیاری از این شبکه‌ها نه تنها کمکی به کاستن از فشار تحریم‌ها بر مردم نکردند بلکه خود نیز بخشی از دارایی‌های ایران را به غارت برده‌اند و ثروت‌های کلانی به جیب زده‌اند. این غارت در حدی بوده است که از اصطلاح «کاسبین تحریم» برای آن‌ها استفاده می‌شود. در قانونی که برای مبارزه با فساد در ایران تصویب می‌شود باید هرگونه فعالیت اقتصادی برای مقاصد سیاسی یا ملی محدود و تحت نظارت نهادهای خاصی انجام شود تا اولا از حیف و میل ثروت‌های ملی در دست این واسطه‌ها جلوگیری شود و ثانیا مجموعه ماموران حکومتی مسوول این پروژه‌ها پاسخ‌گوی گاف‌هایی باشند که در این اقدامات داده می‌شود نه یک فرد مانند بابک زنجانی.
تا زمانی که قانونی بر اساس پنج تدبیر فوق در ایران به تصویب نرسد، هرگونه سخن گفتن از مبارزه با فساد به شوخی تلخی می‌ماند که برای سرگرم کردن مردم مصیبت دیده ایران بیان می‌شود. دستگیری امثال بابک زنجانی هم اگرچه روندی قضایی است که قوه قضاییه موظف به طی آن می‌باشد اما این اقدامات بدون قانونی بر اساس پنج محور فوق هیچ تاثیری در خشکاندن ریشه فساد در ایران ندارد.

فاش شدن هویت مداح هفت تیر کش


 
 
به دنبال انتشار خبر شلیک گلوله یکی از مداحان معروف به سمت یک خودرو در یکی از اتوبان های تهران، یک سایت خبری توضیحاتی در این باره ارائه کرد.
ماجرا از این‌جا آغاز شد که محمود کریمی، از مداحان مشهور تهران، ساعت ۳ بامداد روز پنجم دی ماه در اتوبان بابایی با یک خودروی ۲۰۶ تصادف می‌کند.
این تصادف به مشاجره و درگیری لفظی می‌کشد. سرنشینان ۲۰۶ زوج جوانی بودند که از شرق به غرب اتوبان حرکت می‌کردند، گزارش مورد نظر حاکی از این است که ادامه این درگیری به نقاط خطرناکی کشیده می‌شود چرا که محمود کریمی و هم‌راهانش که در خودروی تویوتا بودند کلت کشیده و پنج تیر به جلو و گلگیر ۲۰۶ شلیک می‌کنند.
بعد از تیراندازی جناب مداح و هم‌راهان از محل دور شده و سرنشینان ۲۰۶ به کلانتری شکایت می‌برند و شکایت ثبت و به دادسرا ارسال می‌شود اما جناب مداح تیرانداز در جلسه دادرسی حضور پیدا نمی‌کند.
خبری که سایت ندای انقلاب با تاخیر منتشر کرد
در همین رابطه و پس از این‌که وب‌سایت‌های بسیاری به این موضوع پرداختند، سایت «ندای انقلاب» نزدیک به نهادهای امنیتی نوشت: «محمود کریمی مداح بامداد چند روز پیش در یکی از اتوبان‌های تهران در حال حرکت بود از سوی سرنشینان چند خودرو مورد تهدید قرار گرفت.»
به نوشته‌ی این سایت: «در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودرو محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان می‌کنند. پس از توقف خودرو کریمی در حاشیه اتوبان، سرنشینان خودروهای مزاحم پیاده شده و به سمت خودرو کریمی می‌روند و این مداح که به هم‌راه خانواده خود بوده برای دفاع از خانواده خود و دور کردن آن‌ها اقدام به شلیک هوایی می‌کند که این کار هم نتیجه نمی‌دهد و نهایتا کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک می‌کند که این گلوله به گلگیر خودرو اصابت می‌کند و نهایتا آن‌ها از اطراف ماشین کریمی فاصله می‌گیرند.»

سایت ندای انقلاب سرنشینان خودرویی که کریمی به سمت آن گلوله شلیک کرده بود را «اراذل و اوباش» توصیف کرده است.

گفتنی است چندی قبل نیز در یک ماجرای هفت تیرکشی دیگر هم، هم علی اکبر حیدری فرد، قاضی سابق و معلق شده‌ی کهریزک و متهم قاچاق عتیقه در یک پمپ بنزین حاشیه اصفهان و در جدال با شهروندان بر سر نوبت، دست به سلاح می‌شود و پس از شلیک گلوله سوار خودروی خارجی خود از صحنه می‌گریزد.
حیدری فرد، از قضات تاثیر گذار حوادث سال ۸۸ بود که بسیاری از شهروندان را به حبس محکوم کرد و در ماجرای کهریزک نیز نفر دوم پس از مرتضوی بود.

۱۳۹۲ آذر ۱۹, سه‌شنبه

با رئیس جمهور بودن روحانی، دست رژیم برای اعدام بازتر شده است



موج اعدام کشور را فرا گرفته و سرکوب و خفقان بیش از گذشته اعمال میشود. سوال مهم این است که نقش دولت روحانی در این داستان چیست. طبیعی است که اصلاح طلبانی که نقش روابط عمومی نظام در داخل و خارج کشور را بازی میکنند، همان استدلالی را که در زمان محمد خاتمی استفاده میکردند، یکبار دیگر مطرح کرده و خواهند گفت که اصولا اعدام و سرکوب به رئیس جمهور ربطی ندارد و از حیطه اختیارات ایشان خارج است. از اینرو، نباید از ایشان بازخواست کرد.
برخی از آنان مثل محمد خاتمی طلبکار هم شده و میگویند که "تمامیت خواهان و نهادهای امنیتی (منظور وی باند ولی فقیه است) میخواهند با افزایش سرکوب، عقبه (یعنی پایگاه اجتماعی) روحانی را از وی جدا کنند." به عبارت دیگر، حسن روحانی خودش نیز بنوعی قربانی این موج سرکوب و اعدام است.
در پاسخ به روضه خوانی و وقاحت این جماعت باید  از آنان پرسید که اگر ایشان از اعدام و سرکوب ناراضی است چرا بجای شکوه و شکایت، از آن دفاع میکند. وزیر دادگستری اش توهین و حمله به دختر موسوی را توجیه میکند، وزیر ارشادش از بستن روزنامه بهار دفاع میکند و سخنگوی وزارت خارجه اش، که صاحب فیس بوک نیز هست، گزارش احمد شهید در مورد نقض حقوق بشر را بی اساس و توهین به ملت شریف ایران میخواند و از مردمسالاری دینی در ایران که به گفته ایشان الگوی دموکراسی برای مردم منطقه شده سخن میگوید؟
به گفته اصلاح طلبان، رئیس جمهور در سرکوب گسترده و اعدام دخالتی ندارد، در برنامه هسته ای هیچ نقشی ندارد، در مذاکرات هسته ای فقط مجری دستورات رهبر است و بنابراین، در مورد آینده تحریم ها که اقتصاد و زندگی مردم را به نابودی می کشاند هیچ کاره است. در سیاست های منطقه ای و دخالت و کشتار در سوریه و نابود کردن سرمایه های کشور نیز هیچ نقشی ندارد چون سپاه قدس تصمیم میگیرد، در این صورت، باید از این جماعت ماله کش پرسید که رئیس جمهور چه کاره است و به چه منظور مردم را به گرم کردن تنور انتخابات نمایشی دعوت کردید؟
اما یک نکته کاملا بارز و روشن است و اینکه اگر هم اکنون جلیلی یا احمدی نژاد رئیس جمهور بود رژیم با این دست باز قادر به کشتار و اعدام نبود زیرا همه جهان یک صدا اعتراض میکردند. اما اکنون، با حضور دولت روحانی که گویا قرار است با آمریکا دوست شود و مذاکرات هسته ای را با خوبی و خوشی به پایان برساند و انشاء الله در سوریه نیز برای حل مشکل غرب آستین ها را بالا بزند، صلاح کشورهای غربی در سکوت و دادن مهلت به دکتر روحانی است.
در داخل کشور نیز، خشم مردم از اعدام، سرکوب، فلاکت روز افزون و سفره های خالی شان، بجای آنکه کل نظام را هدف قرار دهد و بدنبال راه چاره ای از کابوس سی ساله آخوندی باشد، با امید بستن واهی به اصلاح امور توسط دولت هیچ کاره روحانی، به بیراهه میرود و عمر این حکومت ضد ایرانی و ضد بشری بازهم اضافه تر میشود.

این است خاصیت انتخابات در نظام ولایت فقیه


ای توده غافل، اندکی بیندیشید، این ملایان جز نگهداری دکان خود نمی‌خواهند



ای توده غافل، اندکی بیندیشید، این ملایان جز نگهداری دکان خود نمی‌خواهند،

اینان همان مردم رسوایی هستند که با هر چیز تازه‌ای که برایِ بیداری و هشیاری مردم مفید باشد مخالفت میکنند، با مشروطه مخالفت کردند، با مدرسه مخالفت کردند، اکنون هم که با ما که می‌خواهیم به یکباره دکان اینان را ببندیم به مخالفت آغازیده اند. افسوس ما در این است که اینان شما را وسیله اجرایِ نیت سو خود میکنند و خودشان را در پناه نادانیها و بی‌ خردیهایِ شما نگاه میدارند.

به خود آئید، دوست و دشمن خود را بشناسید، بیایید نوشته‌هایِ ما را بخوانید، ما دلیل‌هایِ بسیاری توانیم آورد که این ملایان و مفتخوران درد دین ندارند و در بند شکم و دکان خود هستند.

قسمتی‌ از دفاییات احمد کسروی ( 1324)، مردی که می‌خواست ایران را از تاریکی‌ نجات دهد

علیرضا درویش بازداشت و مکانی نامعلوم منتقل شد.



ماموران امنیتی با هجوم به محل کار علیرضا درویش، وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
به گزارش خبرنگار کلمه، علیرضا درویش روزنامه نگار و فعال فرهنگی ظهر دوشنبه ۱۸ آذر ماه، پس از هجوم ماموران امنیتی به محل کار خود بازداشت شد.
ماموران امنیتی پس از بازرسی محل کار وی و ضبط کامپیو‌تر، سی دی و مدارک مربوط به هفته نامه امرداد، به محل سکونت این روزنامه نگار رفته و پس از تفتیش و بازرسی منزل و ضبط لوازم وی، او را به محل نا‌معلومی انتقال دادند.

تاکنون مشخص نشده که این ماموران متعلق به کدام نهاد بوده‌اند و وی را به کجا منتقل کرده‌اند. علیرضا درویش در هفته نامه امرداد مشغول به کار بود، این هفته نامه متعلق به زرتشتیان ست.

پیش از این کلمه از بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات خبر داده بود.

چکیده :طی این بازجویی‌ها که بابرخورد تند و توهین آمیز نیروهای امنیتی همراه بوده، با تهدید از آن‌ها خواسته شده رفت و آمد به مکانهای متعلق به زرتشتیان را محدود سازند و در غیر این صورت با آن‌ها برخورد خواهد شد و عواقب آن با خود زرتشتیان خواهد بود....


بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات در پی انتشار گزارشی در کلمه از فشارهای چند ماهه نیروهای امنیتی بر بنیاد فرهنگی جمشید متعلق به زرتشتیان، فشار‌ها هم چنان ادامه یافته و چندین تن از شهروندان زرتشتی احضار و در این رابطه بازجویی شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، طی این بازجویی‌ها که بابرخورد تند و توهین آمیز نیروهای امنیتی همراه بوده، با تهدید از آن‌ها خواسته شده رفت و آمد به مکانهای متعلق به زرتشتیان را محدود سازند و در غیر این صورت با آن‌ها برخورد خواهد شد و عواقب آن با خود زرتشتیان خواهد بود.
با توجه به پیشینه زرتشتیان و زندگی مسالمت آمیز آن‌ها با دیگر ادیان در ایران طی قرنهای اخیر، این برخورد‌ها که از موارد واضح نقض قانون اساسی در راستای حقوق شهروندی اقلیتهای رسمی و شناخته شده در کشور به شمار می‌ رود کم سابقه بوده است.
چندی است از دوربین‌های حفاظتی یک ساختمان دولتی در مقابل بنیاد فرهنگی جمشید برای کنترل رفت و آمد به این مکان فرهنگی که سابقه فعالیت قانونی ۱۵ ساله دارد استفاده می‌شود.

کلمه پیش از این گزارش داده بود که ماموران امنیتی از حدود یک ماه پیش از انتخابات ریاسات جمهوری در خرداد ماه ۱۳۹۲ با فشار بر مسئولین این بنیاد زرتشتی، آن‌ها را وادار کردند تا کلیه کلاس‌ها و نشست‌های فرهنگی و مدنی خود را به حالت تعلیق در آورند.

۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

داستان روستایی تنگدست و آخوند و رابطه اش با وصف حال و روز ملت ایران

داستان روستایی تنگدست و آخوند و رابطه اش با وصف حال و روز ملت ایران

داستان روستایی  تنگدست و آخوند و رابطه اش با وصف حال و روز ملت ایران
داستان  ضمیمه شده ضمن ساده بودنش  حاوی نکاتی پند آموز می باشد. زیرا بیانگر شرایط تحمیلی بیش از 34 ساله است که هر زمان رئیس جمهور و  دولت  جدیدی روی کار آمده و  جایگزین قبلی شده  که همراه با کلی  قول و وعده ها بوده است موازی آن سعی شده کاسه کوزه مشکلات اقتصادی واجتماعی .....  و معضلات امور معیشی مردم به گردن دولت مردان قبلی انداخته شود  . بهمین  دلیل حسن روحانی هم در برنامه 3 شنبه تلویوزنی محور بیان عملکرد 100 دولت خود   مشابه  سناریوی سیاست تجربه و تکرار شده  را غلیظ تر از قبل اجرا کرد  . زیرا که ماهیت آخوندهای غیر مولد و شرکا  را  نمی توان  بهتر از روش  عوامفریبی و حواله ناکجاآبادی دادن برای  رفع مسئولیت از عدم پاسخگویی به مطالبات مردم ترسیم کرد. برای این که  از همان  زمان حاکم شدن  و قدرت گیری خمینی و جانشین و شرکا وحامیان شان  روش تصویر مار کشیدن و مار نشان دادن  تا حال ادامه داشته است و توانسته اند  تسمه ازگرده ی مردم محروم ودربند واسیر ایران  بکشند . بنابراین داستان ساده  روستایی و سئوالش  از آخوند ده ضمیمه شده   است .چون بی ربط باشرایط کنونی ایران نیست . به خصوص آنانی که پس از 34  سال تجربه ی غارتگران  حاکم با مفت و مرده خواران آخوندهای متحجر حوزوی و شرکای بقدرت خزیدگانش  را لمس  وتجربه کرده اند به خوبی  می دانند  که چگونه  نقش و سهم قدرت  اینان درست  وارونه  قول داده شده ی خمینی  است  که گفته بود حکومت آینده از آن مستضعفان و پا برهنگان است  .  به ویژه  اینکه در روند جنگ قدرت و انباشت ثروت وانحصاری کردنش رقبا  از طریق  اجرای طرح کودتایی  مشترک پاسداران و  رهبر وبسیج  کنار  زده شدند . اما تا گند قضیه در می آید و وحشت  از  رفع ابهام مردم  حس می شود تلاش می شود. بلافاصله سناریوی وارونه تکرار می گردد . در رابطه شاهد بودیم  که خاتمی جای رفسنجانی شد  و روحانی جای احمدی نژاد را گرفتو رئیس جمهور  شدشود تا هورا کشان تبلیغ کنند شرایط سخت سپری شده و شرایط مناسب و  اوضاع  بهتر با  کلید دولت تدبیر و امید فراهم شده است.  البته با مواضع تاکتیکی- تبلیغاتی که اتخاذ می  شود تا  در اجرای  سناریوی سیکل  تکراری طراحی شده هدف  به انحراف کشانیدن اذهان عمومی دنبال می شود  که ایجاد توهم  در اذهان عمومی است که گویا ممکن است شرایط نسبت به گذشته تغییر کند و بهتر شود تا مانع از حرکت های اعتراضی مردم ناراضی شود .
زیرا برخلاف آنچه کودتا گران تصور می کردند که پس از کودتای 22 خرداد88 مردم معترض تسلیم می شوندو همه چیز  به فراموشی سپرده و شامل مرور زمان خواهد شد . اما کودتاگران به زودی متوجه شدند که با وجود اینکه موسوی وکروبی  را در حصر خانگی نگهداشتند  ولی اتفاقی نیفتاد  تا همه چیز بر وفق مرادشان به پیش رود. برای اینکه  خشم و کینه مردم ناراضی همچون آتش پنهان شده برزیرخاکستر بود که مترصد وزیدن نسیمی برای شعله ور شدنش بود. برای همین تا  نسیم پس از 22 خرداد 88  زده شد و ناراضیان  موج وار در خیابان ها سرازیر و دست به تظاهرات اعتراضی زدند تا درادامه ی تظاهرات های  ضد حکومتی  خودفریاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و اصل ولایت فقیه  توی خیابان ها و دانشگاه ها طنین انداز کنند . گرچه  فریاد  مرگ بر دیکتاتور سردادن معترضان  مقابل کودتا گران بهای بس سنگینی در بر داشت . ولی بدلیل اینکه اعتراضات معترضان  با سرکوب شدید و سرکوب  صدای اعتراضی خیابانی شان مهار شد  ولی معترضان  زانو نزده و تسلیم نشدند تا اینکه ترکش پرداخت هزینه به کودتا گران  اصابت کرد. چون رهبر ولی فقیه به جای موافقت با نامزد ریاست جمهوری کودتاگران پاسدار مجبور شد تا با در خواست تقاضا از مخالفان تا در نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی یازدهم نه بخاطر نظام که در حمایت از کشور شرکت کنند  تا حسن روحانی رئیس جمهور شود . سپس حامیانش توی خیابان بریزند و  با فراموش کردن شرایط طاقت فرسا پایکوبی و شادی کنند . چون هدف عبور از بحران اقتصادی وتحریم ها وتن دادن به توافق هسته ای در ژنو  بود.
 بهر حال  از سوی دیگر ربط داشتن این داستان با مدعیان اصلاح طلب ازآن منظر وجه اشتراک دارد که اینان با تجربه و  آزمون شکست خورده ی  بیش از 34 ساله و به خصوص 8 ساله ای که خود بر سر قدرت بودن  اشراف کامل دارند  که بابودن ولی فقیه همکاره و بی پاسخ به هیچ مرجع و نهاد دراین رژیم بربر منش  و تاریک اندیش قرون وسطایی دیگر  نه قانون  دارای جایگاه و  اعتبار و نه معنی و مفهومی دارد. برای اینکه  شورای نگهبان  آلت دست ولی فقیه  است  که تأیید کننده ی نامزدان نمایش انتخابات  گوناگون  است . از طرف دیگر  مجمع خبرگان رهبری که ظاهراً می بایست براعمال ولی فقیه  نظارت داشته باشد ولی  آنچنان آلت دست ولی  فقیه  شده است که  تبدیل  به  نهاد تشریفاتی شده است  که مأموری و مجری   حمد وثناگوی رهبر وفرامین و ی  شده است  . طوریکه بنابر دستور صادره رفسنجانی  را از رأس آن جراحی نمود .حال درچنین اوضاع و احوال که ریش و قیچی دراختیار ولی  فقیه  و پاسداران  می باشد که هر روز خشن  و ضد انسانی تر بامعرضان ومنتقدان و رقبا برخور می کنند. چگونه می توان انتظار داشت که چاقو دسته ی خودش را ببرد ونقض کنندگان آشکار قانون، قرار است  پای بند ومدافع قانون اساسی باشند و دولت اعتدال روحانی معنی و استقلال داشته باشد . بعلاوه باید باور داشت شرایط بهتر از گذشته و رو به بهبود خواهد بود  و تن  دادن به توافق هسته ای  بدون تنش و پیامدهای واکنشی اعتراضی – انتقادی داخلی  مواجه می شود .
بهر صورت گویا  خود  به  توهم زدگان  که  تلاش می کنند توهم خود را به مردم تلقین کنند همچون داستان روستایی ساده دل  در مانده است  که چون مرید و پیرو ملای روستا بود . برای درمان مشکلات خودنزد وی می رود تا پس از بازگویی مشکلات  و دریافت رهنمود و  اجرای اوامر و فتواهایش در نهایت آنقدر درمانده و  زهواره در رفته وخسته شود که به علت خستگی مفرط و چندین شب بی خوابی عاقبت بی هوش و  به خواب رود  و دعاگوی ملای روستا شود.
داستان روستایی فقیر و تنگدست یا روز وحال ملت ایران
> روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت > و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. > از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان > نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی > می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که > شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند. > دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست… پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام> تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود. 
> آخوند پرسید:> از مال دنیا چه داری؟
> روستایی گفت:> همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.> آخوند گفت:> من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.
> روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد….آخوند گفت:> امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری. روستایی برآشفت که: > آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا > نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!
> آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من > انتظار کمک داشته باشی.
> صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما > نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.
> آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت:> امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.
> چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می > رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که > همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند! روز آخر روستایی با چشمانی گود > افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش > امکان پذیر نیست!
> آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی > که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون > بگذارد!
> ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او > می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس > نیز بیرون گذاشته شد.روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا > عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به > چه زبانی از تو تشکر کنم. آه که چه راحت شدیم و این است حال و روز ملت.  منبع : ایمیل دریافتی از یک دوست

مزدوري كه دانشجويان را زير ضرب كتك و فحش مي گيرد + عكس




بدستور غلام حسین حیدری، ریيس دانشگاه آزاد واحد رودهن و بدون اطلاع قبلي ورودی‌های خانم‌ها و آقايان این واحد دانشگاهی از يكديگر جدا شد و از ورود دانشجويان بدون همراه داشتن كارت دانشجويی

و یا برگه‌ی انتخاب جلوگيری به عمل آمد. نیرو‌های انتظامات و حراست نیز با رفتاری بسیار توهين آميز مانع ورود دانشجويان به بهانه نامناسب بودن پوشش ظاهری آن ها شدند. تا آنجا که تعدادی از دانشجویان علی رغم پیمودن مسیر طولانی از شهر تهران تا شهر رودهن نتوانستند به دانشگاه وارد شوند و بر سر کلاس‌های درس خود حاضر شوند.

در کنار سر در اصلی دانشگاه که پیش از این دانشجویان و اساتید از آن رفت و آمد می‌کردند اطلاعیه بزرگی نصب شده است که در آن الگوهای رفتاری و الگوهای پوشش برای دختران و پسران دانشجو ذکر شده است. اطلاعیه های تهدید آمیز و محدود کننده مشابهی نیز در نقاط مختلف دانشگاه نصب شده است.

در کنار سر در اصلی و وروی بزرگ دانشگاه که اکنون با نصب میله‌های سیاه رنگی آن را مسدود کرده‌اند؛ دو اتاقک قرار داده شده است که مملو از عوامل انتظامات است که دختران و پسران دانشجو برای ورود به دانشگاه باید از آن عبور کنند.

بر اساس گزارش خبرنگار ادوارنیوز، انتظامات دانشگاه در پاسخ به اعتراض دانشجویان که جویای علت چینی برخورد‌های ناگهانی و بدون اطلاع رسانی قبلی و خلاف قانون چیست؟ گفت:«ما خودمون قانونیم! قانون ماییم! اگر گفتیم فردا لخت باید بیاین لخت باید بیاین!»

این در حالی است که، وضع قوانین محدود کننده‌ی جدید حتی به پارکینگ دانشجویان نیز رسیده است و دانشجویان آن را اقدامی توهین آمیر قلمداد می کنند.

ضرب و شتم دانشجويان

در همین حال، انتظامات دانشگاه در اتفاقي نادر اقدام به بازرسی بدنی و تفتيش کیف و وسایل دانشجويان می‌کند؛ كه اين امر نیز باعث بیش شدن خشم و اعتراض دانشجویان می‌شود. در جریان یکی از بازرسی‌هاکه در حدود ساعت یازده صبح روز شنبه دوم اردیبهشت اتفاق افتاد، یکی از عوامل انتظامات سيلي محکمی به صورت يكی از دانشجویان پسر می‌زند و با حرکتی توهین آمیز وی را از دانشگاه به بيرون مي‌برد و در خارج از محیط دانشگاه به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد و سپس توسط انتظامات به حراست دانشگاه انتقال داده مي‌شود و به بهانه های واهی برای وی پرونده سازی صورت می گیرد.

به گفته دانشجویان یکی از مسببان اصلی ضرب و شتم دانشجویان و بازرسی های بدنی توهین آمیز، یکی از مسوولین اصلی انتظامات نام "شهاب" است، که در بین دانشجویان به سخت گیری و فحاشی شناخته می شود.

به گفته دانشجویان این واحد دانشگاهی در ادامه روند برخوردهای توهین آمیز و ضرب و شتم دانشجويان، روز دوشنبه چهارم اردیبهشت ماه، از ورود يكی از دانشجوی دختر به دانشگاه به دلیل آنچه که انتظامات دانشگاه آرايش نامناسب عنوان می‌کند، جلوگیری به عمل می‌آید؛. این اقدام با اعتراض اين دانشجوی دختر همراه می‌شود و عوامل انتظامات دانشگاه آزاد رودهن شروع به فحاشي به وی و هل دادن وی می‌كنند. در برخوردی که بین این دانشجوی دختر و مامورین انتظامات دانشگاه رخ میدهد، مامورین او را با حالتی زننده و با ضربه ای محکم از دانشگاه به بيرون پرت می‌کنند كه موجب برخورد شدید وی با زمین و صدمه دیدن این دانشجو می‌شود.

براساس گزارش دانشجویان، روز سه شنبه پنجم اردیبهشت ماه، نیز کشمکش و درگيری شديد لفظي دیگری بین یکی دیگر از دانشجویان دختر با یکی از مسوولین انتظامات خانم موجب درگیری لفظی و فیزیکی شد. در این درگیری کارمند انتظامات اقدام به فحاشی و درگیری فیزیکی با دانجشو می‌کند، که طی این برخورد دانشجوی دختر به زمین می‌خورد و این کارمند انتظامات ضرباتی را به پای این دانشجو وارد می‌کند.

به گفت دانشجویان این واحد دانشگاهی خانم جابری، از مسوولین انتظامات بخش خانم‌ها، در این حادثه دخیل بوده.

شایان ذکر است که این اقدامات حراست و انتظامات دانشگاه که مستقیما زیر نظر رییس این واحد دانشگاهی انجام می پذیرد؛ حتی موجبات نارضایتی و اعتراض برخی از اساتید را نیز فراهم اورده است. که از آن جمله می توان به تنش لفظی صورت گرفته بین یکی از اساتید با عوامل حراست در ساختمان مرکزی این دانشگاه اشاره کرد.

گفتني است در سال ۸۸ "پاشا عليپور" مسوول حراست اين دانشگاه به همراه دو تن از همکارانش به نام های "افکاری" و "عیوضی" با هماهنگي با نيروهاي انتظامي ماشين گشت ارشاد در مقابل در ورودی دانشگاه آزاد رودهن مستقر کرده و اقدام به بازداشت دانشجويان مي‌كردند.

قابل ذكر است که در سال های اخیر در این واحد دانشگاهی صدها دانشجو به خاطر نوع پوششان به كميته انضباطي احضار شده و با احكام محروميت از تحصيل مواجه گشته اند که "شهاب" و "پاشا علیپور" نقش زیادی در اعمال این محدودیت ها ایفاء کرده اند.

ضرب وشتم دانشجویان دختر در محیط داخل دانشگاه و یا حتی خارج از دانشگاه آزاد واحد رودهن توسط نیروهای حراست و انتظامات امر تازه ای نیست. پیش از این نیز در اواخر مهرماه سال ۱۳۸۷ در ماجرای مشابهی یکی از دانشجویان دختر که به بازرسی بدنی و تفتیش کیف و وسایل خود توسط یکی ازكارمندان زن این واحد دانشگاهی معترض شده بود در خارج از محیط دانشگاه تواسط ماموران مرد انتظامات مورد توهین و ضرب و شتم و تماس های مکرر بدنی قرار گرفته بود که ریاست این واحد دانشگاه‌ی ضمن ابراز امیدواری از عدم تکرار این وقایع در آینده به خبرنگاران گفته بود:«با عاملان حادثه دانشگاه رودهن قاطعانه برخورد كردیم.»

به گفته دانشجویان معترض اگر در همان زمان عوامل ضرب و شتم دانشجویان برخورد می‌شد امروز شاهد تکرار این وقایع تلخ نبودیم. همچنین نمی‌توان از کنار نقش محوری رییس این واحد دانشگاهی دکتر غلام حسین حیدری در اعمال محدودیت‌ها و برخوردهای صورت گرفته به آسانی گذشت.
پارس ديلي نيوز

۱۳۹۲ آذر ۲, شنبه

ماده مخدر کروکودیل تمساح مرگبار روسی Desomorphine که به تازگی وارد کشور ایران شده است




هر دم از روسیه بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد معرفی ماده مخدر کروکودیل تمساح مرگبار روسی Desomorphine کروکدیل نام یکی از جدید ترین مواد مخدر صنعتی است که به تازگی وارد کشور شده است و از روسیه به عنوان منشا این ماده نام برده می شود.تا سال 2011 نزدیک به صد هزار نفر در روسیه به این ماده اعتیاد پیدا کرده اند.آژانس فدرال روسیه نیز این مقدار را 250 هزار نفر اعلام می کند. این ماده بعنوان جایگزین هروئین به بازار های ایران نیز عرضه شده است اما مسئولین دولتی وجود آن را نه تایید می کنند و نه تکذیب می کنند و قیمت آن از هروئین به مراتب پایین تر است.کروکودیل بیش از 20 برابر قوی تر از هروئین بوده و بلایی را که کراک بر سر معتادین می آورد را با قدرت بیشتری بروی افراد معتاد اعمال می کند و بصورت عمقی به درون سلول های بدن معتاد نفوذ می کند و زخمهای بسیار قوی بر بدن شخص معتاد می گذارد. بنا به گذارش پلیس روسیه تقریبا تمامی افرادی که به این ماده اعتیاد پیدا می کنند در عرض یک سال جان خود را از دست می دهند و در خوشبینانه ترین حالت عمر فرد پس از مصرف به سه سال می رسد.و امید به زندگی در معتادان این ماده بین دو تا سه سال است. در ابتدا پوست بدن شخص معتاد به رنگ سبز در می آید(به همین دلیل نام تجاری کروکودیل را بر خود گرفته است) و سپس بطور کامل زخمی و پوسیده می شود گفتی است که این ماده بسیار اعتیاد آور است. مديركل امور اجتماعي استانداري مركزي بيان كرد: اين ماده مخدر مشابه كراك مصرف تدخيني نيز دارد و مصرف تزريقي آن منجر به آسيب بافتهاي بدن و سياه شدن اندام مي شود و پس از يك سال مصرف كننده را از پا در مي آورد. مديركل پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي كشور با تاكيد بر لزوم آگاهي بخشي جدي در بحث پيشگيري از اعتياد عنوان كرد: مافياي مواد مخدر با اين عنوان شروع به توزيع اين مواد مي‌كنند كه اين مواد مشكلي ايجاد نمي‌كنند و اعتيادآور نيستند و بدين ترتيب به جذب افراد براي مصرف اقدام مي‌كنند. مجله تایم نوشته است کروکدیل پسر عموی کثیف مورفین است که به صورت یک ویروس در میان جوانان روسی پخش شده است.دلیل پخش شدن آن نیز آزاد بودن فروش مورفین در روسیه است که به راحتی به قاچاقچیان اجازه می دهد این ماده را تهیه کنند.این ماده مانند مورفین نیز تاثیر گذاری 4 سالعه بروی فرد معتاد دارد. کروکدیل از ترکیب قرص کدئین با بنزین، تینر، ید، اسید کلریدریک یا همان جوهر نمک و فسفر قرمزساخته شده است.به نظر می رسد این ماده برای اولین بار در سال 2002 در سیبری پدیدار شده و به سرعت در تمامی کشور روسیه پخش شده است.اما عده ای نیز معتقد هستند که این ماده در اوایل سال 1935 پیدا شده است. تایم می نویسد بافت ها و عروق محل تزریق مانند پوست تمساح در بخش تزریق شده میمیرند.نتیجه یک تحقیق نیز نشان می دهد که بافت استخوان متخلخل در پایین فک به دلیل اسیدی بودن دارو اغلب شروع به پاشیدن می کند.سایت دیگری نیز نوشته بود:در محل تزریق رگ ها شروع به ترکیدن می کنند و عضله آن قسمت فاسد و آسیه می شود. از این ماده به عنوان ترسناک ترین ماده مخدر موجود در بازار نامبرده می شود.پلیس آلمان اعلام کرده است که یکی از معتادین به این ماده حتی نمی دانسته است که کروکودیل مصرف می کند و قاچاقچیان تحت نام هروئین این ماده را به او می فروختند.حتی در اورپا افرادی که توانسته بودند خود را از این ماده مخدر رها کنند قطع عضو شده بودند.احساس فیزیکی که این ماده به معتادین می دهد بسیار شدید است و حتی بارها در طی فرآیند سم زدایی مشاهده شده است که معتادین هوشیاری خود را از دست می دهند. معتادین عزیز کشور ما نیز بسیار مواظب این نکته باشند از آنجایی که روش تهیه این ماده به مراتب ارزان تر از هروئین تمام می شود ممکن است قاچاقچیان مواد مخدر این ماده را تحت نام هروئین به آنها قالب کنند!پس چه بهتر که انسان از اول بدنبال هیچ کدام از مواد مخدر نرود. حتی یک بار برای امتحان کردن نیز می تواند زندگی انسان را از هم بپاشاند بسیاری از افراد معتاد فقط برای یک بار امتحان کردن مواد مخدر وارد این راه شده اند و زندگی آنها رو به تباهی رفته است نا گفته نماند که بسیاری از قاچاقچیان نیز می گویند این ماده اعتیاد آور نیست و … در حالی که تمامی مواد مخدر اعتیاد آور هستند.برای درک ارزانی این ماده یک بار تزریق هروئین در ایلات متحده 150 دلار تمام می شود در حالی که تزریق کروکودیل 6 دلار تمام می شود.