درور بر شما -- خوش آمدید
وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.
نابود باد حکومت جهل اسلامی .
=======================================
زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **
=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================
The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
Thank you so so much
Yours sincerely
Cyrus Parsi .
-----------------------------------------------------------------
لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .
در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان (Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .
Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )
۱۳۹۱ دی ۲۳, شنبه
۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه
حکومت ايران با کارتهای ملی جديد کاربران اينترنت را شناسايی میکند
حکومت ايران با کارتهای ملی جديد کاربران اينترنت را شناسايی میکند
تارنمای نشريه اشپيگل اعلام کرد حکومت ايران کارتهای شناسايی جديدی را
معرفی کرده است که بيومتريک هستند و همزمان در اينترنت از آن استفاده
میشود. اقدامی استراتژيک برای کنترل هر چه بيشتر مخالفان در اينترنت.
اين نشريه آلمانی روز گذشته، شنبه چهارم آذرماه (۲۴ نوامبر) در گزارش خود نوشت حکومت ايران گام ديگری به سوی نظارت کامل بر شهروند
ان ايرانی برداشته است.
محمدابراهيم طريقت، قائممقام مجری طرح کارت هوشمند ملی ۹ آبانماه سال
جاری از آغاز عمليات صدور اين کارت در استان قم از روز ۱۰ آبان خبر داد و
گفت: "پس از اتمام صدور کارت هوشمند ملی در استان قم از سال آينده عمليات
صدور کارت برای ۶۲ ميليون ايرانی در سراسر کشور به مرور آغاز میشود."
کارت هوشمند ملی تمامی مشخصات شخصی فرد، ويژگیهای مختلف بيومتريکی و اثر انگشت را ثبت میکند.
بيومتريک که با عنوان "زيستسنج" معرفی میشود سيستم تشخيص الگو است که يک
شخص را بر اساس بردار ويژگیهای خاص، فيزيولوژيک خاص، يا رفتاری که دارد
بازشناسی میکند. بردار ويژگیها پس از استخراج بهطور معمول در پايگاه
داده ذخيره میشود.
شناسايی افراد از روی اثر انگشت، اطلاعات چاپی و اطلاعات تراشه (مدار مجتمع الکترونيک نصبشده در کارت) صورت میگيرد.
سازمان ثبت احوال ايران در تارنمای خود از کارت هوشمند ملی بهعنوان
"مقدمهای برای ورود به جامعه اطلاعاتی" ياد کرده و آورده است: "سازمان ثبت
احوال کشور بهعنوان مرجع امور هويتی کشور، در نظر دارد تا طی يک طرح
برنامهريزی شده، کارتهای ملی هوشمند را جايگزين کارتهای ملی فعلی کند.
علاوه بر کاربردهای قبلی کارت ملی، کارتهای جديد بهعنوان کليد ورود به
دولت الکترونيک و حرکت به سمت جامعه اطلاعاتی، اين فرصت را فراهم میکنند
تا افراد به شيوهای امن وارد فضای ديجيتالی شوند."
بهگفته
محمدابراهيم طريقت بر اساس برنامه پنجم توسعه سازمان ثبت احوال بايد برای
تمامی افراد بالای ۱۵ سال کارت هوشمند ملی صادر کند که اين امر نيز طی پنج
سال آينده محقق خواهد شد.
يکی از نمونههای کارت هوشمند، کارت
شناسايی اداره مهاجرت سنگاپور برای افرادی که بهطور منظم به اين کشور
رفتوآمد میکنند است. اين کارتها نيز با اثر انگشت کار میکنند، اما تنها
منحصر به استفاده افرادی میشود که به اين کشور وارد و يا از آن خارج
میشوند.
کارت شناسايی شخصی در آلمان نيز اين امکان را به افراد
میدهد تا به ميل خود دادههای آن را بهمنظور انجام کارهای اداری در
اينترنت منتقل کنند.
اما بهگفته قائممقام مجری طرح کارت هوشمند ملی در ايران، کاربرد اين کارتها در اين کشور بهمراتب گستردهتر است.
کارتهای جديد هوشمند در ايران افزون بر استفاده در ورود و خروج از اين
کشور، در کارهای تجاری بر روی اينترنت، استفاده مقامات بر اينترنت، در
برنامههای سلامت الکترونيک و توزيع کالاهای يارانهای از قبيل بنزين، نيز
کاربرد خواهد داشت و ايرانيان مجبور به شناسايی الکترونيکی خود خواهند بود.
بهنوشته خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا) اين کارت هوشمند "همچون يک
کليد" امکان ورود به دنيای ديجيتالی را برای شهروندان فراهم میکند.
اشپيگل آنلاين نوشته است حکومت ايران همواره اعلام کرده که در صدد ايجاد
"اينترنت حلال" است تا تنها اجازه دسترسی به سايتهای منطبق بر قوانين
اسلامی ايران به مردم داده شود.
روزنامه بريتانيايی گاردين نيز در
پايان ماه سپتامبر گذشته گزارش داد پژوهشگران دانشگاه پنسيلوانيا با
نسخهای از اين "اينترنت حلال" مواجه شدهاند.
چنانچه حکومت ايران
بتواند "اينترنت حلال" را راهاندازی کند میتواند از شهروندان خود بخواهد
برای هر بار وارد شدن به اينترنت خود را با کارت شناسايی هوشمند جديد ثبت
کنند.
حکومت ايران هماکنون سايتهای شبکه اجتماعی فيسبوک و
توئيتر را فيلتر کرده است و از حدود يک سال پيش کافینتها به دستور حکومت
مجبور شدهاند بهمدت شش ماه نام، نشانی، شماره تلفن کاربران اينترنت و
اطلاعات در مورد سايتهای رجوع شده را نگهداری کنند
۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه
هفت مسیحی بازداشت شده در بازداشتگاه صد شیراز
کوروش لاهوتی ،سخنگوی کلیسای ایران در خصوص آخرین وضعیت بازداشت شدگان کلیسای شیراز را تشریح کرد. کلیسای ایران که از قدیمی ترین و فعال ترین کلیساهای خانگی ایران است نزدیک به بیست سال در ایران فعالیت می کند،آقای یوسف ندرخانی نیز که چندی پیش حکم آزادی خود را بعد از تحمل سه سال زندان دریافت کرد ،از اعضای شناخته شده این کلیسا می باشد. در خصوص علت بازداشت مسیحیان و تعداد بازداشتگان می توانید توضیح دهید؟ متاسفانه روز جمعه ،22 مهر ساعت شش عصر مامورین اطلاعات شیراز با ورود به یکی از جلسات کلیسای ایران در شهر شیراز هفت تن از مسیحیان به نامهای محمد روغنگیر ،سروش سرایی،اسکندر رضایی،بیژن حقیقی،مهدی عمرونی،شاهین لاهوتی و خانم رکسانا فروغی را بازداشت نمودند. در خصوص علت این بازداشتها ،عدم آزادی اقلیت های مذهبی ،مخصوصا نوکیشان مسیحی و ممنوعیت برگزاری مراسم از جمله دلایلی بوده است که باعث بازداشت این افراد شده است. آیا از سرنوشت این افراد اطلاعاتی در دست دارید؟و آیا تماسی با خانواده خود داشته اند؟ طبق آخرین اطلاع ،این افراد بعد از بازداشت در پلاک صد شیراز نگهداری شده اند و تاکنون هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند. اخیرا یکی از مسیحیان کلیسای ایران به نام آقای ندرخانی آزاد شد ،با توجه به این اقدام ،آغاز دوباره برخورد با مسیحیان به نظرتان چیست؟ بدون شک آزادی کشیش یوسف ندرخانی به علت فشارهای بین المللی انجام شده است ،دولت جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایط حاضر به سازش و یا پذیرفتن اقلیت های مذهبی و فعالیت آنها در کشور ایران مطابق با قانون اساسی نیست ،این عدم پذیرش بطور خاص در مورد اعضای کلیسای ایران کاملن مشهود است ،چون اقلیتها مذهبی در تعریف حکومت ایران جز اقلیت های قومی محسوب می گردند و هرگز دولت ایران نخواهد پذیرفت که از نژاد ایران اقلیت های مذهبی شکل گرفته و در کشور فعالیت کنند .بطور نمونه احکام جدیدی که برای چند تن از اعضای کلیسای ایران در رشت که تحت نظارت کشیش یوسف ندرخانی می باشند و همرمان با دستگیری ایشان در سال 85 و 88 برای این افراد تشکیل پرونده شده است ،ثابت می کند که دولت ایران حاضر به پذیرش اعضا کلیسای ایران بعنوان شهروندان مسیحی نیست.هرچند که کلیسای ایران با آزادی کشیش یوسف ندرخانی به این قضیه خوشبینانه نگاه می کرد ولی با اتفاق امروز در شیراز و با احکامی که چند روز گذشته صادر گردید ،این نگاه خوشبینانه منتفی است.
تائید حکم اعدام دو زندانی سیاسی کُرد: لقمان و زانیار مرادی
منبع یاد شده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « هفته گذشته مسئولین زندانی رجایی شهر کرج به صورت شفاهی به این دو زندانی سیاسی کُرد اعلام کردهاند که حکم آنان در دیوان عالی کشور تائید شده است. لقمان مرادی در طی چند روز گذشته طی تماس کوتاه با خانواده ضمن تائید این خبر اعلام کرده است که از شنیدن این خبر شوکه شده است و با توجه به اینکه به صورت کتبی ابلاغ حکم صورت نپذیرفته است امیدوار است که تنها جنبه رعب و وحشت داشته باشد.»
وی افزود که وکیل این دو زندانی سیاسی نیز از اعلام چنین خبری ابراز تعجب کرده و به خانواده این زندانیان اعلام کرده که به صورت رسمی موضوع تائید حکم به وی ابلاغ نشده است و وی طی روزهای هفته آینده برای پیگیری وضعیت رسیدگی به پروند در دیوان عالی کشور به تهران سفر خواهد کرد.
زانیار و لقمان مرادی در مورخه ۱۱ مردادماه توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت و به مدت ۹ ماه در بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج برای اخذ اعترافات ساختگی تحت فشار و شکنجه شدید روحمی و جسمی قرار گرفتهاند. این دو زندان بعدا نزدیک به ۶ ماه به زندان مرکزی سنندج منتقل میشوند و از آنجا هم به بند ۲۰۹ منتقل میشوند.
نهایتا این دو زندانی سیاسی در تاریخ ۱ دیماه سال ۸۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور امام جمعه مریوان جلسه دادگاه برگزار شد و این دو زندانی سیاسی به اتهام محاریه و قتل فرزند امام جمعه مریوان به اعدام در ملاعام محکوم میشوند. دیماه این دو زندانی سیاسی از بند ۲۰۹ زندانی اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل میشوند.
این دو زندانی سیاسی در زندان با نوشتن رنجنامه از شکنجهی دوران بازداشت برای اخذ اعترافات ساختگی پرده برداشتهاند. (منبع)
با اعتراض این دو متهم به حکم صادرە در تاریخ ۱۲/۱۱/۸۹ پروند جهت تجدید نظر خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده بود.
۱۳۹۱ دی ۱۶, شنبه
وضعیت ایران در سال 2013
از یک نظرگاه عمومی سال 2013 سال بحران است اما نه بحران تصمیم های بزرگ که بحران بی تصمیمی های بزرگ. معنای این سخن این است که سال 2013 سال بن بست است و احتمال های مختلف برای شکستن بن بست. احتمال هایی که خود در بحران اند و بحران زا. تلاش می کنم جوانب این بحران را اندکی بشکافم.
وضعیت سیاسی در ایران با موقعیتی روبرو ست که می شود گفت بالاخره سر آقایان به سنگ خورده است. یعنی خودشان هم فهمیده اند که خورده است. دنیای سیاست ایرانی در چند دهه گذشته توهم در توهم بوده است و اوج این دن کیشوت بازی و بلکه آخرالزمان آن همین سالهای دولت مهدوی احمدی نژادی بوده است. یعنی دولتی که جلوه اعلای ایده های خامنه ای بود. شیشه عمر این ایده ها چنان نقش بر سنگ شده است که صدای شکستن اش به گوش کران هم رسیده است.
به عبارت دیگر، حباب بزرگترین ایده قدرتمندترین مرد سیاست ایران ترکیده است. گلی که می پنداشتند گرفته اند پوچ شده است. از درون آن یک باجگیر سیاسی به نام احمدی نژاد رخ نموده که زهر خود را هنوز کامل نریخته است.
یک نیم نگاه به اردوی اصولگرایان نشان می دهد که این اردو وضع اش آنقدر آشفته است که گویی فرمانده لشکرش کشته شده باشد. و آنچه برای آیت الله سید علی خامنه ای پیش آمده چیزی کمتر از مرگ سیاسی نیست. دست اردوی اصولگرا خالی ست. چه در طیف دولتی اش یا ضددولتی اش یا این و آن شخصان امیدوار که فکر می کنند یکی از آن 40 تنی هستند که ممکن است از میان آنها رئیس جمهور آینده انتخاب شود.
وضعیت در اردوی اپوزیسیون هم بهتر نیست. ایده های رهبران سبز اگر نمرده باشد دست کم به فریزر سیاست سپرده شده است. مطلقا هیچکس نیست که ایده های سبز را پیش ببرد. سبز راه حلی برای یک بحران سیاسی در درون نظام بوده است و آن بحران به دلیل حل نشدن به بحران بزرگتری که در بالا وصف اش آمد تبدیل شده است. بعید است که ایده های سبز در برابر بحران کنونی حرف تازه ای داشته باشد.
اصلا اینطور بگویم: حرف تازه آنقدر مهم نیست الان. ایمان تازه مهم است. این ایمان از دست رفته است.
کمی توضیح دهم: زمانی بود که انقلابیگری مارکسیستی جوانان و مردم را گرم می داشت و پیش می برد. ادبیات خود را داشت و قهرمانان خود و سنت های سیاسی خود را. مکتبی بود موثر در امور سیاست ایران چنانکه در جهان. زمانی بود که ناسیونالیسم دلها را زنده می داشت و به مهر وطن گرم می کرد و سختی ها را آسان می کرد و آینده را پرنور می ساخت. ناسیونالیسم منطقی داشت که چند نسل شیفته آن بودند. درست مثل مارکسیسم.
امروز از مارکسیسم چیزی بیشتر از آتشی ز کاروان باقی نمانده است. ناسیونالیسم هم یا اوراق شده است یا به افراط افتاده است. هیچکدام در وضعی نیستند که دلی را گرم کنند و سری را پرشور سازند. وضع اسلام سیاسی هم که زمانی شریعتی را رهبر جوانان پرشور وطن ساخته بود ناگفته پیدا ست.
پس دوباره نگاه کنیم: وضعیت در هر دو سوی بحران سیاسی ایران در بن بست است. ایمان ها از دست رفته است. سخن ها سردی گرفته. ایده ها زمین خورده است.
از این وضعیت چه حاصل خواهد شد؟ انتخابات در پیش است. پیچ سیاسی بزرگی در راه است. اما اندیشه و ایده بزرگ و فراگیر و دلگرم کننده ای در افق دیده نمی شود. سال شگفتی در پیش داریم. آیا ایمان تازه ای متولد می شود؟ یا فریب تازه ای ممکن است؟ یا به سوی جنگی ویرانگر می رویم؟ آیا راه حلی از درون پیدا خواهد شد یا تغییر معادلات منطقه ای سرنوشت ما را تعیین خواهد کرد؟
چه کسی تصمیم خواهد گرفت؟ چه کسی توان تصمیم گیری دارد؟ چه کسی قادر است بر این همه زخم مرهم بگذارد؟ این لشکر به خون فتاده از جا برخواهد خاست؟ ایده های شکست خورده بش خورده باز می گردند؟
حتی اگر ایمان از دست رفته بخواهد ترمیم شود زمان از سر سال 2013 سر خواهد رفت
۱۳۹۱ دی ۱۲, سهشنبه
احمدی نژاد : به برخي نهادهاي حکومتي نمي توان گفت بالاي چشم شما ابروست
به برخي نهادهاي حکومتي نمي توان گفت بالاي چشم شما ابروست
آقای احمدی نژاد کدام یکی را میگی ؟ بیت رهبری؟ یا مجلس شورای اسلامی ؟
احمدي نژاد در همايش اصل 44:
به برخي نهادهاي حکومتي نمي توان گفت بالاي چشم شما ابروست
خبرگزاري موج - رييس جمهور با انتقاد از اقدامات برخي نهادهاي حكومتي گفت: دولت بنگاه ها، بانك ها را واگذار مي كند اما از طرف ديگر برخي نهادهاي حكومتي براي خود بانك تاسيس مي كنند واقعا خنده دار و نقض قانون است، حتي نمي توانيم به اين نهادهاي حكومتي بگوييم بالاي چشم شما ابروست.به گزارش خبرنگار خبرگزاري موج، محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري در همايش ابعاد اجرايي اصل سياست اصل 44 قانون اساسي ضمن بيان اينكه، قانون اصل 44 از مهم ترين و اساسي ترين قوانين موجود كشور است، گفت: يادمان نمي رود، پيش از اين يك بنگاه زيان ده كه مي خواست واگذار شود، صدها گزارش تهيه مي شد كه واگذاري اين بنگاه به ضرر است اما اكنون شاهديم كه بنگاه هاي بسياري در صف واگذاري هستند.
وي افزود: تنها كساني كه مي توانند ظرفيت هاي اقتصادي را فعال كنند، مردم هستند و لازم فعال شدن همه مردم عدالت است.
احمدي نژاد تصريح كرد: بايد كاري كنيم كه همه مردم فرصت فعاليت سازنده اقتصادي را پيدا كنند.
وي در ادامه ضمن بيان اين نكته كه دست اندركاران اقتصادي كشور بايد برداشت واحدي از قانون داشته باشند، گفت: عملا سه سال است كه از اجراي سياست هاي اصل 44 قانون اساسي مي گذرد، اما متاسفانه نگاه واحدي وجود ندارد.
رئيس جمهور گفت: دسته اي از تصميم گيرندگان انتظار دارند كه نتايج 70 ساله در عرض سه سال بدست بيايد چطور ممكن است مردمي كه 250 سال خارج از گود بودند و بعد از انقلاب هم از عرصه اقتصادي حذف شدند، يك باره بتوانند امور را بدست گيرند. بايد حوصله كنيم و انتظار ده سال بعد را هم اكنون نداشته باشيم.
وي بر ثبات در مقررات و قوانين موجود كشور تاكيد كرد و گفت: 4 سال است كه سياست هاي اصل 44 قانون اساسي تصويب شده اما همين قانون در اين چهار سال 4 بار اصلاح شده، مگر نه اين است كه اصلاح به معناي بهتر شدن است اما معلوم نيست كه بهتر شده باشد!
وي تصريح كرد: نبايد قانون را مرتبا عوض كنيم چرا كه قوانين كشور بايد ثبات داشته باشند.
وي ضمن بيان اين نكته كه هر امر اجرايي نياز به تمركز مديريت دارد، گفت: اقتصاد كشور جز پيچيده ترين امورات است و عوامل موثر در آن بي شمار است و به همين دليل بايد تمركز كافي براي مديريت وجود داشته باشد. اما متاسفانه به نام نظارت در امور اجرايي دخالت مي كنند.
وي افزود: همزمان از چندين جا تصميم گيري مي شود صرف نظر از اينكه چه كسي مدير است.
رئيس جمهور ضمن بيان اينكه، اقتصاد كشور در دست 300، 400 نفر است كه اقتصاد به منافع آنها تبديل شده است، گفت: اين عده تريبون در دست دارند و تا دولت دست به اقدامي مي زند عنوان مي كنند كه اي واي اقتصاد كشور به هم خورد.
وي بر توانمند سازي مردم تاكيد كرد و افزود: با يك برنامه جامع بايد فرصتها را در اختيار مردم بگذاريم و بايد اجازه اظهار نظر مردم را در تصميمات اقتصادي داد.
احمدي نژاد به اختلاف نظر هاي موجود برخي گروه ها اشاره كرد و گفت: يك بار نشد كه يكي از گروه ها در جريان اين گونه اختلافات بگويد ببينيم نظر مردم چيست.
وي در ادامه اعلام كرد كه بسياري از قوانين از جمله قوانين منابع طبيعي، معدن و زمين نياز به تجديد نظر دارد چرا كه اين قوانين منجر به انحصار شده است.
رئيس جمهور اظهار داشت: قوانين بانكي كشور نيز منجر به احتكار پول در دست عده اي خاص شده است.
وي در مورد واگذاري برخي از بنگاه هاي اقتصادي به مردم نيز گفت: مگر مي شود كه بنگاهي با 20 ميليارد گردش مالي را به كسي واگذار كرد كه بنگاه 2 ميلياردي را هم اداره نكرده است.
وي افزود: بعيد مي دانم جز يكي از كشورهاي اروپايي كه البته توانمندي مردم و اقتصاد آن كشور بالا بود، مابقي كشورها در بخش خصوصي سازي بلافاصله امور را به مردم منتقل كرده باشند.
احمدي نژاد در ادامه از اقدامات برخي نهادهاي حكومتي نيز انتقاد كرد و گفت: از اين طرف ما بنگاه ها، بانكها را واگذار مي كنيم اما از طرف ديگر برخي نهادهاي حكومتي براي خود بانك تاسيس مي كنند واقعا خنده دار است... اين نقض قانون است.
وي ادامه داد: دولت حتي نمي تواند به اين نهادهاي حكومتي بگويد بالاي چشم شما ابروست.
رئيس جمهور از اقدامات اخير برخي گروه ها انتقاد كرد و گفت: برخي اقدامات و خودخواهي ها و اينكه مثلا چه كسي در انتخابات راي مي آورد، در تراز ملت ايران نيست. به هر ترتيب اداره كشور ملاحظاتي دارد.
وي در پايان گفت: به اقتصاد ايران خوش بين هستم و مطمئن هستم از چالش هاي موجود عبور خواهيم كرد.
۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه
دادستان تهران مرگ ستار بهشتی را بر اثر ضربه یا فشار شدید روانی تایید کرد
دادستان تهران مرگ ستار بهشتی را بر اثر ضربه یا فشار شدید روانی تایید کرد
گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی در تهران میگوید با این که فرد اصلی متهم به قتل ستار بهشتی مشخص شده است، اما پرونده هنوز در بازپرسی است. او میگوید بازجویان ستار بهشتی متهمند که به طور غیر قانونی وی را پس از تحویل دادن به زندان اوین، بار دیگر به بازداشتگاه منتقل کردهاند.
در حالی که محسنی اژه ای وجود کبودی در بدن ستار
بهشتی را تایید کرده بود، امروز دادستان عمومی و انقلاب تهران درباره آخرین
وضعیت پرونده ستار بهشتی گفت: یک کمیسیون 11 نفره شامل متخصصین مختلف که
جامعترین کمیسیون پزشکی بود تشکیل شد. وی گفت: در این کمیسیون متخصصین
داخلی، کلیه، گوارش، روانشناس و سایر تخصصها حضور داشتند و پس از برگزاری
یک جلسه 3 ساعته نظریه سابق را تأیید کردند. در این نظریه آمده است با توجه
به اینکه مرحوم ستار بهشتی بیماری خاصی نداشته است فوت میتواند ناشی از
پیامدهای ضربه یا فشار روانی باشد.
گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی در تهران میگوید با این که فرد اصلی متهم به قتل ستار بهشتی مشخص شده است، اما پرونده هنوز در بازپرسی است. او میگوید بازجویان ستار بهشتی متهمند که به طور غیر قانونی وی را پس از تحویل دادن به زندان اوین، بار دیگر به بازداشتگاه منتقل کردهاند.
«کفتار شهر» از اتهام افساد في الارض تبرئه شد دادستاني اعتراض کرد دادگاه جمهوری اسلامی مرد ۶۰ ساله ای که به ۶۰ دختر بچه تجاوز کرده بود را تبرئه کرد!
دادگاه جمهوری اسلامی مرد ۶۰ ساله ای که به ۶۰ دختر بچه تجاوز کرده بود را تبرئه کرد!
سيدخليل سجادپور - مرد ۶۰ ساله معروف به
«کفتار شهر» که به آزار جنسي و جسمي حدود ۶۰ دختر بچه خردسال اعتراف کرده
بود پس از محاکمه در دادگاه انقلاب از اتهام افساد في الارض تبرئه شد، اما
با اعتراض دادستاني مشهد به رأي مذکور، اين پرونده براي رسيدگي دقيق تر به
ديوان عالي کشور ارسال شد.به گزارش خراسان، اوايل اسفند سال گذشته والدين
دختر ۹ ساله اي با مراجعه به پليس اظهار داشتند: مردي حدود ۶۰ ساله با
موهاي جوگندمي دخترمان را که از مدرسه به خانه مي آمد، به بهانه پرسيدن
آدرس سوار کرده است سپس با چرب زباني و تهديد او را به بيابان هاي حاشيه
شهر کشانده و مورد آزار و اذيت قرار داده است. با اعلام اين شکايت و با
توجه به حساسيت موضوع پي گيري اين پرونده به کارآگاهان آگاهي غرب مشهد
سپرده شد و گروهي از کارآگاهان به دستور سرهنگ حسين بيدمشکي (رئيس پليس
آگاهي خراسان رضوي) تلاش هاي خود را براي شناسايي و دستگيري مرد پيکان سوار
آغاز کردند. آنان سرانجام با مشخصاتي که دختر ۹ ساله در اختيارشان گذاشته
بود موفق شدند اين مرد که به کفتار شهر
معروف شد را در منزل مسکوني اش واقع در حاشيه شهر مشهد دستگير کنند. او در
بازجويي هاي اوليه ضمن اعتراف به ربودن دختر ۹ ساله گفت: به بهانه پرسيدن
آدرس او را سوار خودروام کردم و از مسير منحرف شدم وقتي دختر بچه اعتراض
کرد سيلي به صورتش نواختم و تهديد کردم که اگر کلمه اي حرف بزند او را جلوي
سگ ها مي اندازم به همين دليل هم آن دختر ترسيد و فقط گريه مي کرد تا اين
که او را به حاشيه شهر بردم و مورد آزار و اذيت قرار دادم. اين گزارش حاکي
است: با ارسال اين پرونده به شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيد قدوسي مشهد و با
توجه به اين که احتمال مي رفت متهم دختران ديگري را نيز قرباني اميال
شيطاني خود کرده باشد، قاضي اسماعيل شاکر با صدور قرار قانوني وي را براي
ادامه تحقيقات در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي غرب قرار داد تا اين که متهم
در نهايت به آزار جنسي و جسمي ۶۰ دختر بچه بين ۶ تا ۱۰ سال اعتراف کرد. با
وجود آن که تعدادي از شاکيان پرونده به دليل حفظ آبروي خود به دادسرا
مراجعه نکردند اما تعداد زيادي از دختران قرباني او را شناسايي کردند. يکي
از طعمه هاي اين مرد شيطان صفت که با ديدن او بسيار وحشت زده شده بود در
حالي که پشت چادر مادرش پنهان مي شد جيغ بلندي کشيد و در ميان هاي هاي گريه
گفت: آن روز در حال رفتن به مدرسه بودم که اين مرد (متهم) با پيکان سفيد
رنگ کنارم ايستاد و آدرس مدرسه را پرسيد به او گفتم من خودم هم به همان
مدرسه مي روم بعد او از من خواست تا سوار خودرو شوم و مدرسه را به او نشان
بدهم اما او ناگهان از مسير مدرسه منحرف شد. دخترک که از يادآوري آن
صحنه هاي تلخ وحشت داشت ادامه داد: يقين پيدا کرده بودم که او قصد دارد مرا
بدزدد! او مدام سيگار مي کشيد و به طرف صدمتري رفت که وقتي اعتراض کردم او
با پشت دست محکم به صورتم کوبيد من مي ترسيدم وقتي فرياد مي کشيدم جلوي
دهانم را به زور مي گرفت و حتي جرأت گريه کردن هم نداشتم تا اين که مرا در
حاشيه شهر به داخل خرابه اي برد و مورد آزار قرار داد در حالي که گريه
مي کردم از خرابه بيرون آمدم اما او رفته بود و با کمک يک چوپان در منزلي
را زدم که آن ها با ديدن وضعيت وخيم من، يک ليوان آب قند به من دادند و بعد
هم به شماره اي که دادم زنگ زدند و پدرم به دنبالم آمد. پدر يکي ديگر از
قربانيان نيز گفت: ۲ سال قبل وقتي دخترم از مدرسه بازنگشت نگران شدم ساعتي
بعد فردي از يک مرغداري تماس گرفت وقتي به آدرس مذکور رفتم متوجه شدم
پيرمرد پيکان سواري دخترم را به اطراف يکي از روستاهاي ييلاقي مشهد برده و
پس از آزار، او را ترسانده و در همان مکان رهايش کرده است.گزارش خراسان
حاکي است: وقتي تعداد زيادي از قربانيان کفتار شهر
که حدود ۶۰ نفر بودند او را شناسايي کردند و متهم نيز به صراحت آزار جسمي و
جنسي دختران خردسال را پذيرفت بازپرس پرونده اتهام افساد في الارض را به
وي تفهيم کرد چرا که اين مرد با اقدامات مجرمانه خود موجي از رعب و وحشت را
در ميان مردم ايجاد کرده بود و طعمه هاي او از نظر روحي نيز آسيب هاي
جبران ناپذيري ديده بودند.با تکميل تحقيقات و صدور قرار مجرميت و کيفرخواست
در دادسرا، اين پرونده اوايل سال جاري به دادگاه انقلاب ارسال شد اما قاضي
دادگاه با توجه به ابهام قانون درباره مصاديق افساد في الارض متهم اين
پرونده را از اتهام مذکور تبرئه کرد. به دنبال صدور اين حکم و با توجه به
حساسيت ماجرا، نماينده دادستان مشهد که به عنوان مدعي العموم اين پرونده را
با جديت پي گيري مي کرد با تنظيم لايحه اي چند صفحه اي به حکم صادره از
سوي دادگاه اعتراض کرد و بدين ترتيب پرونده کفتار شهر
براي رسيدگي دقيق تر به ديوان عالي کشور ارسال شد.صدور اين حکم در حالي
است که کارشناس رسمي دادگستري در رشته امنيت عمومي نيز پس از انجام يک سري
تحقيقات گسترده، اعمال مجرمانه اين مرد را از مصاديق اخلال در نظم عمومي
جامعه که موجب ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم و سلب امنيت و آسايش عمومي
جامعه شده است، تشخيص داد و نظر خود را به شعبه بازپرسي اعلام کرد.شايان
ذکر است: متهم اين پرونده در تحقيقات مقدماتي مکان هاي ارتکاب جرم را در
مقابل دوربين پليس نشان داد و به تشريح چگونگي ربودن و آزار جسمي و جنسي
طعمه هاي خود پرداخت و سي دي اعترافات وي که توسط پليس در اختيار مقام
قضايي قرار گرفته بود ضميمه پرونده شد.اين مرد ۶۰ ساله با اتهاماتي از قبيل
مفسد في الارض، ۶۰ فقره کودک آزاري جسمي و جنسي، ايراد صدمه بدني عمدي به
کودکان، ۶۰ فقره آدم ربايي با وسيله نقليه و ارتکاب اعمال منافي عفت به عنف
و اکراه روبه رو شده و پس از تفهيم اتهام در دادسرا روانه دادگاه شده بود.
سابقه خبر
اسفند سال گذشته مرد ۶۰ ساله اي که با
پيکان سفيد رنگ دختران دبستاني را به بهانه پرسيدن آدرس سوار خودرو مي کرد و
با کشاندن آنان به حاشيه شهر مورد
آزار و اذيت قرار مي داد دستگير شد و در شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيد قدوسي
مورد بازجويي قرار گرفت. به دنبال اعترافات صريح متهم که به حدود ۶۰ فقره
آدم ربايي همراه با آزار و اذيت کودکان اعتراف کرد مقام قضايي، اتهام افساد
في الارض را به وي تفهيم کرد و بدين ترتيب پرونده به دادگاه انقلاب ارسال
شد.
منبع خبری : خودنویس
۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه
ناگفته های مهمی درباره پرونده شکنجه و قتل ستار بهشتی
ناگفته های مهمی درباره پرونده شکنجه و قتل ستار بهشتی
پدر ستار بهشتی حی و حاضر است؛ از مادر او رضایت زوری گرفته اند. مادر
ستار را به اداره آگاهی می برند و تهدید می کنند که اگر امضا نکند، دخترش
هم بازداشت می شود. او اجبارا برگه ای را که حتی نمی دانسته چه محتوایی
دارد، انگشت می زند. اما علاوه بر مادر، پدر ستار هم در قید حیات است که
قانونا ولی دم اوست، و او هیچ رضایت نامه ای امضا نکرده است... در هفتم
ستار، ماموران پلیس آگاهی به همراه دو خبرنگار صداوسیما به منزل مادر او
می آیند و می خواهند مصاحبه کنند، اما گوهر عشقی مخالفت می کند و می گوید:
هنوز کسی کاری برای من انجام نداده که بخواهم تشکر کنم.
چند روز دیگر می شود دو ماه از روزی که خواهر ستار بهشتی پشت تلفن فریاد می زد “برادرم را کشتند، برایمان پیغام فرستاده اند که برایش قبر بخرید.”
چند روز دیگر می شود دو ماه از روزی که ناباورانه شنیدیم کارگر وبلاگ نویسی که در بازداشتگاه فتا و تحت شکنجه کشته شد و ۵ روز سکوت مقامات امنیتی که نشان می داد شوکه شدن شان را و هر روز خبری و تلاشی برای منحرف کردن ذهن ها و استفاده از سابقه ی فراموشی ها.
اما گاهی اوقات نمی توان برخی از لکه ها را پاک کرد و به راحتی به مرور زمان سپردشان که به سادگی تاریخ شفاهی می شوند و تاریخ مکتوب.
به سراغ یکی از شاهدان خانواده ی ستار که تا کنون سکوت کرده می رویم تا روایت روزهای پس از مرگ ستار را با جزئیات بیشتری بشنویم.
می گوید: روز بعد از سوم بود که به مادر ستار زنگ زدند که بیا برویم و قاتل های فرزندت را نشانت دهیم. وقتی خانم عشقی را می برند آگاهی تهران، به او می گویند برگه بازداشت سحر را داریم. همسر سحر و برادر ستار هم آنجا بوده اند و هر کدام را با همین برگه تهدید می کنند که اگر مادر ستار رضایت نامه را امضا نکند دخترش هم بازداشت می شود.
تصور می کنم مادر ستار را که چند روز قبل پیغام خرید قبر را دریافت کرده و آن روز باید با برگه ی بازداشت دخترش مواجه شود. حس و حال حدس زدنی ای دارد. باید بنشیند روی صندلی و بی آنکه چیزی بگوید برگه ای را که حتی نمی داند چه محتوایی دارد انگشت بزند. ناچار است به قاتلان پسرش و تهدید کنندگان دخترش اعتماد کند. سواد ندارد که بخواند. فقط به روزی فکر می کند که برگه ی بازداشت پسرش را اورده بودند و دیگر نمی تواند دخترش به دست آنان بسپارد. برای یک مادر تصمیم سختی نیست..
این عضو خانواده در ادامه می افزاید: مادر ستار اجبارا رضایت نامه را امضا می کند. ظاهرا مضمون رضایت نامه این حد است که من از مسوولین شکایتی ندارم. مادر ستار می گوید من شکایتم خود را به خدا می برم و اما تقاضا دارم از مسوولین که پیگیر کار پرونده بچه ام باشند.
وی همچنین به کلمه می گوید: مگر غیر از این است که وقتی چاقو زیر گلویتان بگذارند هر چه هم جلویتان بگذارند شما که نه نمی گویید؟ این امضا هم همین حکم را داشت. ولی ایشان گفتند که این رضایت نامه قانونی نیست. وقتی جرم هم ثابت شده متهمی بیاید و با تهدید رضایت بگیرد.
*****
به گفته ی این عضو خانواده این رضایت نامه از نظر ما و از نظر خانم وکیل ارزش قانونی ندارد. چون علاوه بر مادر، پدر ستار هم در قید حیات هستند و ایشان شکایت دارند.
تا به حال صحبتی از پدر ستار در خبرها و گزارش ها نشده است. پدری که بر اساس قانون اوست که باید رضایت نامه را امضا کند تا قابل استفاده شود.
این منبع آگاه در ادامه تاکید می کند که پدر ستار هیچ رضایت نامه ای امضا نکرده است و قانونا ولی دم اوست.
به گفته ی وی پدر ستار از روز اول سر خاک بودند اما کاملا بعد از شنیدن خبر کشته شدن آقا ستار شوکه شده است. و تقریبا افراد خانواده را نمی شناسد. و چیزی که مرتب تکرار می کند این است که ستار نامی است که کشته شده و می گوید ستار بچه خواهر من است نمی خواهد قبول کند که پسر خودش کشته شده است. در واقع دچار شوک ناشی از خبر شده است.
او ادامه می دهد: البته به گفته ی دکتر این حالت روحی موقتی است و فقط نوعی انکارروانی است برای این خبر تلخ. وگرنه کارهایش را خودش انجام می دهد و می تواند امضا کند و حتی اسمهای اعضای خانواده را می داند فقط نمی داند که این افراد خانواده اش هستند.
*****
روز پنج شنبه است و همه مهیای رفتن بر سر مزار ستار. رسم کهن ایرانیان که غروب جمعه در کنار عزیز در خاک خفته. مادر هنوز باور ندارد و با عکس ها حرف می زند. گاهی صدایش بلند می شود و گاهی زمزمه ای که شنیده نمی شود. میهمانانی می آیند و می روند. پذیرایی می کند و یک سره می گوید دخترها و پسرهایم زیاد شده اند. خدا رو شکر می کنم که ستار فراموش نشد و نتوانستند محوش کنند.
کلمه هفته ی گذشته گزارش کرده بود که طی ۴۰ روز گذشته تاکنون حتی یک نماینده مجلس یا مقام دیگری از حاکمیت برای دیدار و همدردی و تسلای این خانواده به منزل آنها مراجعه نکرده است و حتی با وجود کشته شدن ستار بهشتی در بازداشت ماموران نظام، کسی از مسئولان رسمی حتی تماس تلفنی هم با خانواده او نداشته است.
این رفتار غیر مسئولانه، در حالی است که شاکیان پرونده نه تنها هنوز هیچ توضیح قانع کننده ای از سوی نهادهای رسمی دریافت نکرده اند وبه شکایت آنها هم به درستی رسیدگی نشده، بلکه در مراسم چهلم فرزندشان نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
این عضو خانواده ی ستار با تایید این خبر می گوید: تا امروز هیچ مسوولی نه برای عرض تسلیت و نه برای عذر خواهی و نه برای هیچ چیز دیگری در خانه ستار را نزده است. حتی نماینده ی مردم رباط کریم، آقای نکو.
وی در ادامه می افزاید: همان شب هفتم بود یا روز بعدش که از آگاهی تهران آمده بودند و دو تا از بچه های صدا و سیما را هم با خودشان آورده بودند و می خواستند که مادر ستار مصاحبه کند که ایشان مخالفت کرد و گفت برای من کسی کاری انجام نداده که من بخواهم تشکر کنم. من مصاحبه نمی کنم.
تهدید و تطمیع خانواده ی شاکی از سوی ماموران امنیتی دو راهکاری است که بارها در گفتگو ها با خانواده های شهدا و زندانیان پس از انتخابات شنیده ایم.
پیش از این مادر شبنم سهرابی، کیانوش آسا، سهراب اعرابی از دیه های پیشنهادی گفته بودند. مادر سهراب اعرابی همان روزهایی که خبر کشته شدن سهراب دهان به دهان می گذشت گفته بود تنها در صورت آزادی زندانیان سیاسی از خون پسرم می گذرم.
و امروز این عضو خانواده ی ستار با اشاره به فشارهایی که برای عدم اطلاع رسانی بر روی خانواده ی ستار وجود دارد، به کلمه می گوید: چند بار در این مدت به خانواده پیشنهاد مالی دادند که آن ها پیگیر پرونده نباشند و بحث دیه را مطرح کردند که البته مبلغ پیشنهادی بیشتر از مبلغ یک دیه بود اما مادر ستار همه ی پیشنهاد ها را رد و تاکید کرده که حرف اول و آخرش فقط و فقط و فقط قصاص است. کسی که ستار را کشته یک نفر است و او هم باید قصاص شود.
*****
ستار بهشتی کارگر ساده ی وبلاگ نویسی بود که در وبلاگ خود دیده ها و شنیده هایش را می نوشت و نقدهایش را مکتوب می کرد.
احمد توکلی از اولین معترضینی که به طور رسمی در مجلس به این قضیه پرداخت در نطق میان دستور خود خواستار ارائه توضیحات دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور در اینخصوص شده و گفته بود: به جای برخورد با رسانهها با آن مسئولین فاسدی که وضع معیشتی مردم را سخت کردهاند، برخورد کنید.
رئیس سابق مرکز پژوهش های مجلس با بیان اینکه فراخوان یک وبلاگ نویس چقدر می تواند تاثیر داشته باشد، ادامه داده بود: چرا با اینگونه اقدامات برای نظام جمهوری اسلامی ایران هزینه ایجاد کرده و آبروی شهدا را می برید. بجای سخت گیری به وبلاگ نویسان به دنبال مسئولان و صاحب منصبان فاسد و متهم به فساد باشید که اینگونه بلاها را به سر مردم می آورند.
و حالا این منبع آگاه در ادامه ی گفت و گوی خود به کلمه می گوید: برای خانواده ی ستار مهم است که تاکید شود ستار مستقل بود و عضو هیچ گروهی نبود. ستار فقط خودش بود با فکر مستقل خودش. ستار مستقل بود و حرف هایی که می نوشت درد دل هایش بود. از کسی خط نمی گرفت. او یک کارگر ساده و درد دل کارگرهایی که مثل خودش بودند را می نوشت. مثل خودش یا بدتر از خودش. ستار چون ازدواج نکرده بود وضعیت بهتری از کارگرهای دیگر داشت. آنهایی که با او کار می کردند زن و بچه داشتند و سختی هایی که می کشیدند را ستار می دید و اذیت می شد. نمی گویم خودش در سختی نبود بالاخره مراقبت از مادر مریض روی دوشش بود اما با این همه اوضاع و احوال از دردی که می دید درد می کشید.
بیست و سوم آذر بود که گزارش شد خانواده ستار بهشتی که امیدوار بودند حداقل بتوانند با برگزاری مراسم چهلم تسلی خاطری برای دل های داغدارشان پیدا کنند، در قبرستان رباط کریم با حضور سنگین نیروهای امنیتی رو به رو شدند که نه تنها برای اندک افراد شرکت کننده ایجاد مزاحمت کرد، بلکه مادر بیمار ستار بهشتی را نیز مجروح کردند.
سکوت نسبی خانواده ستار بهشتی طی چهل روز گذشته با این امید بود که ماموران قول برگزاری یک مراسم معمولی چهلم را به آنان داده بودند. اما مراسمی که قرار بود در آرامش کامل برگزار شود با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و نیمه کاره به پایان نرسید.
این منبع آگاه و حاضر در قبرستان امامزاده می گوید: آن روز که همه را کتک زدند روسری را از سر سحر کشیدند و بر سینه اش کوبیدند و مادر ستار را هم کتک زدند. موهایش را کشیدند و به او لگد زدند. فحش های رکیک می دادند. واقعا هنوز برای ما سوال است که چرا رحیم را از ماشین کشیدند پایین و زدند؟ چرا باید تلفن رحیم و پول هایش را می گرفتند؟ چرا او را روی زمین می کشیدند. با حالتی وحشیانه یک پایش را گرفته بودند و روی زمین می کشیدند؟ آن هم وقتی مراسم کاملا آرام تمام شده بود. برای من و خیلی ها این سوال پیش آمده، فیلم هایش هم وجود دارد که هیچ اتفاق خاصی در مراسم نیفتاد و همه چیز در آرامش تمام شد. این تصور برای خیلی ها به وجود آمد که تعمد داشتند به درگیری بکشانند.
به گفته ی وی بعد از آن روز مادر ستار مریض شد و رفت زیر سرم بود. اغراق نمی کنم چون حال ما را می فهمید اما من برای چند لحظه مصیبت کربلا از ذهنم گذشت. که یکی را کشتند و خانواده را زدند و نگذاشتند که خواهرش اطلاع رسانی کند.
مهدی دواتگری، مسئول پیگیری پرونده ستار بهشتی در مجلس، امروز با اعلام این مطلب که گزارش مربوط به ستار بهشتی یک شنبه هفته آینده قرائت میشود گفت: ۷ نفر از مامورین پلیس فتا بازداشت شدند که الان سه نفر به عنوان متهمین اصلی شناسایی و در بازداشت هستند و البته گفته شده که تحقیقات دقیق قضائی پیرامون آنها همچنان ادامه دارد.
نماینده مراغه همچنین گفت که اقدامات خودسرانه توجیه قانونی ندارد اما نظام خودش را مبرا از این اقدامات خودسرانه میداند چرا که نمیتوان همه افراد را کنترل کرد.
این نماینده مجلس همچنین دیدار با خانواده ستار بهشتی را برای تکمیل کردن این گزارش تکذیب کرد و گفت: ما در جریان تحقیقات، از بازداشتگاه پلیس فتا بازدید داشتهایم که با درنظرگرفتن قوانین و استانداردها مشخص شد که این بازداشتگاه غیر استاندارد بوده است که این مساله در گزارش منعکس شده است.
*****
عضو خانواده ی ستار بهشتی در پایان گفت و گو با کلمه ضمن تاکید دوباره بر اینکه مادر ستار بهشتی پس از ملاقات با قاتل پسرش اصرار بر قصاص دارد می گوید: وقتی خانم عشقی از بازجوی و شکنجه گر ستار پرسید که چرا اینقدر وحشتناک شکنجه اش کردید؟ گفت “ستار به ما می خندید و مسخره مان می کرد.” و این برای ما خیلی مهم است که ستار با شرف با شرافت عمل کرد، اگر هم کشته شد با مردانگی کشته شد. و خوشحالیم از اینکه سرفرازمان کرده است. کجای دنیا دیدید که کسی با مرگش خانواده اش را سرفراز کند که ستار ما واقعا همین کار را کرد. ما روسفید هستیم. ستار ما با عزت جان داد.
چند روز دیگر می شود دو ماه از روزی که خواهر ستار بهشتی پشت تلفن فریاد می زد “برادرم را کشتند، برایمان پیغام فرستاده اند که برایش قبر بخرید.”
چند روز دیگر می شود دو ماه از روزی که ناباورانه شنیدیم کارگر وبلاگ نویسی که در بازداشتگاه فتا و تحت شکنجه کشته شد و ۵ روز سکوت مقامات امنیتی که نشان می داد شوکه شدن شان را و هر روز خبری و تلاشی برای منحرف کردن ذهن ها و استفاده از سابقه ی فراموشی ها.
اما گاهی اوقات نمی توان برخی از لکه ها را پاک کرد و به راحتی به مرور زمان سپردشان که به سادگی تاریخ شفاهی می شوند و تاریخ مکتوب.
به سراغ یکی از شاهدان خانواده ی ستار که تا کنون سکوت کرده می رویم تا روایت روزهای پس از مرگ ستار را با جزئیات بیشتری بشنویم.
می گوید: روز بعد از سوم بود که به مادر ستار زنگ زدند که بیا برویم و قاتل های فرزندت را نشانت دهیم. وقتی خانم عشقی را می برند آگاهی تهران، به او می گویند برگه بازداشت سحر را داریم. همسر سحر و برادر ستار هم آنجا بوده اند و هر کدام را با همین برگه تهدید می کنند که اگر مادر ستار رضایت نامه را امضا نکند دخترش هم بازداشت می شود.
تصور می کنم مادر ستار را که چند روز قبل پیغام خرید قبر را دریافت کرده و آن روز باید با برگه ی بازداشت دخترش مواجه شود. حس و حال حدس زدنی ای دارد. باید بنشیند روی صندلی و بی آنکه چیزی بگوید برگه ای را که حتی نمی داند چه محتوایی دارد انگشت بزند. ناچار است به قاتلان پسرش و تهدید کنندگان دخترش اعتماد کند. سواد ندارد که بخواند. فقط به روزی فکر می کند که برگه ی بازداشت پسرش را اورده بودند و دیگر نمی تواند دخترش به دست آنان بسپارد. برای یک مادر تصمیم سختی نیست..
این عضو خانواده در ادامه می افزاید: مادر ستار اجبارا رضایت نامه را امضا می کند. ظاهرا مضمون رضایت نامه این حد است که من از مسوولین شکایتی ندارم. مادر ستار می گوید من شکایتم خود را به خدا می برم و اما تقاضا دارم از مسوولین که پیگیر کار پرونده بچه ام باشند.
وی همچنین به کلمه می گوید: مگر غیر از این است که وقتی چاقو زیر گلویتان بگذارند هر چه هم جلویتان بگذارند شما که نه نمی گویید؟ این امضا هم همین حکم را داشت. ولی ایشان گفتند که این رضایت نامه قانونی نیست. وقتی جرم هم ثابت شده متهمی بیاید و با تهدید رضایت بگیرد.
*****
به گفته ی این عضو خانواده این رضایت نامه از نظر ما و از نظر خانم وکیل ارزش قانونی ندارد. چون علاوه بر مادر، پدر ستار هم در قید حیات هستند و ایشان شکایت دارند.
تا به حال صحبتی از پدر ستار در خبرها و گزارش ها نشده است. پدری که بر اساس قانون اوست که باید رضایت نامه را امضا کند تا قابل استفاده شود.
این منبع آگاه در ادامه تاکید می کند که پدر ستار هیچ رضایت نامه ای امضا نکرده است و قانونا ولی دم اوست.
به گفته ی وی پدر ستار از روز اول سر خاک بودند اما کاملا بعد از شنیدن خبر کشته شدن آقا ستار شوکه شده است. و تقریبا افراد خانواده را نمی شناسد. و چیزی که مرتب تکرار می کند این است که ستار نامی است که کشته شده و می گوید ستار بچه خواهر من است نمی خواهد قبول کند که پسر خودش کشته شده است. در واقع دچار شوک ناشی از خبر شده است.
او ادامه می دهد: البته به گفته ی دکتر این حالت روحی موقتی است و فقط نوعی انکارروانی است برای این خبر تلخ. وگرنه کارهایش را خودش انجام می دهد و می تواند امضا کند و حتی اسمهای اعضای خانواده را می داند فقط نمی داند که این افراد خانواده اش هستند.
*****
روز پنج شنبه است و همه مهیای رفتن بر سر مزار ستار. رسم کهن ایرانیان که غروب جمعه در کنار عزیز در خاک خفته. مادر هنوز باور ندارد و با عکس ها حرف می زند. گاهی صدایش بلند می شود و گاهی زمزمه ای که شنیده نمی شود. میهمانانی می آیند و می روند. پذیرایی می کند و یک سره می گوید دخترها و پسرهایم زیاد شده اند. خدا رو شکر می کنم که ستار فراموش نشد و نتوانستند محوش کنند.
کلمه هفته ی گذشته گزارش کرده بود که طی ۴۰ روز گذشته تاکنون حتی یک نماینده مجلس یا مقام دیگری از حاکمیت برای دیدار و همدردی و تسلای این خانواده به منزل آنها مراجعه نکرده است و حتی با وجود کشته شدن ستار بهشتی در بازداشت ماموران نظام، کسی از مسئولان رسمی حتی تماس تلفنی هم با خانواده او نداشته است.
این رفتار غیر مسئولانه، در حالی است که شاکیان پرونده نه تنها هنوز هیچ توضیح قانع کننده ای از سوی نهادهای رسمی دریافت نکرده اند وبه شکایت آنها هم به درستی رسیدگی نشده، بلکه در مراسم چهلم فرزندشان نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
این عضو خانواده ی ستار با تایید این خبر می گوید: تا امروز هیچ مسوولی نه برای عرض تسلیت و نه برای عذر خواهی و نه برای هیچ چیز دیگری در خانه ستار را نزده است. حتی نماینده ی مردم رباط کریم، آقای نکو.
وی در ادامه می افزاید: همان شب هفتم بود یا روز بعدش که از آگاهی تهران آمده بودند و دو تا از بچه های صدا و سیما را هم با خودشان آورده بودند و می خواستند که مادر ستار مصاحبه کند که ایشان مخالفت کرد و گفت برای من کسی کاری انجام نداده که من بخواهم تشکر کنم. من مصاحبه نمی کنم.
تهدید و تطمیع خانواده ی شاکی از سوی ماموران امنیتی دو راهکاری است که بارها در گفتگو ها با خانواده های شهدا و زندانیان پس از انتخابات شنیده ایم.
پیش از این مادر شبنم سهرابی، کیانوش آسا، سهراب اعرابی از دیه های پیشنهادی گفته بودند. مادر سهراب اعرابی همان روزهایی که خبر کشته شدن سهراب دهان به دهان می گذشت گفته بود تنها در صورت آزادی زندانیان سیاسی از خون پسرم می گذرم.
و امروز این عضو خانواده ی ستار با اشاره به فشارهایی که برای عدم اطلاع رسانی بر روی خانواده ی ستار وجود دارد، به کلمه می گوید: چند بار در این مدت به خانواده پیشنهاد مالی دادند که آن ها پیگیر پرونده نباشند و بحث دیه را مطرح کردند که البته مبلغ پیشنهادی بیشتر از مبلغ یک دیه بود اما مادر ستار همه ی پیشنهاد ها را رد و تاکید کرده که حرف اول و آخرش فقط و فقط و فقط قصاص است. کسی که ستار را کشته یک نفر است و او هم باید قصاص شود.
*****
ستار بهشتی کارگر ساده ی وبلاگ نویسی بود که در وبلاگ خود دیده ها و شنیده هایش را می نوشت و نقدهایش را مکتوب می کرد.
احمد توکلی از اولین معترضینی که به طور رسمی در مجلس به این قضیه پرداخت در نطق میان دستور خود خواستار ارائه توضیحات دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور در اینخصوص شده و گفته بود: به جای برخورد با رسانهها با آن مسئولین فاسدی که وضع معیشتی مردم را سخت کردهاند، برخورد کنید.
رئیس سابق مرکز پژوهش های مجلس با بیان اینکه فراخوان یک وبلاگ نویس چقدر می تواند تاثیر داشته باشد، ادامه داده بود: چرا با اینگونه اقدامات برای نظام جمهوری اسلامی ایران هزینه ایجاد کرده و آبروی شهدا را می برید. بجای سخت گیری به وبلاگ نویسان به دنبال مسئولان و صاحب منصبان فاسد و متهم به فساد باشید که اینگونه بلاها را به سر مردم می آورند.
و حالا این منبع آگاه در ادامه ی گفت و گوی خود به کلمه می گوید: برای خانواده ی ستار مهم است که تاکید شود ستار مستقل بود و عضو هیچ گروهی نبود. ستار فقط خودش بود با فکر مستقل خودش. ستار مستقل بود و حرف هایی که می نوشت درد دل هایش بود. از کسی خط نمی گرفت. او یک کارگر ساده و درد دل کارگرهایی که مثل خودش بودند را می نوشت. مثل خودش یا بدتر از خودش. ستار چون ازدواج نکرده بود وضعیت بهتری از کارگرهای دیگر داشت. آنهایی که با او کار می کردند زن و بچه داشتند و سختی هایی که می کشیدند را ستار می دید و اذیت می شد. نمی گویم خودش در سختی نبود بالاخره مراقبت از مادر مریض روی دوشش بود اما با این همه اوضاع و احوال از دردی که می دید درد می کشید.
بیست و سوم آذر بود که گزارش شد خانواده ستار بهشتی که امیدوار بودند حداقل بتوانند با برگزاری مراسم چهلم تسلی خاطری برای دل های داغدارشان پیدا کنند، در قبرستان رباط کریم با حضور سنگین نیروهای امنیتی رو به رو شدند که نه تنها برای اندک افراد شرکت کننده ایجاد مزاحمت کرد، بلکه مادر بیمار ستار بهشتی را نیز مجروح کردند.
سکوت نسبی خانواده ستار بهشتی طی چهل روز گذشته با این امید بود که ماموران قول برگزاری یک مراسم معمولی چهلم را به آنان داده بودند. اما مراسمی که قرار بود در آرامش کامل برگزار شود با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و نیمه کاره به پایان نرسید.
این منبع آگاه و حاضر در قبرستان امامزاده می گوید: آن روز که همه را کتک زدند روسری را از سر سحر کشیدند و بر سینه اش کوبیدند و مادر ستار را هم کتک زدند. موهایش را کشیدند و به او لگد زدند. فحش های رکیک می دادند. واقعا هنوز برای ما سوال است که چرا رحیم را از ماشین کشیدند پایین و زدند؟ چرا باید تلفن رحیم و پول هایش را می گرفتند؟ چرا او را روی زمین می کشیدند. با حالتی وحشیانه یک پایش را گرفته بودند و روی زمین می کشیدند؟ آن هم وقتی مراسم کاملا آرام تمام شده بود. برای من و خیلی ها این سوال پیش آمده، فیلم هایش هم وجود دارد که هیچ اتفاق خاصی در مراسم نیفتاد و همه چیز در آرامش تمام شد. این تصور برای خیلی ها به وجود آمد که تعمد داشتند به درگیری بکشانند.
به گفته ی وی بعد از آن روز مادر ستار مریض شد و رفت زیر سرم بود. اغراق نمی کنم چون حال ما را می فهمید اما من برای چند لحظه مصیبت کربلا از ذهنم گذشت. که یکی را کشتند و خانواده را زدند و نگذاشتند که خواهرش اطلاع رسانی کند.
مهدی دواتگری، مسئول پیگیری پرونده ستار بهشتی در مجلس، امروز با اعلام این مطلب که گزارش مربوط به ستار بهشتی یک شنبه هفته آینده قرائت میشود گفت: ۷ نفر از مامورین پلیس فتا بازداشت شدند که الان سه نفر به عنوان متهمین اصلی شناسایی و در بازداشت هستند و البته گفته شده که تحقیقات دقیق قضائی پیرامون آنها همچنان ادامه دارد.
نماینده مراغه همچنین گفت که اقدامات خودسرانه توجیه قانونی ندارد اما نظام خودش را مبرا از این اقدامات خودسرانه میداند چرا که نمیتوان همه افراد را کنترل کرد.
این نماینده مجلس همچنین دیدار با خانواده ستار بهشتی را برای تکمیل کردن این گزارش تکذیب کرد و گفت: ما در جریان تحقیقات، از بازداشتگاه پلیس فتا بازدید داشتهایم که با درنظرگرفتن قوانین و استانداردها مشخص شد که این بازداشتگاه غیر استاندارد بوده است که این مساله در گزارش منعکس شده است.
*****
عضو خانواده ی ستار بهشتی در پایان گفت و گو با کلمه ضمن تاکید دوباره بر اینکه مادر ستار بهشتی پس از ملاقات با قاتل پسرش اصرار بر قصاص دارد می گوید: وقتی خانم عشقی از بازجوی و شکنجه گر ستار پرسید که چرا اینقدر وحشتناک شکنجه اش کردید؟ گفت “ستار به ما می خندید و مسخره مان می کرد.” و این برای ما خیلی مهم است که ستار با شرف با شرافت عمل کرد، اگر هم کشته شد با مردانگی کشته شد. و خوشحالیم از اینکه سرفرازمان کرده است. کجای دنیا دیدید که کسی با مرگش خانواده اش را سرفراز کند که ستار ما واقعا همین کار را کرد. ما روسفید هستیم. ستار ما با عزت جان داد.
اشتراک در:
پستها (Atom)








