درور بر شما -- خوش آمدید
وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.
نابود باد حکومت جهل اسلامی .
=======================================
زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **
=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================
The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
Thank you so so much
Yours sincerely
Cyrus Parsi .
-----------------------------------------------------------------
لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .
در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان (Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .
Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )
۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه
نامه محرمانه دبیرکل نهضت آزادی ایران به آقای خمینی در مورد جنگ
بازرگان بخمینی:روزی که عراق حمله کرد، فرمودید،مطلب مهمی نیست،دزدی آمده سنگی انداخته و در رفته است!
نامه محرمانه دبیرکل نهضت آزادی ایران به آقای خمینی در مورد جنگ
محرمانه مستقیم
۳/۱۲/۱۳۶۲
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی
با
حمد خدای یکتا و تقدیم سلام و دعا، از طرف نهضت آزادی و شخص خودم، برای
عافیت جنابعالی و توفیق در رستگاری انقلاب اسلامی، شرمندهام که بار دیگر
مشاور ناخوانده گردیده میخواهم خواستار چند دقیقه تا نیم ساعت تحمل و
تأملتان نسبت به مطالبی بشوم. چه میدانم که رسول اکرم، صلی الله علیه و
آله وسلم، با وجود دریافت وحی از جانب خدا و دارا بودن عقل کل، بنا به
دستور «فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم فی الامر» به شنیدن نظریات دیگران
میپرداخت و قاعدتاً رهبر جامعه نیز بی نیاز و معاف از این معنی نبوده
نمیبایستی روابطش با مردم و مسئولین یکطرفه و کارش تنها امر و ابلاغ باشد.
اینک
که رهبر، ما را به مشورت نمیطلبد، ما بنا به وظیفهای که مولی الموالی و
مرد لایتناهی، برای رعیت در حق والی تعیین کرده است عمل نموده در آنچه به
عقل قاصرمان حق و ضروری میآید، دستور الهی «و ذکر فان الذکری تنفع
المومنین» را اجرا مینماییم.
احتمالا
حدس زدهاید عرایضم از چه مقوله است. امیدوارم در آنچه مینویسم رضای خدا،
خیر شما و خدمت به مردم شرافتمند مملکتمان باشد و به دور از مسائل و منافع
خصوصی و گروهی وظیفه عنداللهی انجام گردد.
شرایط
بسیار حاد و وحشتناکی که مبارزطلبی و مسابقه اخیر عراق و ایران در کشتار و
ویرانی به وجود آورده و دارد جنگ تحمیلی چهارساله را در منطقه به مراحل
هلاکت بارتر و وحشیانه تر از جنگ جهانی میرساند، چنان بار سنگین و سوزان
بر دوش و جان ما انداخته است که چون طاقت آنرا نداشتیم، رو به رهبری انقلاب
و به مقام فرماندهی کل قوا آوردیم که گرداننده همه امور و تصمیم گیرنده
جنگ و صلح است. شاید که با بینش خاص و ظرفیتی که دارید، یک گوشه از اطلاع و
از توکل و اطمینان خود را به ما و به مردم مضطرب و مستأصل زیر آتش و سنگ
بدهید
ما
از یک طرف نمیتوانیم تحمل این اوضاع و آیندة محتملاً خانمانسوزتر و خدای
نکرده خفت بار آنرا بنماییم و از طرف دیگر قادر نیستیم واقعیات عینی و
سنن الهی را نادیده گرفته سلب مسئولیت از خود بکنیم و بگوییم چون ولی فقیه
چنین دیده و خواستهاند و موفقیت نزدیک و نهایی مسلم است، ما مبرای از
تکلیف و تفکر و از تذکر لازم میباشیم.
شک نیست که جنابعالی با ایمان و توکل مخصوص و قدرت و نبوغ رهبری، در بکار گرفتن سرمایههای سرشار اسلام و تشیع، مملکت ایران را درعظیم ترین آزمایش یا ابتلای تاریخ ۲۵۰۰ سالهاش وارد ساخته شهرت و وحشتی از ایران و اسلام در جهان به وجود آورده به نسل حاضر ما، هم ارزش و افتخار دادهاید و هم مسئولیت فوقالعاده دشوار در برابر دنیا و خدا. و درعین حال، ما را به یک دوراهی فاجعه یا فتح کشاندهاید. هم وظیفه سنگین اندیشیدن و توصیه به حق کردن را به دوش ما نهادهاید و هم سکوت و بیاعتنایی در برابر آن بسیار سهمناک است.
ما
که حکم «و لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان
عنه مسئولا» را پیش رو داریم، بنا به وظیفه ملی و اسلامی میخواهیم نه
خودمان و نه هموطنمان، چشم و گوش بسته و به دور از عقل و عاطفه، تبعیت از
احساسات و تبلیغات ننماییم. البته علاوه بر حال خودمان و حال مردمی که
تصریحاً یا تلویحاً نمایندگی و سنخگوئیشان را داریم و مملکتی که از پدران و مادران چند هزار ساله میراث برده و مفتخر و مسئول حفظ آن میباشیم، دلسوز خود جنابعالی و نگران کسی نیزهستیم که ملت او را به رهبری برگزیده است. از خود میپرسیم جواب این همه کشته و شکسته ـ چه داوطلب فعال و چه منفعل برکنار ـ و ویرانیها و از دست رفتهها و محرومیتها را چگونه میتوان داد؟
مرگ و محرومیتها و ویرانیهایی که پایان آن معلوم نبوده هردم بر وسعت و شدتش افزوده میشود
مرگ و محرومیتها و ویرانیهایی که پایان آن معلوم نبوده هردم بر وسعت و شدتش افزوده میشود
بدیهی
است آن زمان که صدام دیکتاتور عراق در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ تجاوز آشکار
به مرز و بوم و به جان و مال ما کرد، وظیفه انقلابی و قانونی همگی و بالاتر
از آن حکم خدا این بود که با تمام نیرو تا آخرین نفر و نفس بجنگیم و دشمن
غاصب غدار را از خاکمان بیرون کنیم، که خوشبختانه به همت جوانان و پیران
غیور و ایثارگر و پیروی ملت شهید پرور از رهبر متوکل و با تلاش مسئولین
مصمم، موفق شدیم. آن کارزار، قتال فی سبیل الله بود، برای دفاع از آدمها از
آب و خاکمان، و خداوند رحمان علیم قدیر، علیرغم قلت عدد و نابرابری
نیروها، نصرتمان داد تا آنجا که دشمن با خواری و پشیمانی راه فرار اتخاذ
کرد و زبان به تسلیم و تمنا گشود. اما مجوز ادامة جنگ و تجاوز به داخل عراق (که درابتدا خود جنابعالی، آنطور که درایام تخلیه خرمشهر از آقای هاشمی رفسنجانی شنیدم، آن را مصلحت و حق نمیدانستید) با شعار سقوط صدام و حزب بعث و تعرضهای دیگر، برای ما روشن نیست.
نمی
دانیم اگر در روز قیامت از خون و خرابیها و از دربدریهای تا به حال و
خدای نخواسته از فساد و تباهیهای خیلی گسترده تر و آینده هلاک حرث و
نسلهای دو طرف، پرسش کنند چه جواب میشود داد؟
اگر بگویند چرا علیرغم نص روشن و صریح «فان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله»، حاضر نشدید پیشنهادهای آتش بس و صلح، ولو مشروط و تضمین شده، را بپذیرید و دست رد به سینه همه شفیع و میانجیها، که از کشورهای مسلمان و از غیر متعهدها آمده بودند، زده هرگونه مذاکراه و بحث روی شرایط را هم رد کردید، آیا جواب ما سخت تر نخواهد بود؟ آیا استدلال عدم اعتماد به صداقت صدام و به حسن نیت میانجیها، با پیش کشیدن آیة بعدی قرآن شدیداً مردود نخواهد شد؟ آنجا که با اطمینان و استحکام میفرماید، «وان یریدوا ان یخدعوک فان حسبک الله هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین». آیا جواب خواهیم داد که مخاطب این فرمان پیغمبر رحمت و حکمت بوده ما مشمول آن نیستیم و مستثنی میباشیم؟
ممکن
است نمونه آورده یا ادعا شود که ما خود را موظف میدانستیم استکبار و
الحاد و استثمار و استضعاف را دردنیا ریشه کن سازیم. به ما خواهند گفت که
طبق قرآن و تاریخ، نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و خاتمالنبیین علیهم
السلام و الصلوه، مأمور و مأذون آن نبودند، شما چطور به خود حق دادید با
قبول خونریزیها و خرابیها درصدد صدور و حاکمیت اسلام برآئید؟ وقتی خدا در
قرآن مکرر به پیغمبر خود گوشزد میکند که «ماجعلناک علیهم حفیظا» و «ماانت
علیهم بوکیل»، «لست علیهم بمصیطر»، «ان انت الا نذیر»، یا «و ما علی الرسول
الا البلاغ»، شما که داعیة اجرا و ادامه رسالت انبیاء را داشتید، چگونه
میخواستید مانند موکل مراقب و مأمور مسئول مستکبرها، و مستضعفها عمل
نمایید، درحالیکه خود خدا با مشیت لایزال و قدرت بینهایتش نخواسته است دین
خود و عدالت و حق را با تعجیل و تحمیل در میان آدمها پیاده کند؟ خدای بزرگ
از شما عمل به اسلام را خواسته است نه احیای اسلام از طریق الزام دیگران به
اجرای آن. خدا عمل به دین و تبلیغ و اجرای دین را پاداش میدهد اما به شرط
رعایت « لااکراه فیالدین
درست
است که درانقلاب اسلامی ما جوانان، پیران و داوطلبان قابل تقدیری لبیک
اجابت، روی اعتماد و اعتقاد و ارادت به امام گفتهاند و با اشک و عشق و اصل
به چنان جانبازیها و پیروزیها میشوند، اما همین امر اگر خدای نخواسته خلل
و خلافی دراصل برنامه و هدف انتخابی آن ظاهر گردد، هم شکایت آنها را که
روز قیامت بگویند «انا اطعنا سادتنا و کبرائنا»، بسیار سنگین خواهد کرد و
هم مسئولیت رهبری و کسانی را که لب فرو بسته حق والی را در دریافت نصیحت
ادا نمیکنند، دو صد چندان مینماید
روزی که هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد بمبهایی انداختند، فرمودید : مطلب مهمی نیست، دزدی یا دیوانهای آمده سنگی انداخته و در رفته است و دیگر نخواهد انداخت. ولی آن دیوانه یا دزد، علیرغم تودهنیهایی که خورده است، بارها آمد و سنگها و بمبها و موشکها انداخته، دیوانگیهای خطرناک کرد، خانهها خراب نمود و بسیاری از فرزندان عزیز این مملکت را به شهادت رساند. ملت خوب ایستاد، خوب جان و مال داد، فحشها و مشتها و تلافیگریها نثار صدام و پشتیبانانش کرد و دلاوران جان بر کفمان پیروزیهای معجزه آسا به دست آوردند… همة اینها درست است و ایجاب مینماید که سپاس خدا و تشکر از ملت شهید پرور بجا آوریم. اما وقتی ترازنامه چهارساله را جمع بندی میکنیم، میبینیم علیرغم دفاعها و موفقیتها و پذیرش انقلاب اسلامی در بعضی جاها، آنچه هم که محصول مسلم این مدت است و اختلاف در آن وجود ندارد نتایج ذیل است.
گسترش
دائم دامنة جنگ و خصومت در منطقه و تقلیل امنیت، افزایش تلفات و ضایعات دو
طرف، کاهش طاقتها و توانها، ازدیاد انزوا و اتهام ایران و اسلام و به طور
کلی هلاک مستمر حرث و نسل در ایران و عراق و بعضی نقاط دیگر
از
دیدگاه ابرقدرتها نیز این جنگ دست آوردهای مثبت داشته است و آنها مسلماً
از ادامه و توسعه و خاتمه نیافتن آن با حفظ بقای هر دو طرف متخاصم، راضی
میباشند. از آن جمله است
فروش بی حد و حساب و پرمداخل اسلحه و مهمات به طرفین دعوی و به وحشت افتادههایی از انقلاب و عملیات ما و حتی به کشورهای فعلاً برکنار که چنین بازار گرم در تاریخ گذشتهشان بیسابقه بوده است. خرید بی منت و به بهای اندک نفت برای تأمین رفاه و صنایع خودشان، صدور مستقیم و غیرمستقیم خواربار و کالاهای صنعتی و خدمات فنی به ایران و عراق و کشورهای دیگر خاورمیانه، بی پول و محتاج نگه داشتن ما و محروم ساختن انقلابمان از سازندگی و خود کفایی و تولید (و بنابراین انقیاد بالقوه) یعنی عدم ایفای وعده استقلال ابتدایی همراه با آزادی، و بالاخره، دردناکتر از همه، چهره سیاه و خونین دادن به اسلام و زدوده شدن نشانهها و وعدههای سلامت، نعمت، رحمت، سعادت و بطور کلی حقانیت و حیات، در داخل و خارج ایران، حالا هم مخلصین به انقلاب و بهره مندان، دسته دسته با نوحه و سرود عازم قربانگاههای جبهه به قصد کربلا و آزاد کردن قدس میشوند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اطلاعیهها و موزیکهای فتح و فجر پخش میکند، توپها و هواپیماهای ما شهرها و تأسیسات نظامی و صنعتی و اخیراً مسکونی عراق را متقابلاً میکوبند و بسیاری از مسئولین و مردم به خود مژده سقوط یا انتحار قریب الوقوع صدام و ذلت دشمنان انقلاب را میدهند، یا میشنوند.
شاید هم شاهد پیروزیهای درخشان جدید بشویم و خدا کند که بشویم… اما با
سرنگون شدن صدام و انحلال حزب بعث، آیا غائله و نائره جنگ خاتمه خواهد
یافت؟ فاتحه شیطان بزرگ و شیطان اصلی ازلی که مهلت یافته از جانب خدا تا
روز رستاخیز است، در دنیا خوانده خواهد شد؟ آیا دفاع در جبهههای جنگ و
مقابله با شیطان نیازمند خودسازی درونی و برونی نیست؟
با
آنکه آزادی قدس از دست صهیونیسم امید و آرزوی ماست، اما معتقد هستیم که
دشمنان ما و حاکمان و همدردهایشان ساکت نخواهند نشست تا ما متلاشی و
مضمحلشان بکنیم و دراولین حملات ما تسلیم نگردیده مواضع جدید خواهند گرفت،
عکسالعملها نشان خواهند داد و آیا با عدّه و عُّدههایی که فراوان دارند،
دفاعی از خود و تجاوزات مجدد و تلافی از ما نخواهند کرد؟ تابحال که چنین
نبوده است. اگر شکستهایی داشته یا ضرباتی خوردهاند، نه دست از مقاومت و
تجدید قوا کشیدهاند و نه هنوز تمام توان و تجهیزاتشان را به میدان
آوردهاند، بر اساس واقعیتهای اجتماعی موجود در عراق، با مردن صدام و پس
رفتن حزب انحصارگرش، به فرض که شورش یا کودتایی صورت بگیرد، هیچ معلوم نیست
که فرماندهان و گردانندگان بعدی فرمانبر یا هم آهنگ با ما باشند. همچنین
اسرائیل مکار کهنه کار اگر تا به حال دست به عمل عمدهای در ایران و عراق
نزده است، آیا خواهد گذاشت که سپاه و بسیج ما به راحتی راهی قدس شود؟ غیر
از اسرائیل آیا آمریکا و ابرقدرتها و خود شوروی ممکن است تماشاچی صحنهها و
پیشرفتهای ما، یا فتنههای علیه خودشان شوند و موذیانه تر، مهلک تر و
قاطع تر از گذشته اقدام نکنند؟ هرچه باشد اسرائیل و امریکا و شوروی در
شیطنت و ترور و جنگ، صد درجه استادتر و از ما داناتر و داراتر دراین کارها
هستند. به فرض پیروزی و پیشروی، این قافله تا به حشر لنگ است، و خلاصه آنکه
صدور انقلابی انقلاب ما، سقوط صدام، نابودی اسرائیل و سرنگونی امریکا و
سایر ابرقدرتها زمانی میسر و قابل طرح خواهد بود که مسلمانان با حربه
آگاهی، ایمان، تقوی، خودسازی درونی و برونی و اتحاد مسلح گشته با به کار
بستن کتاب و سنت، هم دفاع قوی از خود بنمایند و هم با شاهد و الگو شدن و
تسخیر قلوب و الباب، حماسه پیروزی انقلاب را بدست خود آنها تکرار کنند.
ملتهایی هم که انقلابمان را تعلیمشان میدهیم، تا در داخله شان شرایط
اجتماعی، ایمانی، اخلاقی، نظامی و الهی لازم فراهم نشده باشد، مسلماً به
پیروزیهایی مانند انقلاب ما نخواهند رسید
نه
در تاریخ انقلابهای دنیا چنین توسعه و تحولهای سریع و وسیع انقلاب و
واژگونی سهل و ساده قدرتهای قوی حاکم سابقه دارد، و نه در سرگذشت انبیاء و
دست آوردهای مشیت خدا چنین امدادها و دگرگونیها سراغ داده شده یا در قرآن
کریم آمده است
آیا
خدا خارج از دفاع نفس یا بازیابی خانه و خانواده و از دست رفتهها، که
«قتال فی سبیل الله» است، برای تعرض و تخریب، چیزی بیشتر از «فاعتدوا علیه
بمثل مااعتدی علیکم»، وعده نصرت و به میدان آوردن «جنوداً لم تروها» را به
امتی یا به مجاهدینی داده است؟ بلی، به حکم قرآن جلوی مهاجم را باید گرفت و
بی خیال و بیکار نباید نشست، سهل است که امر اکید به تجمع نیرو و تدارک
اسلحه، حتی قویتر و بیشتر از دشمنان شده است. اما نه برای حمله و نابود
کردن آنها، بلکه برای ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خودمان و برحذر داشتنشان
از حمله کردن به ما. یعنی در نگرفتن جنگ به حکم «واعدوا لهم مااستطعتم من
قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم و آخرین من دونهم
ما
در این ماجرای پرمخاطره خواستهایم پیش دستی بر دستور قرآن کرده، قبل از
آنکه تدارک قشون و ترتیب تجهیزات لازم و کافی را بدهیم و با سلاحهایی که از
خود آنها گرفتهایم و میگیریم (و معلوم است که تا نفع خودشان و زیان ما
را دراین کار نبینند در اختیارمان نمیگذارند) بجنگشان برویم. غافل از
اینکه سیاست همیشگی آنها جنگ افروزی در میان اقوام و ممالک دنیا و بجان
یکدیگر انداختن آنها بوده است تا هم تجارت و منفعت بکنند و هم رقیبان و
دشمنان احتمالی را مشغول و مفلوک نمایند
البته
که دردسر ایجاد کردن و عصبانی ساختن صدامها و اسرائیل یا امریکا و فرانسه و
وحشت انداختن دولتهای ارتجاعی عرب، امکان پذیر بوده و هست و باعث تشفی
قلب مومنین میشود، اما بهره برداری مطلوب و رسیدن نهایی به مقصود، مسئله
دیگری است. به شهادت تاریخ غالباً نتیجههای معکوس به بار آورده است. حتی
انقلابهای بزرگ دنیا که از پدیدههای استثنایی طبیعت محسوب شدهاند،
عکسالعملها و بازگشتهای فراوان داشته است
اقدام
برای افراشتن پرچم حق و عدالت در عالم و امحاء قطعی ظلم و ظالم و کافر از
جهان بشریت، با خشونت و سرعتهای انقلابی، یا برانگیختن فتنه و قتل و خرابی
در بلاد کفر و ستمگری، اگر موثر و مجاز میبود، خدای دانای توانا، به یقین
آنرا رأساً یا بدست پیغمبرانش انجام میداد. چنین راهی که خدا ترسیم و
تشریع نکرده است، میتواند با همه خوشآیندها و امیدواریها و با
تلألؤهایش، سرابی و گردابی بیش نباشد و بیم آن میرود که منتهی به نقض غرض و
به آثار ناخواسته و هلاک کننده غیرقابل جبران گردد. در قرآن مجید هم سفارش
شده است که به خود مغرور نشویم و هم آیه «ولا تغرنکم بالله الغرور» آمده
است. ما حق نداریم روی حسابهای خودمان روی خدا حساب کنیم.عرض این تذکر نیز
لازم است که نهضت آزادی ایران به هیچ وجه نمیگوید دست تضرع و تمنا و توبه
تسلیم پیش عراق دراز کنیم یا سازشکار با ظالمها و همکار جهانخوارها و از
خدا بیخبرها بشویم، یا به صلح تحمیلی خفت باری تن در دهیم، و حتی انقلاب
خودمان و صدور صحیح اسلام را انکار کنیم
نظر
ما تغییر کلی سیاست جنگی و برنامه، از نفی به اثبات و از تخریب و تجاوز به
امنیت و دفاع است و استقبال از صلح شرافتمندانه و از سازندگی و استقلال و
آزادی
آنچه توصیه مینماییم عنایت به آیات شریفه ذیل است
فان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله
فان انتهوا فلاعدوان الا علی الظالمین
و لا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی
تعاونوا علی البر والتقوی و لاتعاونوا علی الاثم والعدوان
ضمنا
فکر میکنیم که آیه «و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدینالله» (که به
دنبالش در هر دو سوره بقره و انفال جمله توقف و تخفیف «فان انتهوا…» آمده
است) به منظور تحدید و تعطیل جنگ در داخل امتی است که مورد حمله و تجاوز
کفار قرار گرفته مانع اقامه دینشان شدهاند، نه برای تعرض و توسعه قتال به
سراسر جهان، به قصد مسلمان کردن یا کوتاه کردن دست همگی آنان، آنطور که
بعضیها تصور و توجیه مینمایند
درعین
حال باید بگوییم که اختلاف نظر ما دراین مسائل موجب آن نیست که علم مخالفت
در مقابل جنگ اسلامی برافراشته و آب به آسیای دشمنان بریزیم. هدف نصیحت
ائمه مسلمین است و توصیه به حق و انجام وظیفه الهی با دعای توفیق
بدیهی
است چنانچه نظریات ما اصولاً مورد توجه قرار گیرد، آماده بحث و بیان بیشتر
در زمینه مسائل و پیشنهادها و تفصیلهای اجرایی هستیم
در
خاتمه با تجدید عهد و عذرخواهی و با امکان اینکه اقدام ما را ناشی از ترس
یا ضعف در ایمان و توکل تلقی فرمایید، آنچه وظیفه خودمان در پیشگاه
آفریدگار بزرگ، در برابر ملت و در قبال رهبری انقلاب میدانستیم، انجام
دادیم
ما
نه غیبگویی میکنیم، نه بدبین و بدخواه هستیم و نه نسبت به فجایع و مفاسدی
که هشدار دادیم قسم حضرت عباس میخوریم. آنچه هم که از جنابعالی توقع
داریم، بیش از این نیست که در خلوت با خدای معبود، تأمل و تحقق بیشتر و سپس
مشورت آزاد دراین امر فوقالعاده خطیر نموده، اگر به حق و حقیقتی در
گفتارمان برخورده باشید تجدید نظری در سیاست جنگ با عراق و با دنیا و شیوه
صدور اسلام بفرمایید
خدایا شاهد باش که ما اتمام حجت و ادای تکلیف کردیم خدایا ما را ببخش
خدایا انقلاب اسلامی ایران را درطریق اسلام، رضای خودت و رستگاری ایران و مصلحت جهان راهنمایی فرما
والله خیرالمستعان و هو العزیز الرحمن
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
دبیرکل نهضت آزادی ایران
مهدی بازرگان
توضیح سایت انقلاب اسلامی: در
نامه آقای بازرگان، مشخص می شود که آقای خمینی در روزهای اول جنگ، موضوع
جنگ را جدی نمی گیرد .... در طول سالهای اخیر، رژیم سعی کرد که آقای خمینی
را از جدی نگرفتن خطر جنگ مبری کند و مسئولیت آنرا به گردن آقای بنی صدر
بیاندازد. مثلا آقای
شمعخانی در مصاحبه با همشهری گفته است : بنی صدر به ما می گفت: اگر شما
کاری به کار عراق نداشته باشید، عراق به ما حمله نمی کند ؟ با وجود انبوهی
از مدارک، او قول خمینی را به بنی صدر نسبت می دهد. اما حقیقت اینست که
خمینی در جواب بنی صدر گفت : گزارش نظامی ها دروغ است هیچکس به ایران حمله
نمی کند، بنی صدر در نامه ای به خمينى در تاريخ 28 شهریور 1359 می نویسد: «يكماه پيش همين فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله درباره توطئه امروز را بعرض رساندند. بعد باينجانب فرموديد باين اطلاعات باور نمى فرمائيد و امروز راست از آب درآمده اند و احتمال يك درگيرى گسترده از مرز تركيه تا مرز پاكستان، احتمالى قوى است». مقصود
از گزارش، همان است كه رئيس ستاد و رئيس اطلاعات ارتش در باب تدارك رژيم
صدام براى حمله به ايران، تهيه كرده بودند. اين دو به حضور او رفتند و
گزارش را باز گفتند. و او به رئيس جمهورى گفت: به اين گزارشها باور ندارد.
هيچكس به ايران حمله نمى كند. اين دروغ را نظامي ها مى سازند تا پاى
آخوندها را از ارتش قطع كنند.
خمینی خیال خویش را واقعیت انگاشت و در علن مدعی شد کسی به ایران حمله نمی کند زیرا حمله به ایران جنگ سوم جهانی می شود. دو مورد را به نقل از کتاب « نیروی جانشین انقلاب و بحران گروگانگیری » نوشته محمد جعفری نقل می کنیم:
* خمینی در تاریخ 9 ﺁذر 58 ، در مصاحبه با اریک رولو، فرستاده لوموند گفته است :
« بحران کنونی ایران یک بحرانی نیست که ما از ﺁن خوفی داشته باشیم . اما
راجع به این که یک وقتی جنگی پیش می ﺁید، ولو این که یک مطلبی است از شیخ
الرئیس ابوعلی سینا نقل می کنند که گفته است : من از گاو می ترسم. برای این
که اسلحه دارد، عقل ندارد. ﺁقای کارتر هم ثابت کرد این مطلب را. معذلک
نخواهند گذاشت چنین کاری بکند. ملتها و
دولتهای بزرگ نمی گذارند که چنین جنگی پیش بیاید . جنگ پیش ﺁمدن معنایش جنگ
جهانی سوم است و همه قدرتها از این جنگ می ترسند .»
* او در دیماه 1358، نه ما پیش از حمله عمومی عراق به ایران، به « دانشجویان پیروخط امام» گفته است :
« ﺁنچه من می فهمم اینست که امریکا دخالت نظامی در ایران نمی خواهد بکند و
نه حصر اقتصادی. اگر هم حصر اقتصادی بکند، پیروز نمی شود . خودش هم می
داند ... شاید صحبتهائی که در مورد دخالت نظامی یا حصر اقتصادی می کند،
برای این معنی باشد که اذهان ما را منحرف کند به ﺁن طرف و از این چیزی که
در کشور ما می گذرد غافل سازند .»
۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه
اینها مسلمانان بزرگوار پیرو اسلام ناب محمدی در کشور گرفتار ما هستند
--سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بـکـُشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافراناینها مسلمانان بزرگوار پیرو دین و آئین محمدی در کشور گرفتار ما هستند که بسان محمد پیامبر بزرگوار و دیگر امامان دزد و آدمکش و سر برشان , با مهر و عطوفت اینچنینی مردم غیر مسلمان و نا باور و منتقد ما را به این دین و آئین راهنمایی میکنند , ملاحظه میکنید. آیا دمکراسی و آزادیهای اجتماعی و اسلامی در این اسلام ناب محمدی چند سر و گردن به دمکراسی دروغین نظامهای غربی بالاتر نیست؟!تـهـران اوباشان آل محمد و علی
islamic Bandit of Tehran
اسلام واقعی همین است که می بینید نه آنکه
برای شما داستان شیرین از اسلام تعریف میکنند
زیرا محمد و علی نیز همین بلا را بر سر قبیله های مختلف عرب و یهودی آوردند. آری این همان جمه
وری اسلامی عدل علی است
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بـکـُشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران
یعنی حتی محمد در درون مسجد که خانه خدا هست دستور آدمـکـُشی داد
سورهی ال عمران، آیهی ۰۲٨ :مسلمان نباید دوست غیر مسلمان برگزیند، که این خواست الله نیست، مگر آنکه شر ایشان را دفع کنید.
سورهی النساء، آیهی ۰۴۵ :الله بهتر می داند که چه کسانی د شمن شما هستند, برای شما دوستی و یاریی الله کافی است.
سورهی النساء، آیهی ۰٨۹ :با نامسلمانان دوستی نکنید تا ایمان بیاورند و اگر باز از ایمان برگشتند، آنها را سرببرید و بکشید، که آنها دوست و یار شما نیستند.
سورهی البقره آیهی ۱۹۰ :بکشید در راه الله، مخالفان را, ولی بدون شورش، که الله شورش را دوست ندارد.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲٨ :ای مسلمانان مشرک ها نجس هستند و نباید از امسال به کعبه وارد شوند. اگرشما از کاهش درآمد خود در هراس هستید، الله از فضل خود شما را بی نیاز می سازد. (حج واجب همان فضل الله است)
سورهی البقره آیهی ۱۹۱ :بکشید آنها را در هر کجا که بر خورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند، که این است مجازات کافران.
سورهی التوبه، آیهی ۰۰۵ :همین که ماه حرام گذ شت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیارید و بکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خون آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سورهی التوبه، آیهی ۱۲٣ :بکشید کافران را از پس هم، تا جد یت و خشم شما را احساس کنند.
سورهی محمد، آیهی ۰٣۵ : سستی نکنید، به صلح تن در ندهید, چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲۹ :بکشید کسانی را که به الله و احکام (…) او ایمان ندارند، همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتهاند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه(جریمهی دگراندیشی در اسلام) بپردازند.
سورهی محمد، آیهی ۰۰۴ :کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خون آنها رنگین شود. اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند.
سورهُ توبه آیه ۱۲۳:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
سورهُ توبه آیه ۵ صفحه ۱۸۸: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید . و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید. که خدا آمرزنده و مهربان است.
سورهُ التوبه ۲۸ صفحه ۱۹۲: ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خودش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
سورهُ التوبه ۲۹ صفحه ۱۹۲: کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
سوره ۲ بقره، آیه ۱۷۸: ای اهلِ ایمان برای شما حکمِ قصاصِ کشتگان چنین معین گشت که مردِ آزاد را در مقابلِ مردِ آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنید….
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۰: بکشید در راهِ الله مخالفان را، ولی بدونِ شورش، که الله شورش را دوست ندارد
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بکشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۳: ای اهلِ ایمان، شما پدران وبرادرانِ خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزیدند و هرکس از شما آنها را دوست بدارد بی شک ستمکار است.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۸: ای مومنان، مشرکان نجس هستند ونباید ازین پس به کعبه وارد شوند. اگر شما از کاهشِ درآمدِ خود در هراس هستید، الله از فضلِ خود، شما را بی نیاز میسازد. .
سوره ۹ التوبه، آیه ۵: همینکه ماهِ حرام گذشت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیاورید وبکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خونِ آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سوره۹التوبه،آیه۱۲۳: بکشید کافران را از پسِ هم، تا جدیت و خشمِ شما را احساس کنند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۳۵: سستی نکنید، به صلح تن در ندهید، چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سوره۲۲الحج،آیه۳۹: اجازه دارید بکشید هر که را که به شما ستم کرده است، الله پشتیبانِ شماست.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۹: بکشید کسانیرا که به الله و احکامِ او ایمان ندارند، همچنین آن دسته که خود اهلِ کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدستِ خود جزیه بپردازند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۴: کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خونِ آنها رنگین شود و اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند
یعنی حتی محمد در درون مسجد که خانه خدا هست دستور آدمـکـُشی داد
سورهی ال عمران، آیهی ۰۲٨ :مسلمان نباید دوست غیر مسلمان برگزیند، که این خواست الله نیست، مگر آنکه شر ایشان را دفع کنید.
سورهی النساء، آیهی ۰۴۵ :الله بهتر می داند که چه کسانی د شمن شما هستند, برای شما دوستی و یاریی الله کافی است.
سورهی النساء، آیهی ۰٨۹ :با نامسلمانان دوستی نکنید تا ایمان بیاورند و اگر باز از ایمان برگشتند، آنها را سرببرید و بکشید، که آنها دوست و یار شما نیستند.
سورهی البقره آیهی ۱۹۰ :بکشید در راه الله، مخالفان را, ولی بدون شورش، که الله شورش را دوست ندارد.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲٨ :ای مسلمانان مشرک ها نجس هستند و نباید از امسال به کعبه وارد شوند. اگرشما از کاهش درآمد خود در هراس هستید، الله از فضل خود شما را بی نیاز می سازد. (حج واجب همان فضل الله است)
سورهی البقره آیهی ۱۹۱ :بکشید آنها را در هر کجا که بر خورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند، که این است مجازات کافران.
سورهی التوبه، آیهی ۰۰۵ :همین که ماه حرام گذ شت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیارید و بکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خون آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سورهی التوبه، آیهی ۱۲٣ :بکشید کافران را از پس هم، تا جد یت و خشم شما را احساس کنند.
سورهی محمد، آیهی ۰٣۵ : سستی نکنید، به صلح تن در ندهید, چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲۹ :بکشید کسانی را که به الله و احکام (…) او ایمان ندارند، همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتهاند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه(جریمهی دگراندیشی در اسلام) بپردازند.
سورهی محمد، آیهی ۰۰۴ :کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خون آنها رنگین شود. اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند.
سورهُ توبه آیه ۱۲۳:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
سورهُ توبه آیه ۵ صفحه ۱۸۸: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید . و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید. که خدا آمرزنده و مهربان است.
سورهُ التوبه ۲۸ صفحه ۱۹۲: ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خودش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
سورهُ التوبه ۲۹ صفحه ۱۹۲: کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
سوره ۲ بقره، آیه ۱۷۸: ای اهلِ ایمان برای شما حکمِ قصاصِ کشتگان چنین معین گشت که مردِ آزاد را در مقابلِ مردِ آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنید….
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۰: بکشید در راهِ الله مخالفان را، ولی بدونِ شورش، که الله شورش را دوست ندارد
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بکشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۳: ای اهلِ ایمان، شما پدران وبرادرانِ خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزیدند و هرکس از شما آنها را دوست بدارد بی شک ستمکار است.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۸: ای مومنان، مشرکان نجس هستند ونباید ازین پس به کعبه وارد شوند. اگر شما از کاهشِ درآمدِ خود در هراس هستید، الله از فضلِ خود، شما را بی نیاز میسازد. .
سوره ۹ التوبه، آیه ۵: همینکه ماهِ حرام گذشت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیاورید وبکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خونِ آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سوره۹التوبه،آیه۱۲۳: بکشید کافران را از پسِ هم، تا جدیت و خشمِ شما را احساس کنند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۳۵: سستی نکنید، به صلح تن در ندهید، چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سوره۲۲الحج،آیه۳۹: اجازه دارید بکشید هر که را که به شما ستم کرده است، الله پشتیبانِ شماست.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۹: بکشید کسانیرا که به الله و احکامِ او ایمان ندارند، همچنین آن دسته که خود اهلِ کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدستِ خود جزیه بپردازند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۴: کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خونِ آنها رنگین شود و اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند
۱۳۹۱ شهریور ۲۳, پنجشنبه
اطلاعیه حسن داعی در مورد رای امروز دادگاه فدرال واشنگتن: شکست کامل تریتا پارسی و نایاک
قاضی دادگاه با بررسی نوشته ها و اظهارات من، شکایت آنان را بی اساس دانست و کلیه اتهامات وارده به من را باطل کرد. اضافه برآن، نایاک و شخص پارسی را به دلیل پنهانکاری و تقلب در جریان دادگاه و عدم صداقت و ... به پرداخت بخش مهمی از هزینه های وکلای من محکوم نمود
------------------------------------------------------------------------------------------
هموطنان عزیز،
امروز پس از چهار سال و نیم که از شکایت تریتا پارسی و نایاک از من میگذرد، پس از یک مبارزه قانونی طاقت فرسا و پرهزینه، سرانجام رای نهائی صادر شد. من همواره گفته ام که آنها لابی رژیم ایران در آمریکا هستند. آنها نیز در شکایت خود، مرا به دروغ گوئی، وابستگی به محافظه کاران و جنگ طلبان متهم کرده بودند.
قاضی دادگاه با بررسی نوشته ها و اظهارات من، شکایت آنان را بی اساس دانست و کلیه اتهامات وارده به من را مردود دانست. اضافه برآن، نایاک و شخص پارسی را به دلیل پنهانکاری و تقلب در جریان دادگاه و عدم صداقت و ... به پرداخت بخش مهمی از هزینه های وکلای من محکوم نمود.
من در گزارشات بعدی جزئیات رای دادگاه را خدمت هموطنان توضیح خواهم داد ولی از این فرصت استفاده کرده و از همه کسانی که در این چهار سال و نیم از من حمایت کرده اند مجددا سپاسگزاری میکنم و این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگویم. نایاک و متحدانش در مافیای اقتصادی رژیم و همچنین محافل قدرتمند آمریکائی ، سرمایه گذاری کلانی در حمایت از نایاک نموده و برای پیروزی اش در دادگاه، کیسه های گشادی نیز دوخته بودند که با رای امروز دادگاه، شکست سنگینی متحمل شده اند.
در یک فرصت دیگر، از فشارهائی که نایاک و متحدان آمریکائی اش در این چهار سال و نیم برای خرد کردن و شکستن من و وکلای من کرده بودند سخن خواهم گفت و حامیان پشت پرده این کارزار دروغ را معرفی خواهم کرد.
امیدوارم که این اولین گام برای منزوی کردن شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا باشد.
با درود به همه هموطنان و آرزوی سرنگونی رژیم ولایت فقیه
حسن داعی
23 شهریور 1391
13 سپتامبر 2012
۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه
ایران به جای حل بحران سوریه, بحران مرغ را حل کند
در واکنش به سفر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به
لبنان و اظهارات او در مورد سوریه، ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست ترقی
خواه این کشور، با اشاره به کمبود و گرانی مرغ در ایران گفته است “بهتر است
آقای جلیلی به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی
کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد.”
به گزارش بی بی سی سعد حریری، نخست وزیر سابق لبنان که از مخالفان سوریه
است نیز از سفر آقای جلیلی انتقاد کرده و گفته است “در زمانی که مردم سوریه
با شنیع ترین کشتار و ویرانی به دست رژیم بشار اسد و حامیان خارجی او دست
به گریبان هستند” نمیتوان به این مقام ایرانی خوشامد گفت.
حریری با یادآوری اظهارات برخی مقامات ایرانی در مورد واکنش به حمله نظامی
احتمالی به سوریه، گفته است که “دولت ایران باید بداند اینگونه تهدید ها و
حرکات مشکوک سقوط متحدش در سوریه را به تعویق نخواهد انداخت.”
به گزارش خبرگزاری ایرنا، جلیلی در پاسخ به اظهارات ولید جنبلاط گفته
است: “ایران، قیمت مرغ که جای خود دارد، ماهواره را هم به فضا می فرستد.”
صدور حکم اعدام برای بختيار معماری، شهروند کُرد در مريوان
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران ـ يک منبع محلی به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت بختيار معماری شهروند کُرد ساکن مريوان، ۳۵ ساله که از مردادماه سال ۸۹ در بازداشت بسر میبرد، از سوی دادگاه انقلاب شهر مريوان به رياست قاضی لطفی به اتهام محاربه از طريق عضويت در يکی از احزاب کُرد به اعدام محکوم شده است. حکم ياد شده در تاريخ ۲۱ ارديبهشت ماه به صورت رسمی به وی در زندان سنندج ابلاغ شده است.
تبلغاخبرنامه گويا
advertisement@gooya.
بنابه گفته اين فعال حقوق بشر بختيار معماری در تاريخ ۱۳ مردادماه سال
۸۹ در شهر مريوان توسط نيروهای اداره اطلاعات شهر مريوان بازداشت و روز
بعد به بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل شده است. او به
مدت سه ماه در اين بازداشتگاه تحت بازجويی قرار گرفته و در اين مدت نيز از
حق ملاقات و تماس تلفنی با خانواده محروم بوده است.
در دفاعيه وکيل بختيار معماری که نسخه ای از آن در اختيار کمپين قرار گرفته
است آمده است که دادگاه بدون ارائه شاهد و تنها بر اساس اقرار و اعترافات
متهم در زمان بازجويی در وزارت اطلاعات، اقدام به انتساب اين اتهامات به
موکل وی نموده است و موکل او در همه مراحل دادرسی تمام اتهامات را رد کرده و
اقرارات انجام شده در مراحل تحقيقات اوليه تحت فشار بازجويان بوده است.
در متن دفاعيه آماده است: « موکل بنده از اولين جلسه دادرسی تاکنون با
قاطعيت تام همگی مطالب اظهار شده در تحقيات مقدماتی که تمامی آن بنابه
اظهار موکل در اداره اطلاعات يا با حضور کارشناسان آن اداره به عمل آمده و
حتی بنابه تاييد متهمين و داديار محترم تحقيق نه تنها در اداره اطلاعات
بوده بلکه با چشمان بسته نيز صورت گرفته است را تکذيب نموده و بيان آن
مطالب را بنابه درخواست تحقيق کنندگان و بر اثر عدم تحمل ضرب و شتم فيزيکی و
روانی اعلام نموده. دلايل ادعای خود را در جلسه دادگاه با نشان دادن آثار
ضرب و شتم از محل شکستگی پاشنه و قوزک پای چپ و فک و غفونتهای داخلی بيان
نمود.»
يک فرد نزديک به خانواده در مصاحبه با منبع محلی ياد شده که متن آن در
اختيار کمپين قرار گرفته است مدعی شد: « بختيار معماری در زمان بازجويی در
بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج برای اقرار به قتل اين دو شهروند به
سفارش يک سازمان جاسوسی انگليس تحت فشار بوده و به دليل شکنجه زياد مجبور
به اعتراف شده است. چون بر طبق حکم صادر نيز نه آلات جرم از وی کشف شده است
و نه شاهدی در اين پرونده وجود دارد. دادگاه کيفری استان کردستان در تاريخ
۲۹ ديماه سال ۹۰ به اتهام قتل و شکايت خانواده مقتولين برای وی حکم قصاص
صادر کرده است و همچنين دادگاه انقلاب شهر مريوان به اتهام محاربه از طريق
عضويت در احزاب کُردی برای وی حکم اعدام صادر کرده است و در هر دو دادگاه
تنها بر اساس اقرار متهم حکم صادر شده است.»
در دادنامه صادر از دادگاه کيفری استان کردستان نام دو مقتول انوراشکاوند و
طيب کشوردوست ذکر شده است. بنابه گفته اين منبع بعد از انتشار اين
اعترافات او از کانال پرس تی وی در زمان برگزاری دادگاه بختيار معماری تمام
اتهامات صادر شده را رد و اعلام کرده است تحت فشار بازجويان وزارت اطلاعات
مجبور به اعتراف شده است.
اين منبع آگاه در ادامه افزود : « بعد از حدود سه ماه نيروهای اداره
اطلاعات سنندج وی را به صورت دست بند و پابند همراه فيلمبردار به منزل پدر
وی برده و بعد از ملاقات همسر و فرزندانش به آنها اعلام کردهاند که او
عليه جمهوری اسلامی فعاليت مسلحانه داشته و اين آخرين ملاقات شما با وی
خواهد بود. ماموران اداره اطلاعات سپس وی را به منزل دو شهروند کُرد که
مدتی قبل از آن به قتل رسيدهاند، انتقال داده و او را قاتل آنها معرفی
کرده و سپس بعد از فيلمبرداری، شبکه پرس تی وی در برنامه ايران تودی
اقدام به پخش اين فيلم کرد. اين زندانی سياسی همچنين در ۲۹ دی ماه سال ۹۰
در دادگاه کيفری استان کردستان به اتهام قتل به قصاص محکوم شده است.»
بختيارمعمار هم اکنون در زندان مرکزی سنندج بسر میبرد و هر ماه يک بار اجازه ملاقات با خانوادهاش را دارد.
پدر مریم سودبر؛ چطور دل شان آمد با باتوم به سر دخترم بزنند
پدر مریم سودبر؛ چطور دل شان آمد با باتوم به سر دخترم بزنند
پدر "مریم سودبر" یکی از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات در مصاحبه با سرخ سبز بعد از سه سال در مورد نحوه جان باختن فرزندش سخن گفت.
به گزارش سایت سرخ سبز، اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت در این گفتگو تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد.
پیش از این یکی از دوستان نزدیک مریم سودبر با ارسال نامه ای به سايت كانون كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها در مورد هویت این جان باحته جوان حوادث پس از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود. نام مریم سودبر در لیست کشته شدگان حوادث پس از انتخابات بارها مطرح شد اما هیچ گاه خانواده اش در این مورد سخنی نگفتند.
آمار دقیقی از شمار جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اختیار رسانه ها نیست اما تا کنون خانواده ۵۶ تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه های مختلف گفتگو کرده و در مورد نحوه جان باختن فرزندان خود اطلاع رسانی کرده اند که مسولان رسمی جمهوری اسلامی تنها مسولیت کشته شدن سه تن از معترضان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک را پذیرفته و در باقی موارد هیچ پاسخی نداده اند.
اکنون با گذشت سه سال پدر مریم سودبر با بیان اینکه کسی به حرف حق گوش نمی دهد: می گوید: من پیگیری قضایی انجام نداده ام و هیچ طلبکاری و درخواستی هم از مسولان ندارم .اگر دنیا را به من و مادر مریم بدهند دخترمان زنده نمی شود. ولی از روزی که مریم رفت همه زندگی ما شده است مریم، من و مادرش و همه خانواده ما داغون شده ایم....
آنچه می خوانید پاسخ اصغر سودبر، پدر مریم سودبر به پرسش های مسیح علی نژاد، روزنامه نگار است که در پی می آید:
به خاطر سکوتی که شما کرده اید تقریبا کمتر کسی مریم سودبر را می شناسد آیا ممکن است خودتان معرفی کنید مریم که بود؟
مریم دختر فعالی بود، شاید شما عکس او را هم ندیده باشید، یک دختر خیلی زیبا بود که تلاش می کرد. دانشجوی مدیریت بازرگانی بود و می خواست برود کانادا پزشکی بخواند. مریم تنها دخترم بود و من دختر دیگری ندارم. خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. با من هم خیلی خیلی خوب بود. پدر نسبت به فرزندش می فهمد و او را می شناسد. آخرین روزی که با مریم بودم همان روز سی خرداد (سال ۸۸) ضمیر ناخود آگاهم به من گفت به مریم بگویم که امروز دانشگاه نرود.
اما مریم سی خرداد به رهپیمایی رفت؟
آن روز صبح قبل از اینکه بروم سرکار به مادر مریم گفتم به مریم بگویید که امروز دانشگاه نرود، نمی دانم چرا دلشوره دارم. وقتی می روم سرکار مریم بیدار می شود و مادرش همین را به او می گوید اما مریم به مادرش گفت که بابا چه می داند امروز آخرین امتحان دانشگاهم است و باید بروم. آن روز مریم یک روسری سبز سرش را می بندد و می رود دانشگاه امتحانش را می دهد و توی راه برگشت توی مسیر راهش توی همان شلوغی ها این اتفاق برایش می افتد ....
ممکن است بفرمایید چه اتفاقی برای مریم افتاد و چگونه مطلع شدید؟
نمی دانم با چه حسابی و کتابی یک ضربه باتوم به سرش می زنند، آن طور که ما از دوستانش بعدها مطلع شدیم بعد از ضربه حالش خراب می شود و دوستانش کمک می کنند تا حالش کمی بهتر می شود و می آید خانه....وقتی آمد خانه اصلا نشان نمی داد و به ما هم هیچی نگفت. یعنی من وقتی از سر کار برگشتم خانه دیدم جلوی آینه نشسته و دارد خودش را آرایش می کند. انگار عروسی اش باشد....
بعد از آن آیا در خانه حالش بد شد؟
من و مادرش همیشه از بچگی می رفتیم به اتاق بچه ها سر می زدیم ولی آن روز متاسفانه نه من و نه مادرش نرفتیم به او سر نزدیم. آن شب برادرش شب ساعت سه هم متوجه شده بود که برق اتاق او خاموش نشده. برادرش می گوید هی توی دل خودم می گفتم وقتی بروم آب بخورم می روم و به مریم سر بزنم که چرا بیدار است. ولی می گوید حدود ساعت سه و نیم ، چهار مریم اتاق مریم خاموش شد خیال برادرش هم راحت شد که او خوابید. اما نگو ساعت چهار مریم توی اتاق خلوت خودش وقتی می خوابد همان جا می میرد. من صبح رفتم سر کار بودم که مادرش زنگ زد و گفت مریم خشک شده، مادرش رفتم مریم را برای صبحانه بیدار کند دید مریم بیدار نمی شود به سرعت خودم را رساندم خانه دیدم مریم تمام شد، مریمی دیگر وجود ندارد، مریم از دنیا رفت....
آیا مریم را به پزشکی قانونی هم بردید؟
مریم را به پزشکی قانونی هم بردیم و موقعی که رفتیم تحویل بگیریم، یک پزشکی مرا صدا زد و گفت دختر شما را کسی کتک زده، ضربه ای توی سر دختر شما خورده ولی اگر من همین بنویسم جسد را به شما تحولی نمی دهند ولی من می خواستم جسد دخترم را تحویل بگیرم و او هم ننوشت. بعد ما مریم را بردیم قطعه ۲۵۷ دفن کردیم.
در تشییع جنازه اش آیا دوستانش حضور پیدا کردند؟
مریم خیلی دختر خون گرم و مردمی بود. در مراسم هفتم مریم در بهشت زهرا نزدیک دویست نفر آمده بودند. دانشجویان دختر هم آمدند و همان جا هم دوستان مریم به ما گفتند که در راهپیمایی باتوم به سر مریم زدند ظاهرا بعد از ظهر این اتفاق برایش افتاد. خب کسی نبود آن زمان یاری مان نکرد و ما هم نمی دانستیم چه باید بکنیم. به هر حال برخی از آقایان هم فهمیدند که چه اتفاقی افتاد یک قول هایی هم از ما گرفتند که با کسی صحبت نکنیم. .
یعنی تعهد از شما گرفتند؟
تعهد به آن صورت که آمدند گفتند شما مگر اعتراضی دارید؟ ما هم گفتیم این دختر ما سلامت به دانشگاه رفته و بعد آمد خانه و توی اتاقش مرد، این بچه ورزشکار بوده و حتی یک روز هم مریض نداشت، دفترچه بیمه اجتماعی و مدارک پرشکی اش موجود هست که سلامت بود. من و خانم ام نمی ترسیدیم ولی به هر حال نگران بچه های دیگر شدیم و هیچی نگفتیم...
آیا پیگیری قضایی هم کردید که مسولان پاسخی بدهند؟
نه پیگیری نکردم، چون دوستان و هم دانشگاهی های مریم در مورد چگونه جان باختن مریم اطلاع رسانی کرده بودند، از یک جایی فکر کنم پلیس امنیت آمدند خانه ما و زودتر پیشی گرفتندآمدند ما را نهیب زدند و خب ما هم به خاطر بچه های دیگر حرف های مان در نطفه خفه شد....
الان سخن تان چیست و آیا خواسته ای از مسولان دارید؟
طلبی ندارم. مریم دختر آزادی بود اما اینکه یک دختری سالم برود دانشگاه و شب بیاید توی اتاق اش بمیرد، برای یک پدر درد است. یک دختر ۲۱ ساله. مریم هزار و یک امید داشت. هنرهایی که این دختر داشت. مریم وقتی یکی دو ساعت بلند می شد جلوی من می رقصید گریه ام می گرفت. یک خروار مو توی سر دخترم بود، چشم های درشت و قشنگی داشت، قد بلند....خدا نگذرد از کسی که این بلا را سر دخترم آورد چطوری دلش آمد که سر این بچه ضربه زده...به چه گناهی ؟ مگر بچه من چه کرده بود؟
اتفاقی که برای دختر شما افتاد چه تاثیری در زندگی شخصی شما گذاشت؟
انسان یک روز به دنیا می آید و یک روز می میرد اگر تصادف بود، آتش سوزی بود آدم خودش را یک جوری تسکین می داد ولی این اتفاق خیلی سخت بود، بعد از مریم من خیلی افسرده شدم.....من یک آدم با ذوق و با شوقی بودم، در فرانسه تحصیل کردم و لیسانسم را آنجا گرفتم برگشتم ایران و آدم پرکار و با روحیه ای بودم الان اصلا دوست ندارم با کسی صحبت کنم. مادرش هم مریض شد...مادر مریم چشم های آبی قشنگی دارد. همان سال قبل از اینکه مریم از دنیا برود به همراه دخترم و مادرش بیرون رفتم یکی نفر آمد به من گفت آقا اینها دخترهای شما هستند، یعنی مادرش انقدر جوان بود ولی الان مادرش را ببینید افسرده شده، سنی ندارد اما پیر شد،شکست. دنیا انگار برای ما و بچه های دیگر ما تمام شده ...با رفتن دخترم یک خانواده داغون شده...
آیا ناگفته ای باقی مانده؟
حرف های زیادی هست ولی کاش در مملکتی زندگی می کردیم که به حرف های ما گوش می کردند. من چه گناهی کردم ؟ من هم انسان هستم. دختر من هم اولاد بشر بود. جلوی چشم من زندگی دخترم را از من گرفتند. وقتی یاد صورتش می افتم که برای آخرین بار توی قبر دیدم، از آن روز تا حالا دلم درد می گیرد. به خودم می گویم خدایا چرا اصلا مریم را به من دادی و چرا اینطوری از من گرفتند؟ سخت است...حرف هایم زیاد بود ولی خیلی خلاصه گفتم ولی امید دارم که حق مریم را جامعه و هم سن و سال های مریم بگیرند همین که اسمش را بگویند، همین که بگویند مریم مظلوم بود و مظلوم رفت....انقدر مریم حق به گردن من و مادرش و دوستان و هم دانشگاهی هایش داشت که نباید فراموشش کنیم. همین که یاد مریم کردید و سراغ ما را گرفتید ارزش دارد.....
پدر "مریم سودبر" یکی از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات در مصاحبه با سرخ سبز بعد از سه سال در مورد نحوه جان باختن فرزندش سخن گفت.
به گزارش سایت سرخ سبز، اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت در این گفتگو تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد.
پیش از این یکی از دوستان نزدیک مریم سودبر با ارسال نامه ای به سايت كانون كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها در مورد هویت این جان باحته جوان حوادث پس از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود. نام مریم سودبر در لیست کشته شدگان حوادث پس از انتخابات بارها مطرح شد اما هیچ گاه خانواده اش در این مورد سخنی نگفتند.
آمار دقیقی از شمار جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اختیار رسانه ها نیست اما تا کنون خانواده ۵۶ تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه های مختلف گفتگو کرده و در مورد نحوه جان باختن فرزندان خود اطلاع رسانی کرده اند که مسولان رسمی جمهوری اسلامی تنها مسولیت کشته شدن سه تن از معترضان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک را پذیرفته و در باقی موارد هیچ پاسخی نداده اند.
اکنون با گذشت سه سال پدر مریم سودبر با بیان اینکه کسی به حرف حق گوش نمی دهد: می گوید: من پیگیری قضایی انجام نداده ام و هیچ طلبکاری و درخواستی هم از مسولان ندارم .اگر دنیا را به من و مادر مریم بدهند دخترمان زنده نمی شود. ولی از روزی که مریم رفت همه زندگی ما شده است مریم، من و مادرش و همه خانواده ما داغون شده ایم....
آنچه می خوانید پاسخ اصغر سودبر، پدر مریم سودبر به پرسش های مسیح علی نژاد، روزنامه نگار است که در پی می آید:
به خاطر سکوتی که شما کرده اید تقریبا کمتر کسی مریم سودبر را می شناسد آیا ممکن است خودتان معرفی کنید مریم که بود؟
مریم دختر فعالی بود، شاید شما عکس او را هم ندیده باشید، یک دختر خیلی زیبا بود که تلاش می کرد. دانشجوی مدیریت بازرگانی بود و می خواست برود کانادا پزشکی بخواند. مریم تنها دخترم بود و من دختر دیگری ندارم. خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. با من هم خیلی خیلی خوب بود. پدر نسبت به فرزندش می فهمد و او را می شناسد. آخرین روزی که با مریم بودم همان روز سی خرداد (سال ۸۸) ضمیر ناخود آگاهم به من گفت به مریم بگویم که امروز دانشگاه نرود.
اما مریم سی خرداد به رهپیمایی رفت؟
آن روز صبح قبل از اینکه بروم سرکار به مادر مریم گفتم به مریم بگویید که امروز دانشگاه نرود، نمی دانم چرا دلشوره دارم. وقتی می روم سرکار مریم بیدار می شود و مادرش همین را به او می گوید اما مریم به مادرش گفت که بابا چه می داند امروز آخرین امتحان دانشگاهم است و باید بروم. آن روز مریم یک روسری سبز سرش را می بندد و می رود دانشگاه امتحانش را می دهد و توی راه برگشت توی مسیر راهش توی همان شلوغی ها این اتفاق برایش می افتد ....
ممکن است بفرمایید چه اتفاقی برای مریم افتاد و چگونه مطلع شدید؟
نمی دانم با چه حسابی و کتابی یک ضربه باتوم به سرش می زنند، آن طور که ما از دوستانش بعدها مطلع شدیم بعد از ضربه حالش خراب می شود و دوستانش کمک می کنند تا حالش کمی بهتر می شود و می آید خانه....وقتی آمد خانه اصلا نشان نمی داد و به ما هم هیچی نگفت. یعنی من وقتی از سر کار برگشتم خانه دیدم جلوی آینه نشسته و دارد خودش را آرایش می کند. انگار عروسی اش باشد....
بعد از آن آیا در خانه حالش بد شد؟
من و مادرش همیشه از بچگی می رفتیم به اتاق بچه ها سر می زدیم ولی آن روز متاسفانه نه من و نه مادرش نرفتیم به او سر نزدیم. آن شب برادرش شب ساعت سه هم متوجه شده بود که برق اتاق او خاموش نشده. برادرش می گوید هی توی دل خودم می گفتم وقتی بروم آب بخورم می روم و به مریم سر بزنم که چرا بیدار است. ولی می گوید حدود ساعت سه و نیم ، چهار مریم اتاق مریم خاموش شد خیال برادرش هم راحت شد که او خوابید. اما نگو ساعت چهار مریم توی اتاق خلوت خودش وقتی می خوابد همان جا می میرد. من صبح رفتم سر کار بودم که مادرش زنگ زد و گفت مریم خشک شده، مادرش رفتم مریم را برای صبحانه بیدار کند دید مریم بیدار نمی شود به سرعت خودم را رساندم خانه دیدم مریم تمام شد، مریمی دیگر وجود ندارد، مریم از دنیا رفت....
آیا مریم را به پزشکی قانونی هم بردید؟
مریم را به پزشکی قانونی هم بردیم و موقعی که رفتیم تحویل بگیریم، یک پزشکی مرا صدا زد و گفت دختر شما را کسی کتک زده، ضربه ای توی سر دختر شما خورده ولی اگر من همین بنویسم جسد را به شما تحولی نمی دهند ولی من می خواستم جسد دخترم را تحویل بگیرم و او هم ننوشت. بعد ما مریم را بردیم قطعه ۲۵۷ دفن کردیم.
در تشییع جنازه اش آیا دوستانش حضور پیدا کردند؟
مریم خیلی دختر خون گرم و مردمی بود. در مراسم هفتم مریم در بهشت زهرا نزدیک دویست نفر آمده بودند. دانشجویان دختر هم آمدند و همان جا هم دوستان مریم به ما گفتند که در راهپیمایی باتوم به سر مریم زدند ظاهرا بعد از ظهر این اتفاق برایش افتاد. خب کسی نبود آن زمان یاری مان نکرد و ما هم نمی دانستیم چه باید بکنیم. به هر حال برخی از آقایان هم فهمیدند که چه اتفاقی افتاد یک قول هایی هم از ما گرفتند که با کسی صحبت نکنیم. .
یعنی تعهد از شما گرفتند؟
تعهد به آن صورت که آمدند گفتند شما مگر اعتراضی دارید؟ ما هم گفتیم این دختر ما سلامت به دانشگاه رفته و بعد آمد خانه و توی اتاقش مرد، این بچه ورزشکار بوده و حتی یک روز هم مریض نداشت، دفترچه بیمه اجتماعی و مدارک پرشکی اش موجود هست که سلامت بود. من و خانم ام نمی ترسیدیم ولی به هر حال نگران بچه های دیگر شدیم و هیچی نگفتیم...
آیا پیگیری قضایی هم کردید که مسولان پاسخی بدهند؟
نه پیگیری نکردم، چون دوستان و هم دانشگاهی های مریم در مورد چگونه جان باختن مریم اطلاع رسانی کرده بودند، از یک جایی فکر کنم پلیس امنیت آمدند خانه ما و زودتر پیشی گرفتندآمدند ما را نهیب زدند و خب ما هم به خاطر بچه های دیگر حرف های مان در نطفه خفه شد....
الان سخن تان چیست و آیا خواسته ای از مسولان دارید؟
طلبی ندارم. مریم دختر آزادی بود اما اینکه یک دختری سالم برود دانشگاه و شب بیاید توی اتاق اش بمیرد، برای یک پدر درد است. یک دختر ۲۱ ساله. مریم هزار و یک امید داشت. هنرهایی که این دختر داشت. مریم وقتی یکی دو ساعت بلند می شد جلوی من می رقصید گریه ام می گرفت. یک خروار مو توی سر دخترم بود، چشم های درشت و قشنگی داشت، قد بلند....خدا نگذرد از کسی که این بلا را سر دخترم آورد چطوری دلش آمد که سر این بچه ضربه زده...به چه گناهی ؟ مگر بچه من چه کرده بود؟
اتفاقی که برای دختر شما افتاد چه تاثیری در زندگی شخصی شما گذاشت؟
انسان یک روز به دنیا می آید و یک روز می میرد اگر تصادف بود، آتش سوزی بود آدم خودش را یک جوری تسکین می داد ولی این اتفاق خیلی سخت بود، بعد از مریم من خیلی افسرده شدم.....من یک آدم با ذوق و با شوقی بودم، در فرانسه تحصیل کردم و لیسانسم را آنجا گرفتم برگشتم ایران و آدم پرکار و با روحیه ای بودم الان اصلا دوست ندارم با کسی صحبت کنم. مادرش هم مریض شد...مادر مریم چشم های آبی قشنگی دارد. همان سال قبل از اینکه مریم از دنیا برود به همراه دخترم و مادرش بیرون رفتم یکی نفر آمد به من گفت آقا اینها دخترهای شما هستند، یعنی مادرش انقدر جوان بود ولی الان مادرش را ببینید افسرده شده، سنی ندارد اما پیر شد،شکست. دنیا انگار برای ما و بچه های دیگر ما تمام شده ...با رفتن دخترم یک خانواده داغون شده...
آیا ناگفته ای باقی مانده؟
حرف های زیادی هست ولی کاش در مملکتی زندگی می کردیم که به حرف های ما گوش می کردند. من چه گناهی کردم ؟ من هم انسان هستم. دختر من هم اولاد بشر بود. جلوی چشم من زندگی دخترم را از من گرفتند. وقتی یاد صورتش می افتم که برای آخرین بار توی قبر دیدم، از آن روز تا حالا دلم درد می گیرد. به خودم می گویم خدایا چرا اصلا مریم را به من دادی و چرا اینطوری از من گرفتند؟ سخت است...حرف هایم زیاد بود ولی خیلی خلاصه گفتم ولی امید دارم که حق مریم را جامعه و هم سن و سال های مریم بگیرند همین که اسمش را بگویند، همین که بگویند مریم مظلوم بود و مظلوم رفت....انقدر مریم حق به گردن من و مادرش و دوستان و هم دانشگاهی هایش داشت که نباید فراموشش کنیم. همین که یاد مریم کردید و سراغ ما را گرفتید ارزش دارد.....
---------------------------
۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه
سلاخی بسیار هولناک و رعب انگیز یکی از مبارزین میهنپرست تبریز بدست فداییان شوروی مفتخر به دریافت خلعت دموکرات از استالین!
سلاخی بسیار هولناک و رعب انگیز یکی از مبارزین میهنپرست تبریز بدست فداییان شوروی مفتخر به دریافت خلعت دموکرات از استالین!
پیکرهای که میبینید فقط مربوط یه یکی از هزاران مورد جنایات هولناک ثبت شده تاریخی بدست ارتش متجاوز روس به خاک شمال ایران میباشد که با همکاری مستقیم نیروهای مزدور و میهن فروش که بعدها در پی سیاستهای شدیدن ضد ایرانی روسها بر خلعت فرقه خود دموکرات خوانده آذربایجان مفتخر گشتند تا زیر عنوان این نام بتوانند آشکارا نهایت تلاش خویش را در انجام ماموریت محوله از سوی اربابان روس که همانا جداسازی بخشهایی از خاک شمال غربی ایران و تقدیم به شوروی به پایان رسانند. که در نهایت با پایمردی هممیهنانمان دچار شکست کامل شده و ناچار به آغوش اربابان خود در روسیه فرار کرده و خوشبختانه به سزای خویش بدست همان اربابان خویش رسیدند! روسهادر خیال تصرف آذربایجان همه گونه برنامهریزی کرده و افراد ویژهای را در راستای تحقق این هدف شوم تربیت نموده بودند که به اینها «مهاجرین» میگفتند. بعضی از این افراد از خود شهرها و روستاهای ایران انتخاب شده بودند و اینها را چند مدتی در باکو و مسکو آموزش داده بودند، بعضی دیگر هم از آن طرف رود ارس آمده بودند. اینها با فعالیتهای تشکیلاتی گسترده بسیج شده بودند و مسلک کمونیستی را در میان مردم ایران تبلیغ میکردند و رواج میدادند. میتینگ برگزار مینمودند. برنامهی سخنرانی و جلسات گفتوگو تشکیل میدادند و به رئیس اینها «صدر» میگفتند ویکی از سر دستههای این گروهها میر جعفر پیشهوری و غلام یحیی دانشیان بودندکه به روسها در انجام این کار همه گونه یاری میرساندند و با معرفی وطن پرستان ایرانی که در برابر نقشههای آنها واکنش نشان میدادند به اشغالگران روس چنین فجایع هولناکی را رغم میزدند.
برگرفته از :
۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه
فرزند بنيانگذار حماس از اسلام برگشته است.
فرزند بنيانگذار حماس از اسلام برگشته است.
مصاب حسن فرزند شيخ حسن يوسف، بنيانگذار حماس از اسلام برگشته و مسيحي شده است. او در مصاحبه اي عنوان كرده است:
"هركس قرآن را بخواند و مسلمان بماند يك بيمار است"
رسانه هاي حكومت اسلاميون هم طبق معمول و شيوه گذشته مصاب حسن را جاسوس اسرائيل خواندند. ما هم كه از قبل جاسوس اسرائيل بوديم. در كل هر كسي از اسلام خارج شود، جاسوس اسرائيل و عوامل صهيونيست است.
ايراني؛
قرآن را به فارسي بخوان تا بفهمي تازي نامه اراجيفي بيش نيست.
اشتراک در:
پستها (Atom)






