درور بر شما -- خوش آمدید



وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .


جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.

نابود باد حکومت جهل اسلامی .

=======================================

زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **

=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با
حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================


The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:

http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31

==========================


the new address Of My face book is :

https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2

Please add my new address in your face book.

-------------------
My Web-blogs are :

http://Human-rights-Iran.blogspot.com



Thank you so so much

Yours sincerely

Cyrus Parsi
.

-----------------------------------------------------------------

لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .

در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان
(Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .

Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org

Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================

وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )


۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه

13 سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران و تبریز شکایات قربانیان، بی نتیجه مختومه شد


یکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۱
13 سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران و تبریز

شکایات قربانیان، بی نتیجه مختومه شد

با گذشت 13 سال از حمله نیروهای نظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و همچنین دانشگاه تبریز، به شکایات خانواده های قربانیان این واقعه رسیدگی نشده و پرونده های آنها بی سرانجام، بایگانی شده است.
18 تیر ماه 1378 کوی دانشگاه تهران از سوی نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت. در این حمله که همراهی نیروی انتظامی با لباس شخصی ها را با خود داشت. 4 دانشجو کشته یا ناپدید شدند، صدها نفر زخمی و یا روانه زندان شدند و به خوابگاه و وسایل شخصی دانشجویان آسیب های زیادی وارد شد.
این حمله در پی اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه سلام صورت گرفته بود؛ حمله ای که افکار عمومی را در شوک فرو برد و بسیاری از چهره های سیاسی و نمایندگان مجلس به اعتراض به آن برخاستند اما در نهایت به محکومیت ماموری به اتهام دزدیدن یک ریش تراش خلاصه شد.
دانشجویان دانشگاه تبریز دو روز بعد از حمله نیروهای نظامی و انصار حزب الله به کوی دانشگاه تهران به اعتراض برخاستند و 20 تیرماه 78 دانشگاه تبریز از سوی نیروهای بسیجی و نظامی مورد حمله قرار گرفت.منابع دانشجویی از این حمله به عنوان فاجعه یاد کردند اما قضایای تبریز بعد رسانه ای نیافت؛ شاید از این رو بود که رئیس وقت دانشگاه تبریز 20 تير را روز مظلوميت دانشگاه و دانشگاهيان اعلام کرد.
در حمله به دانشگاه تبریز دانشجویان معترض هدف تیر اندازی قرار گرفتند و زخمی شدند، زخمی ها از روی تخت بیمارستان بازداشت و روانه بازداشتگاه اطلاعات تبریز شدند.برادر محمد حسین فرهنگی، فرمانده بسیج این شهرهم که از مهاجمان به دانشگاه بود بر اثر اصابت گلوله کشته شد.

قربانیان کوی دانشگاه تهران
عزت ابراهیم نژاد، سعید زینالی، فرشته علیزاده و تارا حامی فر 4 قربانی حمله به کوی دانشگاه تهران هستند.
عزت ابراهیم نژاد سرباز وظیفه ای بود که در شب حمله به کوی دانشگاه تهران برای دیدار دوستان خود در کوی حضور داشت.
او کشته شد و ماهها بعد از کشته شدن، به اقدام علیه امنیت ملی متهم ولی به خاطر زنده نبودن قرار موقوفی تعقیب برای او صادر شد. خانواده اش شکایت کرده و خواهان معرفی قاتل یا قاتلان او شدند. انها اعلام کردند مشخصات و نام قاتل او را میدانند و به دادگاه ارائه داده اند اما دادگاه بدون حضور خانواده و وکلای آنها، متهمان قتل آقای ابراهیم نژاد را تبرئه کرده و پرونده را بست.
خانواده ابراهیم نژاد همان زمان در نامه سرگشاده ای خطاب به مسعود ده نمکی اعلام کردند که "عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه‌ای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه 18 تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند".
سعید زینالی اما دانشجویی بود که 23 تیر 78 در مقابل چشم های مادرش بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون، جز یک تماس تلفنی کوتاه، هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست.
اکرم نقابی، مادر سعید زینالی که در 13 سال گذشته دست از پی گیری برای گرفتن خبری از فرزندش برنداشته به "روز" گفته است: سه نفر آمدند و گفتند سئوالاتی از سعید داریم. پدر سعید سر کار بود، هر چه پرسیدیم سعید را کجا می برید گفتند فقط چند سئوال داریم و زود بر میگردد. او را بردند و سه ماه بعد یک تماس دو دقیقه ای گرفت و گفت "حالم خوبه و پی گیر کار من باشید". نه گفت کجا است ونه اینکه چرا او را برده اند و چکار کرده و... ما هم پی گیر شدیم، هر ارگانی که فکر میکنید تا به حال هزاران بار رفته ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفته ایم. حدود 6 ماه بعد از تماس سعید، فکر کنم میلاد امام علی بود به ما زنگ زدند و گفتند زنگ زده ایم خبر سلامتی سعید را بدهیم و خوشحالتان کنیم. هر چه پرسیدیم، التماس کردیم و اصرار کردیم که از کجا هستید و سعید کجاست هیچ جوابی ندادند.
او افزوده: مدام می گویند در حال پی گیری هستیم تا به حال نگفته اند سعید کجا است و چه بر سر او آمده، آیا زنده است یا مرده. فقط از دفتر آقای نقدی آن موقع به ما گفته بودند که بچه ات را واحد عملیات ما گرفته و بیخود نیایید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم. اما هیچ خبری نشد. بعد که آقای قالیباف شد فرمانده نیروی انتظامی از دفتر او سرهنگ فاطمی زنگ زد و گفت عکسی از سعید بیاورید تا پی گیری کنیم.پدر سعید عکس او را برد و گفتند پی گیری میکنیم هفته دیگر ملاقات کنید هفته بعد رفتیم گفتند همین روزها ملاقات می دهیم اما بعد گفتند دست ما نیست و متاسفیم. 4 سال قبل آقای سالارکیا گفت با وزارت اطلاعات صحبت کرده اند و قرار است به ما ملاقات دهند تا سعید را ببینیم. رفتیم دفتر آقای مرتضوی گفتند ده روز دیگر بیایید. هی ده روز، ده روز تمدید کردند. اخر سرهم گفتند بروید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم و فعلا به خود ما هم اجازه نمیدهند و... تمام این سالها اندازه یک کارتن ما فقط شماره نامه داریم که به ارگان های مختلف از بیت رهبری، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و دادستانی و هر جایی که فکر کنید نوشته ایم و رفته ایم پی گیری کرده ایم و در نهایت هم به نتیجه ای نرسیده ایم.
پس از حمله به کوی دانشگاه تهران شورای متحصنین که برای پی گیری مطالبات دانشجویان و با ترکیبی از فعالان دانشجویی و اعضای دفتر تحکیم وحدت تشکیل شده بود در بیانیه ای از ناپدید شدن تامی حامی فر و فرشته علیزاده خبر داده بود. دو دانشجویی که تاکنون و با گذشت 13 سال اطلاعات بسیار جزئی از آنها منتشر شده و خانواده هایشان سکوت اختیار کرده اند.
براساس آنچه که تاکنون منتشر شده تامی حامی فر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران و فرشته علیزاده مسئول برد انجمن اسلامی دانشگاه الزهرا بود. علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مجلس ششم در یک سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر اعلام کرده بود: فرشته علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شده و هیچ نهادی مسئولیت آن‌را به عهده نمی‌گیرد.
اکبر محمدی هم دیگر قربانی کوی دانشگاه واز بازداشت شدگان جریانات کوی دانشگاه بود که در زندان جان باخت. یکی از فعالان دانشجویی بود که به اتفاق برادرش منوچهر محمدی در جریان درگیریهای کوی دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت و به اعدام محکوم شد. او سپس به 15 سال حبس محکوم شد و مرداد 85 در زندان و در حالیکه دست به اعتصاب غذا زده بود، به طرز مشکوکی جان باخت.
گل جهان اشرف پور، مادر اکبر محمدی به "روز" گفته بود که "پسرم را کشتند و هیچ جواب و توضیحی به ما ندادند و در نهایت گفتند اکبر سکته کرده".
در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران تعدادی از دانشجویان بازداشت و به زندان محکوم شدند و بیش از 400 نفر از دانشجویان آسیب دیده شکایت کردند. محسن رهامی، وکیل این دانشجویان پیشتر به "روز" گفته بود: من وکیل 400 نفر از دانشجویان آسیب دیده بودم. تعدادی از این دانشجویان آسیب جسمی دیده بودند و تعدادی دیگر نیز در اثر حمله، وسایل شخصی و کامپیوتر و اتاق خوابگاهشان منهدم شده بود. در نهایت بعد از 16 جلسه دادگاه تنها یک گروهبان را به جرم دزدی ریش تراش به 91 روز حبس و 100 هزار تومان جریمه محکوم کردند و یک پرسنل دیگر نیروی انتظامی هم به جرم سرپیچی از دستور به دوسال حبس و تمام شد. به ما گفتند دیه صدمات وارده به دانشجویان و همچنین خسارات وارد شده به کوی دانشگاه را از بیت المال میدهند. یعنی گفتند ضارب شناخته نشده و دیه را از بیت المال پرداخت میکنند. برخی دانشجویان گرفتند اما برخی گفتند ما دنبال دیه نبودیم، دنبال ضاربین بودیم و دیه نمی گیریم.
او افزوده بود: خود دانشجویان هم نمی خواستند علیه نیروی انتظامی شکایت کنند. بیشتر دنبال کسانی بودند که لباس شخصی ها رو نیروی انتظامی را آن موقع به کوی فرستاده و باعث چنین فجایعی شده بودند. اما متاسفانه پی گیری نشد و علیرغم اعتراض دانشجویان، پرونده بایگانی شدو بی سرانجام ماند وهمچنان در همین وضع است.

قربانیان حمله به دانشگاه تبریز
در جریان حمله به دانشگاه تبریز برادر محمد حسین فرهنگی، فرمانده وقت بسیج این شهر که از مهاجمان به دانشگاه بود بر اثر اصابت گلوله کشته شد، دانشجویان متهم به قتل او شدند و اکنون با گذشت 13 سال ضارب و قاتل او به دستگاه قضایی معرفی نشده و پرونده قتل همچنان مسکوت مانده است.
دگکتر پورفیض، رئیس وقت دانشگاه تبریز همان زمان اعلام کرده بود که "در تبريز جنايت در روز روشن صورت گرفته است. روز روشن آمدند و زدند و تخريب كردند. مهاجمين در روز روشن وارد خوابگاه دانشجويان دختر شدند. اگر در پي احقاق حق هستيم، نبايد مثلاً به واقعه كوي تهران توجه و دانشگاه تبريز را از ياد ببريم، حادثه 20 تير تبريز از غربت عجيبي برخوردار است و يادش به درشتي و وضوح بايد در كنار واقعه 18 تير تهران ثبت و به آن پرداخته شود".
او افزوده بود: عده يي برخلاف مقررات شرعي و قانوني دانشجويان اين دانشگاه را به گلوله بسته، در حد كشت كتك زده، دالان مرگ براي آنها ساخته و بازداشت كردند و متأسفانه هنوز معلوم نيست مهاجمان دستور از كجا داشته اند؟ و دانشجويان را به كجا برده و چه كساني آنها را به انواع سلاح سرد و گرم تجهيز كرده بوده است؟
مهاجمان به دانشگاه تبریز معرفی نشدند و دادگاهی برای رسیدگی به شکایات دانشجویان تشکیل نشد. این در حالی است که به گفته رئیس وقت دانشگاه تبریز، بازرسان مختلفي از شوراي امنيت ملي و وزارت علوم به تبریز رفتند و مساله را بررسی کردند اما نتيجه تحقيقات آنها فوق العاده محرمانه اعلام شد و هرگز انتشار عمومی نیافت.
در مقابل این دانشجویان بودند که بازداشت، محاکمه و به زندان و محرومیت از تحصیل محکوم شدند.


نامه سردار اخراجی سپاه به محمد نوریزاد: در بستن تنگه هرمز خیلی دوام بیاوریم نهایتا 12 ساعت

ذهن مارا جوری تربیت کرده بودند که ما سالهای متمادی خیانت را درامتداد خدمت معنا می کردیم. **دریکی ازنوشته هایت بخوبی به جریان حکم فرماندهی قرارگاه ثارالله اشاره کرده ای. رهبرازآقای رحیم صفوی پرسید اگر مردم ریختند به خیابانها و زدند و شکستند وآتش زدند حاضری با تانک ازرویشان بگذری؟ رحیم صفوی گفت بله و آقا حکمش را داد دستش.** من بدلیل شاخص بودن مسئولیتم هرچه بگویم شناسایی می شوم. مجبورم کلی بگویم وبگذرم. سپاه رسما برای حذف آقای میرحسین موسوی برنامه ریزی کرد و مستقیم ازخود رهبردستخط داشت و قدم به قدم هم با خود رهبرهماهنگ شد و قدم به قدم هم برای زدن ها و کشتن هایش از بیت معظم اجازه گرفت.**دراین قمارهسته ای، ابله باشند اعضای آژانس که باورکنند اینهمه تأسیسات روزمینی و زیرزمینیِ رهبربرای استفاده صلح آمیزازدانش هسته ای بوده و برای غنی سازی بیست درصدی اورانیوم. 

منبع خبری : http://balatarin.com/permlink/2012/7/8/3080824

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

تجاوز در زندان های حکومت متعفن اسلامی (اشغالگر ایران)



وای به روزی که این حکومت متعفن اسلامی سرنگون شود .در آن روز چشم جهانیان, خیره بر تکه تکه شده ملایان و مزدوران جیره خوارشان در ایران خواهد شد .

به آن روز بسیار نزدیک هستیم 

-----------------------------------------



شکنجه جنسی در زندانهای ایران- شهادت توبا کمانگر



---------------------------------------------------------------------



شکنجه جنسی در زندانهای ایران- شهادت آذر آل کنعان

-------------------------------------------------------------------------    

شکنجه جنسی در زندانهای ایران- شهادت مارینا نمت

 ------------------------------------------------------------------------------

 

 

تجاوز در زندان های حکومت متعفن اسلامی (اشغالگر ایران)، شاهد سوم

----------------------------------------------------------------



حرف های دردناک

دختر دانشجوی ایرانی بعد از بارها تجاوز

-------------------------------------------------------------------- 

 

مصباح یزدی : لواط و زنا اسلامی با زندانی برای اعتراف جایز است.


---------------------------------------------------------------------------

وهزاران نمونه دیگر از این تجاوزات و شکنجه ها از سوی حکومت 100% ضد ایران و ایرانی که هر روزه در تمامی بازداشتگاه ها و زندانهای رژیم  متعفن اسلامی در ایران صورت میپذیرد .

وای به روزی که این حکومت متعفن اسلامی سرنگون شود .در آن روز چشم جهانیان, خیره بر تکه تکه شده ملایان و مزدوران جیره خوارشان در ایران خواهد شد .

به آن روز بسیار نزدیک هستیم 

-----------------------------------------

 

خامنه ای امام زمان را دید ولی نشناخت (زرشک)



 


صدیقی امام جمعه موقت تهران پیش از این از "سیم کشی" سید علی خامنه ای به "امام زمان" در جریان اعتراضات دانشجویی 18 تیر 78 و اعتراضات پس از انتخابات 88 خبرداده بود.
کاظم صدیقی سخنانی را که سه سال پیش در حضور رهبر جمهوری اسلامی گفته بود تکرار کرده و این بار در روایت خود مدعی شده آیت الله خامنه ای با امام زمان دیدار داشته ولی او را "نشناخته".
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از روز، کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در گفت و گویی با ماهنامه "پاسدار اسلام" وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به نقل از "یکی از آقایان روحانیون" که در "مدرسه حجتیه قم حجره داشت" مدعی ارتباط و دیدار سید علی خامنه ای با امام زمان(امام دوازدهم شیعیان) شد.
رییس دادگاه انتظامی قضات از قول این روحانی گفته: "آقای خامنه‌ای گوهر پاکی است... به همین دلیل مکرر خدمت حضرت تشرف داشته است، ولی نشناخته."
او به نقل از همین فرد در روایت دیگری مدعی شده که امام زمان به اسم برای رهبرجمهوری اسلامی دعا می کرده است: "سال بعد ایشان گفت: طوبی للخامنه‌ای! طوبی له. وجود مبارک امام زمان ـ‌ارواحنا فداه‌ـ در عرفات با اسم ایشان را دعا می‌کرد."
وی همچنین در این گفت و گو از قول فردی به نام "آقای سلیمی" روایت کرده: "من سی سال همسایه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودم و اُشْهِدُ بِالله، من آقای خامنه‌ای را از دوره‌های جوانی‌اش تا الان نسبت به نسوان معصوم می‌دانم."
این شاگرد محمدتقی مصباح یزدی در جای دیگری از گفت و گوی خود به نقل از فردی "شمشیری" نام مدعی شده امام زمان پس از توصیه رهبر جمهوری اسلامی به آیت الله سیدرضا بهالدینی برای بستری شدن در بیمارستان رجایی تهران به عیادت وی رفته است.
کاظم صدیقی پیش از این نیز، به گفته برخی از روحانیون نزدیک به جناح حاکم، همین مدعیات را در مراسم فاطمیه که هر ساله از سوی دفتر خامنه ای برگزار می شود در حضور خود وی مطرح کرده بود.

آیت الله مهدی احدی از روحانیون حکومتی و مدرس حوزه علمیه قم در فروردین ماه سال گذشته گفته بود: "جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان (بيت رهبري) که آقاي رييس جمهور نشسته بود، آقاي هاشمي بود، سران مملکتي بودند، قوه قضاييه، همه بودند. آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام کند. همين که خواست تمام کند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد.ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله مي کنند که به عنوان تبرک به ايشان دست بزنند. آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره کنند..."
این روایت آقای احدی از گفته های صدیقی بسیار شبیه است به آنچه که اکنون از زبان خود کاظم صدیقی منتشر شده است. آقای احدی در آن روایت از اظهارات صدیقی که فایل صوتی آن در سایت های اینترنتی حکومتی و طرفدار سید علی خامنه ای تحت عنوان "ماجرای تشرف مقام معظم رهبری محضر حضرت مهدی" منتشر شد گفته بود که حجت الاسلام صدیقی در حضور رهبر جمهوری اسلامی به نقل از آیت الله بهاالدینی گفته است که آیت الله خامنه ای "امسال به دیدار امام زمان نائل آمد."
این روحانی در اظهارات خود تاکید کرده بود که "نوار" این سخنرانی کاظم صدیقی "دربيت آقا هست، دم در هم مي فروشند".
سیم کشی به امام زمان
این نخستین بار نیست که کاظم صدیقی ادعای ارتباط رهبر جمهوری اسلامی با امام دوازدهم شیعیان را مطرح می کند. او در آبانماه سال گذشته نیز در جریان یکی از نشست های انتخاباتی "جبهه پایداری" متشکل از شاگردان و همفکران مصباح یزدی مدعی شده بود آیت الله خامنه ای توسط "سیمی" به امام زمان وصل است.
امام جمعه منصوب سید علی خامنه ای با بیان اینکه "برخی فقها فراگرفتن علوم را برای اجتهاد کافی نمی‌دانند و معتقدند مجتهد باید قوه قدسیه داشته باشد" رهبرجمهوری اسلامی را دارای این "قوه قدسیه" دانسته و مدعی شده بود که "حضرت آقا به عنوان نایب امام زمان در فتنه 18 تیر و فتنه 88 با اتصال به امام زمان و «سیمی» که از مقام معظم رهبری به ایشان وصل شد آنچنان بر جامعه تاثیر گذاشت که آرامش را به دل مومنان بازگرداند و رعب و وحشت در دل فتنه گران انداخت و آتش را خاموش کرد."
همزمان با اظهارات اخیر کاظم صدیقی، محمدتقی مصباح یزدی نیز همچون شاگردش طی اظهاراتی در شهر مشهد گفت تنها کسی که می شود او را به "انبیای الهی" تشبیه کرد "امام راحل و مقام معظم رهبری است."
این روحانی تندرو که برخی چهره های سیاسی از او به عنوان "رهبر طالبان شیعی" یاد می کنند همچنین ادعا کرد که "باید توجه داشت همانند مقام معظم رهبری به هیچ عنوان نمی‌توان بر روی زمین و آسمان‌ها پیدا کرد چرا که ایشان نمونه برجسته‌ای از ائمه اطهار و اجدادشان است."
مصباح یزدی سال گذشته نیز همزمان با اظهارات کاظم صدیقی درباره "سیم کشی" آیت الله خامنه ای به امام زمان، رهبرجمهوری اسلامی را منصوب خدا دانسته بود.
محمدتقی مصباح یزدی در جریان دیدار خود با فرماندهان سپاه قم گفته بود: "امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است كه مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است."
وی همچنین با اشاره به اینکه "ولایت لایه‌‌های متعددی دارد و عمق آن متصل به ذات خداست" افزوده بود: "به وسیله اطاعت از ولی كه منصوب از سوی خداست دل‌ها به خدا ارتباط پیدا می‌‌كند. مساله مهم در نظر گرفتن منافع جامعه است كه شایسته ترین فرد كه از طرف خدا تعیین شده است باید در راس باشد در غیر این صورت جامعه خدایی نیست بلكه جامعه‌ای عادی در كنار جوامع دیگر است."
مشروعیت از دست رفته
رهبر جمهوری اسلامی به دلیل مواضع چند سال اخیر خود، به ویژه حمایت از محمود احمدی نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴، حمایت مجدد از وی، پیش و پس از انتخابات مناقشه برانگیز ۱۳۸۸ و قرار گرفتن کشور در شرایط دشوار سیاسی و تهدیدات خارجی با بحران عدم مشروعیت داخلی و عدم اقبال مردمی مواجه شده است.از همین رو در طول سه سال اخیر بارها منصوبان و نزدیکان اش مسایلی از قبیل ارتباط او با امام زمان و انتصاب وی از سوی خدا را مطرح کرده اند.
تایید نارضایتی ها از خامنه ای
این گونه اظهارات اغراق آمیز درباره رهبر جمهوری اسلامی و معرفی چهره ای الهی از او در حالی است که برخی از روحانیون حکومتی نارضایتی ها از آیت الله خامنه ای را در گفته های خود تایید کرده اند.
از جمله آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در آبان ماه سال ۸۹ گفته بود: "می‌گويند رهبری جايگاه قبلی خود را ندارد و مردم نسبت به نظام علاقه‌ای ندارد و حوزه‌های علميه‌ قم اين قدرها هم نسبت به نظام و رهبری تمايل و عقيده ندارد و گرمی روابط سابق را نمی‌بينم. می‌گفتند مراجع با رهبری مساله دارند و خوشبين نيستند. از اين چيزها می‌بافتند. اين را خود می‌گفتند و خودشان هم باور می‌کردند. اين هم در عده‌ای شبهه ايجاد کرد و از اين وضعيت هم بيگانگان استفاده می‌کردند."

منبع خبری:  
http://sokhaniranian.com/index.php/news/201-2012-07-03-23-34-22

۱۳۹۱ خرداد ۲۹, دوشنبه

Soon ... به زودی


این چهره و چهره هایی همچون این مزدور در بسیج - نیروی انتظامی- وزارت متعفن اظلاعات حکومت جهل اسلامی را به خاطر میسپاریم ... روز تسویه حساب بسیار نزدیک است

این همان بی شرفی است که دوشنبه مردم رو به رگبار بست و حداقل ۸ نفر را به قتل  رساند. منتظر ما باش بی شرف مزدور... 




----------------------------------------------------------------------



مزدوري كه 13ابان شليك كرد شناسايي شد


وحشیگری نیروی مفسد و مزدور انتظامی در ایران


۱۳۹۱ خرداد ۱۸, پنجشنبه

محرومیت از مرخصی پزشکی جان زندانی سیاسی حسین رونقی ملکی (وبلاگ نویس )را به مخاطره انداخته است

محرومیت از مرخصی پزشکی جان حسین رونقی ملکی را به مخاطره انداخته است

 

 

حسین رونقی ملکی

 

 حسین رونقی ملکی(وبلاگ نویس) در حال طی ۱۵ سال زندان در وضعیت بحرانی به سر می برد. پدراین زندانی سیاسی می گوید ماهها شکنجه باعث از بین رفتن کلیۀ وی شده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران دیروز (۵ خرداد) با انتشار بیانیه ای گفت قوه قضاییه ایران باید فورا مراقبت های پزشکی لازم را برای زندانی عقیدتی حسین رونقی ملکی فراهم و از وقوع یک تراژدی انسانی دیگر جلوگیری کند. قوۀ قضاییه همچنین باید به سیاست خودداری کردن سیستماتیک در فراهم آوردن مراقبت های پزشکی برای زندانیان عقیدتی که در مواردی منجر به صدمات فیزیکی دائمی می شود خاتمه دهد.

حسین رونقی ملکی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت دست به اعتصاب غذا زد تا اعتراض خود را نسبت به عدم موافقت با مرخصی پزشکی خود اعلام کند. وی از ازکارافتادگی کلیه رنج می برد و درطول مدت بازداشت هیچگاه از مرخصی پزشکی برخوردار نبوده است. احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی ملکی، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: “او برای پنجمین بار قرار است تحت عمل جراحی قرار بگیرد و تمام پزشکان و حتی پزشکی قانونی دستور داده است که پس از عمل جراحی حسین باید مورد مراقبت ویژه پزشکی در منزل قرار بگیرد. اما آنها می خواهند حسین پس از عمل جراحی دوباره به زندان برگردد. زندانی که هیچ امکانات پزشکی، غذای مناسب و پزشک متخصص کلیه ندارد.”
هادی قائمی سخنگوی کمپین گفت: “استفاده کردن از مراقبت های پزشکی به عنوان اهرمی که بخواهند زندانیان را توسط آن به زانو درآورند عملی خجالت آور و غیرانسانی است که نیروهای اطلاعاتی کرارا از آن استفاده می کنند. سلامت زندانیان تحت هیچ شرایطی نباید به مخاطره بیافتد.”
کمپین شهادت افراد متعددی را جمع آوری کرده است که از محرومیت های هدایت شدۀ مراقبت پزشکی برای زندانیان سیاسی خبر می دهد. در برخی از موارد وقتی که به زندانیان اجازه برخورداری از معالجات داده می شود آنها همچنان در بیمارستان با دستنبد وپابند بوده اند، حتی زمانی که خواسته شده از آنها عکس (اشعه ایکس) گرفته شود آنها مجبور بوده اند که دستبند و پابند خود را حفظ کنند که از نظر فنی در چنین شرایطی امکان انجام آزمایشات به صورت مقتضی عملا غیرممکن بوده است.
احمد رونقی ملکی به کمپین گفت: “پسر من ماه ها توسط بازجویان مورد شکنجه قرار گرفت تا کلیه اش از دست رفت.” وی افزود: “من از بازجویان پسرم، مسولان سپاه پاسداران و قاضی پیرعباسی که حکم پسرم را صادر کرد شاکی هستم.”
مادر حسین رونقی ملکی در فروردین سال جاری به کمپین گفت: “می خواهند حسین اتهاماتش را بپذیرد و اعتراف نامه بنویسد بعد به او مرخصی بدهند. چندین بار به ما گفتند که سپاه پاسداران راضی نیست که او بیرون بیاید تا اینکه اعتراف کند.”
محمدعلی دادخواه، وکیل حسین رونقی ملکی، در بهمن ماه سال گذشته به کمپین گفت: “مسئولانی که زندانی در اختیارشان است اگر نسبت به حفظ سلامتی او اقدامی نکنند و در این باره بی تفاوت باشند طبق قانون مسئولیت کیفری و قانون مجازات اسلامی ایران تحت تعقیب قرار می گیرند و باید پاسخگو باشند.”
کمپین مواردی را مستند کرده است که در آن برخی زندانیان پس از اینکه اجازۀ دریافت درمان پزشکی را اخذ می کنند و تاریخ عمل جراحی آنان تعیین می شود، درست قبل از تاریخ عمل جراحی شان به دلایل غیر موجهی از بیمارستان به زندان منتقل می شوند و بدین ترتیب از دریافت عمل جراحی مورد نیاز محروم میشوند.
احمد رونقی به کمپین گفت: ” من پسرم را سالم به زندان بردم و زیر شکنجه کلیه اش به این روز افتاد. جان فرزند من الان در خطر است . من خواستارم که به او فورا دستور مرخصی پس از عمل جراحی بدهند در غیر اینصورت پسرمن در زندان می ماند و اگر کوچکترین مشکلی برایش پیش بیاید مسولان سپاه، بازجویان و تمام مسولانی که از قدرتشان استفاده نکردند به دنیا جوابگو خواهند بود.”
کمپین ایجاد صدمۀ دائمی و ناتوانی جسمی برای برخی از زندانیان عقیدتی از طریق مشکلات پزشکی را روندی ادامه دار و به عنوان بخشی از یک روند برنامه ریزی شده و سیستماتیک در قوه قضاییه و نزد مسوولان زندان ها و همچنین نیروهای امنیتی می بیند.
هادی قائمی گفت: “مداوای رونقی به طرزشگفت انگیزی یادآور وضعیت مرحوم هدی صابر است و من عمیقا امیدوارم که حسین رونقی چنین پایان غم انگیزی نداشته باشد.”
مرگ در زندان ها در جمهوری اسلامی سابقه ای طولانی دارد. از آخرین موارد ان می تواند به مرگ هدی صابر فعال برجسته سیاسی یاد کرد که در ژوئن ۲۰۱۱ به خاطر حمله قبلی جان خود را در زندان از دست داد. آقای صابر علیرغم درخواستش و اعلام وضعیت نامطلوبش از اینکه به بیمارستان منتقل شود توسط مسوولان مورد قبول قرارنگرفت . پرسنل بیمارستان گفته اند که اگر او زودتر به بیمارستان آورده شده بود از مرگش جلوگیری می شد.
همچنین، فقط چند روز پیش در تاریخ اول خردادماه، یک زندانی به نام منصور رادپور در زندان رجایی شهر به دلیل خونریزی مغزی جان سپرد. رادپور از فشارخون بالا وافسردگی شدید رنج می برد و به درمان پزشکی نیازمند بود، اما به وی توجهی نشد. او یک محکومیت سه ساله را در سال ۱۳۸۷ به اتمام رسانده بود، اما به جای آزاد کردن وی، مقامات وی را به اتهام امضاء کردن یک اعلامیه از داخل زندان به پنج سال زندان دیگر نیز محکوم کردند.
مقررات سازمان ملل متحد درخصوص حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان، که توسط شورای اقتصادی و تامین اجتماعی سازمان ملل متحد در سال ۱۳۳۴ تصویب شد، تصریح می کند که زندانیانی که به درمان تخصصی پزشکی احتیاج دارند باید در صورت نیاز به موسسات پزشکی منتقل شوند.
حسین رونقی ملکی در سال ۱۳۸۸ به اتهامات “عضویت در گروه اینترنتی ایران پروکسی،” “تبلیغ علیه نظام،” “توهین به رهبری،” و “توهین به رییس جمهور” به ۱۵ سال زندان محکوم شد. کلیه های وی در زندان از کار افتاده اند.
در حالیکه پزشکان رونقی را مکررا مورد معاینه قرار داده اند، وزارت اطلاعات مکررا از دادن مرخصی پزشکی به وی سرباز زده است. پس از هر عمل جراحی، وزارت اطلاعات از دسترسی وی به مراقبت های پس از عمل جلوگیری کرده است، و به جای آن وی را فورا به زندان منتقل برگردانده اند. در نتیجه، چون او قادر به بهبودی پس از عمل های جراحی نبوده است، شرایط وی رو به وخامت داشته است.
پدر رونقی به کمپین گفت: ” حسین گفته است که بهتر است من در زندان بمانم و بمیرم تا اینکه عمل کنم و با وضعیت آن به زندان برگردم. حسین چاره ای جز اعتصاب نداشته است.”
کمپین نگرانی عمیق خود را از رفتارهای مقامات امنیتی و اطلاعاتی ایران که کرارا مراقبت های پزشکی لازم را از زندانیان عقیدتی دریغ می کنند ابراز می کند. رفتاری که در برخی موارد منجر به پیچیدگی وضعیت پزشکی و حتی مرگ زندانیان عقیدتی می شود.

.....................................