زهرا کاظمی با ضرب و شتم مرتضوی جان داد. جای مرتضوی،جلاد کهریزک،مجلس شورای اسلامی است،با خیل خائنینش.در این نظام حرمت زندان را هم شکستند. جای مرتضوی در اوین نیست. در اوین همکاران ما زندانی هستند. جای مرتضوی در اوین نیست. در اوین بدستور او زهرا کاظمی را کشتند. اوین جای انسان های با شرف است و نه جای مرتضوی ها. جای اوباشی از قماش مرتضوی در جمهوری اسلامی در مجلس است. همان مجلسی که انسان های شرافتمند را به آن راه نمی دهند.
درور بر شما -- خوش آمدید
وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.
نابود باد حکومت جهل اسلامی .
=======================================
زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **
=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================
The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
Thank you so so much
Yours sincerely
Cyrus Parsi .
-----------------------------------------------------------------
لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .
در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان (Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .
Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )
۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه
اوین زندان انسان های با شرف وآزادخواه است، نه سعید مرتضوی که فرزند معنوی خامنه ای است!!!
زهرا کاظمی با ضرب و شتم مرتضوی جان داد. جای مرتضوی،جلاد کهریزک،مجلس شورای اسلامی است،با خیل خائنینش.در این نظام حرمت زندان را هم شکستند. جای مرتضوی در اوین نیست. در اوین همکاران ما زندانی هستند. جای مرتضوی در اوین نیست. در اوین بدستور او زهرا کاظمی را کشتند. اوین جای انسان های با شرف است و نه جای مرتضوی ها. جای اوباشی از قماش مرتضوی در جمهوری اسلامی در مجلس است. همان مجلسی که انسان های شرافتمند را به آن راه نمی دهند.
فایل صوتی تصویری گفتگوی فاضل لاریجانی و مرتضوی + فایل صوتی صدای احمدینژاد در مجلس
توسط احمدی نژاد قرائت شد
فایل صوتی تصویری گفتگوی فاضل لاریجانی و مرتضوی قسمت اول
----------------------------------------------
فایل صوتی تصویری گفتگوی فاضل لاریجانی و مرتضوی قسمت دوم
-------------------------------------------------
فایل صوتی تصویری گفتگوی فاضل لاریجانی و مرتضوی قسمت سوم
---------------------------------------------------------
فایل صوتی کامل احمدی نژاد و لاریجانی در مجلسAhmadinejad Larijani
متن فایل صوتی گفتگوی فاضل لاریجانی و مرتضوی
رئیس
جمهور در جلسه بعد از ظهر امروز مجلس فایلی از ملاقات و گفتگوهای سعید
مرتضوی و فاضل لاریجانی منتشر کرد که به دلیل عدم پخش در مجلس احمدی نژاد
متن صحبت ها را قرائت کرد.
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان بعد از ظهر امروز در جریان جلسه
استیضاح شیخ الاسلام وزیر کار و امور اجتماعی به انتشار فیلمی از ملاقات
خصوصی بین فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی پرداخت.احمدی نژاد به دلیل عدم پخش مناسب فیلم مربوط به ملاقات بخشی از متن صحبت ها را قرائت کرد:
فردی به نام آقای «م» معاون مجتمع قضایی تهران می گوید می دانید که بنده با یکی از برادران آقای لاریجانی رفت و آمد خانوادگی دارم.
مرتضوی: شما ارتباط دارید؟
آقای «م»: بله، من می خواهم این را بگویم که بقیه برادران بگرد آقا فاضل نمی رسند. نمره اش پیش من صفر است آن یکی برادر به خدا قسم. یعنی اگر این آقا، برادر آقا فاضل نبود چهار تا فحش بهش می دادم، یعنی اصلا قبولش ندارم. بهش گفتم شما هر چه می خواهی به مرتضوی شفاف بگو.
احمدی نژاد در اینجا گفت: این صحبت های واسطه است و بعد از این آقای فاضل لاریجانی پیش آقای مرتضوی می آید.
ببین باید خودت روک به دکتر بگویی که آقای «ز» (همان آقایی که می خواهد با تامین اجتماعی قرارداد ببندد) باید از قـِبـَلِ من به شما وصل بشود.
فاضل لاریجانی: آن کسی که می خواهد قرارداد ببندد باید هوشیار باشد یعنی خیلی روی ما تبلیغات نکند و این مساله را که من با فلانی هستم مطرح نکند. اصلا هر هفته یک جایی می بینمش صحبت و هماهنگی ها را میکنیم.
در اینجا آقای مرتضوی به آقای «م» می گوید، شما بیرون برو و حس می کند که ممکن است مسائل دیگری مطرح شود.
فاضل لاریجانی: من می خواهم با آن گروه «ز» کار کنم، ولی ابلاغ کتبی برای من نزند. تلقی اش این باشد که من می خواهم با او همکاری کنم. اخیر علی آقا را دیده اید؟
مرتضوی: اخیرا ندیده ام.
فاضل لاریجانی: آقا ایشان نظرش نسبت به شما بسیار مساعد است و می تواند کمک کند حتی با قوه قضائیه تلطیف کند. خداییش من مساله صدا و سیما را یادآوری کردم اذعان داشت و اشاره کردم که این زمان بحرانی که ایشان مدیریت و حفظ نظام می کند، بعدش اینطوری. واقعا اذعان داشت با تمام وجود یعنی تظاهر نبود باید ارتباط با ایشان را مستحکم تر کنید. به نظرم الان زمینه اش کاملا مساعد است خصوصا این مورد هم که درباره «ز» پیش آمده، یک ملاقات جدی و خودمانی حالا در منزل ما یا اصلا بیرون از قوه و مجلس. قوه و مجلس نباشد منزل مادر باشد بدون سر و صدا. با تمام وجود خدا شاهد است به هر حال من قلق آنها، علی آقا و آقا صادق دستم است که چطور ورود کنم و چطور جا بیاندازم.
مرتضوی تعجب می کند می گوید قلق آقا صادق و علی آقا دستتان است؟
فاضل لاریجانی: هر دویشان، هر دویشان.
ابتدا روی صداقت و پوست کنده می گویم هر طور که صلاح می دانید ما می خواهیم با گروه «ز» کار کنیم اینکه بخواهیم ورود پیدا کنیم یکی دو پروژه خوب را به آنها پیشنهاد کنیم برای سرمایه گذاری بیاید خودم نیز با او همکاری می کنم مثل پالایشگاه یا هر چیز دیگر از این پروژه ها هست. پروژه هایی که جاذبه داشته باشد و بعدش بتوانیم به هر شکلی کار کنیم. اینجا یا خارج از کشور. اگر صلاح می دانید بعدش هم یک کمک هایی میتوان کرد. یک کسانی در این سطح و اینها مزاحمشان می شوند مشکل پیدا می کنند. در حال می توانیم مفید واقع بشویم حالا حدسم بر این است.
مرتضوی: بفرمائید ما چکار کنیم من بدانم چکار باید بکنم.
فاضل لاریجانی: یک زمینه آشنایی ایجاد بشود.
مرتضوی: اصلا نمی شناسیدش؟
فاضل لاریجانی: نه ندیدمش.
مرتضوی: اصلا ندیدیش؟
فاضل لاریجانی: نه دیگر یک زمینه آشنایی ایجاد بشود بعد هم توصیه بفرمایید که اصلا فلانی می خواهد با شما کار کند که اصلا احساس کند نمایندگی شما را دارم.
مرتضوی: موردش را باید بدانم اصلا باید بدانم چکار باید بکنم.
فاضل لاریجانی: ما در همین پروژه هایی که اکنون با شما قرارداد بسته ایم پروژه های جدیدی را تعریف میکنیم تا بتوانیم یک نظارتی داشته باشیم و کمک کنیم اینطوری باهاش در کارها قاطی بشویم. کارهای اقتصادی اگر صلاح می دانید و یا همین که خود شما توصیه می فرمایید خیلی موثر است بهش توصیه کنید همکاری فلانی برای آینده کاری در ایران خوب است.
مرتضوی: آینده کاری او؟
فاضل لاریجانی: بله، اینطوری بعدش هم مورد وصول جنابعالی است. (یعنی به او بگویید من مورد وصول شما هستم.)
مرتضوی: گفتید که خارج از کشور هم می توانید کار کنید؟ چطوری؟ چه پیشنهادی دارید؟
فاضل لاریجانی: من نمی دانم فعالیت های بین المللی چطور است.
مرتضوی: چکار می توانید بکنید؟
فاضل لاریجانی: اگر من را به عنوان مباشر خود تلقی کنند، در مدیریت های مختلف کمکش می کنیم.
مرتضوی: اصلا شما به عنوان مشاور خودش که شأن شما اینطور نیست.
فاضل لاریجانی: تلقی اش این باشد لازم نیست این موضوع را جایی مطرح کنند.
مرتضوی: الان که مثلا من به او بگویم فاضل لاریجانی می خواهد بیاید با شما همکاری داشته باشد، شما با عنوان مشاور خودت قبولش کنی، این اصلا در ذهنش نمی آید چون شما برادر رئیس مجلس هستید.
فاضل لاریجانی: من مکنونات قلبی خودم را می گویم. حرف شما کاملا درست است و این ناشی از درایت جنابعالی است. اینکه چطور ورود کنیم بهترین راهش همین است که جنابعالی توصیه کنید که حضور فلانی میتواند اطمینانی برای آینده کاری شما در اینجا باشد. توصیه شما طوری که ایشان مشتاق شود برای همکاری مفید است.
مرتضوی: در قوه و مجلس و اینها هم می توانید کاری بکنید؟
فاضل لاریجانی: بله یک همچین حالتی وجود داشته کسانیکه در این سطح فعالیت می کنند همیشه در مذان دخالت ها و موانع هستند، می توانیم برایش رفع موانع کنیم، حالا این موانع چیست بستگی به کیسش دارد دیگر. ما آمادگی داریم مشکلاتی که آقای «ع.ب» (احمدی نژاد: فرد مشهوری که شما می شناسید) دارد را در چند جهت برطرف کنیم. اولا ایشان آدم بسیار خوبی است، متدین و زحمت کش است و حدود 15 پروژه پتروشیمی دارد، بنده خدا احتیاج به کمک دارد.
مرتضوی: شما برایش چکار کرده اید؟
فاضل لاریجانی: چند تا مشکل داشت یکسری مشکلات با بانک ها داشت که همین فردا دوشنبه با آقای «ع» قرار دارم، آقای «ع.ب» می آید، آقای «م» هم می آید. جلسه ای گذاشتیم که این مشکل را حل کند. مشکلاتی هم با قوه قضائیه داشت چند حکم اجرایی برایش آمده بود و مفاسد اقتصادی که چرا پول بانک را پرداخت نمی کنی، برایش مهلت گرفتم. دیگر کاری بهش نداشتند. رفتم پیش اخوی و دستورش را گرفتم.
مرتضوی: شما این اعتبار را دارید که از اخوی دستور بگیرید؟
فاضل لاریجانی: بله، اینها را کمک کردیم و حتی در یک جلسه نیز اخوی این شخص را دید البته از این زاویه که گفتم من با ایشان کار می کنم می دانم زحمت می کشد و 10 یا 15 طرح دارد بیچاره، خب اخوی دستور دادند مشکلاتش حل شود. خیلی از موارد دیگر مربوط به معوقات بانکی بوده، بانک تجارت و بانک صنعت و معدن بنده خودم معاون بانک صنعت و معدن بودم. در آنجا اتاق داشتم تقسیط کردند و این مشکل 5 ساله حل میشود خودم نظارت می کنم. پرونده زیاد داشت. فرض کنید که آقای الف آنجا بود و رئیس دادگستری فلان استان هم. یک عده نیز از او بر سر زمین شکایت کرده بودند که رفتیم و صحبت کردیم و مساله حل شد.
مرتضوی: یعنی با سفارش به آقای الف حل کردید؟
فاضل لاریجانی: بله، بله.
مرتضوی: مثلا بحث های کارگری بوده؟ چیزی حل کردید؟
فاضل لاریجانی: کارگری هم داشته ایم. مسائل مالیاتی و حسابی داشته است. من تا بحال کار دانشگاهی کرده ام و حالا هم دوزاریم افتاده است. اکنون نوه دارم و اموراتم با ماهی دو میلیون نمی گذرد، یک فرصت ویژه پیش آمده و ما چند سالی است که به کار اقتصادی ورود داشته ایم و خداییش کمتر از دیگران نیستیم. الان که وارد شده ایم قلق ها دستمان آمده و هم به لحاظ ارتباطی و هم مدیریتی کار را پیش می بریم، واقعیت این است. یک مسکن مختصری، چیزی فراهم کند به نام یکی از بستگان من برای شروع کار بعد به تدریج جلو می رویم. دیگر سعی می کنم حقوق ریالی هم نگیرم که به چشم نیاید بیشتر نگاهش این باشد که طرفش را حفظ کند آدم را مقطعی نگاه نکند مثلا بگوید استفاده گذرا کنیم. یک آپارتمان 600- 700 متری بگیرد.
مرتضوی: شما ویلایی می خواهید یا آپارتمان؟
فاضل لاریجانی: آپارتمان بهتر است به چشم نمی آید.
مرتضوی: خودتان جایی را دارید که معرفی کنید:
فاضل لاریجانی: بله بنام یکی از بستگان من بخرد. پدرش فوت کرده است.
مرتضوی: اسمش چیست؟
احمدی نژاد در اینجا و زمانیکه از تعدادی از نمایندگان خواستار اتمام قرائت این متن شدند، گفت: من گفتم اینها را رسیدگی کنید بالاخره شما مجلس هستید و ما دولت هستیم. من می گویم نیازی به حل مسائل از این دست نیست، اگر درست باشد.
۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه
کاوه طاهری وبلاگ نویسی که در ۲ مهر ماه سال جاری بازداشت شد
برگزاری هرانا - کاوه طاهری وبلاگ نویسی که در ۲ مهر ماه سال جاری
بازداشت شد، بیش از ۱۳۰ روز است که بصورت بلاتکلیف در زندان بسر میبرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در
ایران، کاوه طاهری وبلاگ نویس ساکن شیراز در تاریخ ۲ مهرماه سال جاری با
مراجعه مامورین اطلاعات سپاه به محل کارش بازداشت و ابتدا به بازداشتگاه
پلاک ۱۰۰ سپاه و پس از ۵۲ روز به زندان عادل آباد شیرزا منتقل گردید.
مامورین که در هنگام بازداشت لبتاب شخصی
وی را ضبط نموده بودند سپس به منزل کاوه طاهری مراجعه کرده و ضمن تفتیش
منزل وسایل شخصی او از قبیل هارد کامپیوتر، دستنوشتهها و... را ضبط کرده و
با خود بردند.
یکی از بستگان این وبلاگ نویس به گزارشگر هرانا گفت: "کاوه طاهری که ۳۱
سال سن دارد، دورههای خبرنگاری را پشت سر گذاشته و کارت خبرنگاری نیز
داشته است و یکی از موارد اتهامی وی در بازپرسی خبرنگاری بدون مجوز اعلام
شده است."
اکنون باوجود گذشت بیش از ۱۳۰ روز از
بازداشت کاوه طاهری و پیگیری مستمر خانواده هیچ دادگاهی برای وی تشکیل نشده
و دادگاه به وکیل ایشان نیز اجازه مطالعه پرونده را ندادهاند.
گفتنی است، اتهامات کلی این وبلاگ نویس در پرونده، اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی عنوان شده است.
Petition Background (Preamble
UPDATE Hrana 23rd April, 2013
Translator: Houman Niyazi
The trial for Kave Taheri has been postponed
The trial for the blogger Kave Taheri which was supposed to be done on 22nd April has been postponed.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), although he was informed about the date of the trial since April 15,2013 the trial has been postponed while he is in the prison for 7 months with no sentence yet.
His lawyer has been able to read the case after 7 months today. According to the lawyer he has been charged with “propaganda against the government” and “insulting the leader.”
The next date for his trial is 29th April.
_ _ _ _
* UPDATE HRANA 04 MARCH 2013
A weblogger is in detention without trial for more than five months.
HRANA News Agency – Kaveh Taheri the weblogger who was arrested on September 23rd of 2012, still is in uncertain situation after five months detention in Adel Abad prison in Shiraz.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), Kaveh Taheri the weblogger from Shiraz was arrested by Etela'at agents on September 23rd of 2012 at his work place and first was transferred to detention center No.100 and after 52 days was transferred to Adel Abad prison of Shiraz.
His mother could been able to visit Kaveh on March 2nd of 2013 but still after five months he is in detention without trial.
On September 23rd of 2013 the agents arrested him, inspected his home and confiscated his personal belongings such as H.D.D, notes and his laptop.
"He is in a better mental condition in compare with before and he will release the details of interrogation sessions and how the interrogators dealt with him whenever his verdict will be issued", One of his relatives said to HRANA reporter.
Generally this weblogger accused to acting against national security and cyber propaganda against regime in his dossier.
Translated by: Ramyar Hassani
Uncertainty of a detained weblogger Kaveh Taheri´s situation after 130 days.
HRANA News Agency -
SATURDAY, 02 FEBRUARY 2013
After 130 days detention of Kaveh Taheri, the weblogger who has arrested on September 23rd of 2012 still his situation is uncertain.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), Kaveh Taheri, the weblogger who is from Shiraz has been arrested by agents of revolutionary guards Etela'at on September 23rd of 2012 at his working place, transferred to Detention center of revolutionary guards and then after 52 days to Adel Abad prison in Shiraz.
The agents confiscated his personal laptop and then searched his home and took away his personal belongings such as hard drive of his computer, handwritings and ... .
"Kaveh Taheri who is 31 years old, passed journalism courses and has the journalist ID but one of the charges on him is illegal reporter", One of his relatives told HRANA reporter.
After 130 days of Kaveh Taheri's detention and his family's haunt, still no trial formed for him and even the court did not allow his lawyer to study the dossier.
It has to be mentioned that in general, the charges on this weblogger in his dossier are acting against national security and propaganda against regime through cyberspace.
:
Translator: Houman Niyazi
The trial for Kave Taheri has been postponed
The trial for the blogger Kave Taheri which was supposed to be done on 22nd April has been postponed.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), although he was informed about the date of the trial since April 15,2013 the trial has been postponed while he is in the prison for 7 months with no sentence yet.
His lawyer has been able to read the case after 7 months today. According to the lawyer he has been charged with “propaganda against the government” and “insulting the leader.”
The next date for his trial is 29th April.
_ _ _ _
* UPDATE HRANA 04 MARCH 2013
A weblogger is in detention without trial for more than five months.
HRANA News Agency – Kaveh Taheri the weblogger who was arrested on September 23rd of 2012, still is in uncertain situation after five months detention in Adel Abad prison in Shiraz.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), Kaveh Taheri the weblogger from Shiraz was arrested by Etela'at agents on September 23rd of 2012 at his work place and first was transferred to detention center No.100 and after 52 days was transferred to Adel Abad prison of Shiraz.
His mother could been able to visit Kaveh on March 2nd of 2013 but still after five months he is in detention without trial.
On September 23rd of 2013 the agents arrested him, inspected his home and confiscated his personal belongings such as H.D.D, notes and his laptop.
"He is in a better mental condition in compare with before and he will release the details of interrogation sessions and how the interrogators dealt with him whenever his verdict will be issued", One of his relatives said to HRANA reporter.
Generally this weblogger accused to acting against national security and cyber propaganda against regime in his dossier.
Translated by: Ramyar Hassani
Uncertainty of a detained weblogger Kaveh Taheri´s situation after 130 days.
HRANA News Agency -
SATURDAY, 02 FEBRUARY 2013
After 130 days detention of Kaveh Taheri, the weblogger who has arrested on September 23rd of 2012 still his situation is uncertain.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), Kaveh Taheri, the weblogger who is from Shiraz has been arrested by agents of revolutionary guards Etela'at on September 23rd of 2012 at his working place, transferred to Detention center of revolutionary guards and then after 52 days to Adel Abad prison in Shiraz.
The agents confiscated his personal laptop and then searched his home and took away his personal belongings such as hard drive of his computer, handwritings and ... .
"Kaveh Taheri who is 31 years old, passed journalism courses and has the journalist ID but one of the charges on him is illegal reporter", One of his relatives told HRANA reporter.
After 130 days of Kaveh Taheri's detention and his family's haunt, still no trial formed for him and even the court did not allow his lawyer to study the dossier.
It has to be mentioned that in general, the charges on this weblogger in his dossier are acting against national security and propaganda against regime through cyberspace.
:
Occupation or Activity: Blogger
۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه
سیروان کمانگر نگران جان مادرش فاطمه پرویزی است که چند ماه پیش توسط وزارت اطلاعات همراه با برادرش دستگیر شده است
یک
فرزند نگران جان مادرش است سیروان کمانگر نگران جان مادرش فاطمه پرویزی
است که چند ماه پیش توسط وزارت اطلاعات همراه با برادرش دستگیر شده است.
بنابر گفته سیروان مادرش تازه عمل جراحی انجام داده است و حالش خوب نیست و
مریض است و نیاز به کمک فوری دارند و ایشان به مدت 3 ماه است در زندان بر
سر میبرند و بارداشت هستند.
This Kurdish mother named Fatemeh Parvizi arrested by Iranian intelligence service three
months ago with his little son who is in prison in Iran, her second son
Sirvan Kamangar living in Iraqi Kurdistan told that his mother is sick
and needs help, but right now sitting with his little brother in custody
of Iranian intelligence, because Sirvan Kamangar is worried about what
will , happen to his .mother, he is asking for the help of all human
organization in the world
۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه
از استادی دانشگاه تا پدرزنی مجتبی خامنه ای
از استادی دانشگاه تا پدرزنی مجتبی خامنه ای
اینجا کلیک کنید
افزایش بیسابقه امامزادهها موضوع شکایت به مجلس ایران
افزایش
بیسابقه شمار امامزادهها در کشور به موضوع شکایت به کمیسیون اصل ۹۰
مجلس بدل شده است. ایدئولوژی حاکم و معضلات اقتصادی و اجتماعی از عوامل
اصلی "کشف" امامزادههای جدید در ایران به حساب میآیند.
به
گفته رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس جمهوری اسلامی، این کمیسیون
شکایتی را در دست بررسی دارد که به افزایش ۷ هزار موردی شمار مقبره
امامزادههای ایران برمیگردد.
این اولین بار نیست که موضوع امامزادهها در مجلس ایران مطرح میشود. آبان سال جاری نیز رئیس سازمان اوقاف ایران به کمیسیون برنامه و بودجه مجلس فراخوانده شد تا در باره افزایش شمار امامزادهها و به خصوص گردش مالی و نحوه هزینه درآمدهای آنها به سوالهای نمایندگان پاسخ دهد.
بنا به آمار سازمان اوقاف و امور خیریه "۱۰ هزار و ۶۱۵ امامزاده رسمی و مورد تایید در هشت هزار و ۵۱ بقعه" در سراسر ایران دفن شدهاند. همین سازمان مدعی است که این امامزادهها " فرزندان و نواده اهل بیت هستند که به ایران آمده یا در ایران بودهاند و همین جا نیز از دنیا رفته یا شهید شدهاند."
این اولین بار نیست که موضوع امامزادهها در مجلس ایران مطرح میشود. آبان سال جاری نیز رئیس سازمان اوقاف ایران به کمیسیون برنامه و بودجه مجلس فراخوانده شد تا در باره افزایش شمار امامزادهها و به خصوص گردش مالی و نحوه هزینه درآمدهای آنها به سوالهای نمایندگان پاسخ دهد.
بنا به آمار سازمان اوقاف و امور خیریه "۱۰ هزار و ۶۱۵ امامزاده رسمی و مورد تایید در هشت هزار و ۵۱ بقعه" در سراسر ایران دفن شدهاند. همین سازمان مدعی است که این امامزادهها " فرزندان و نواده اهل بیت هستند که به ایران آمده یا در ایران بودهاند و همین جا نیز از دنیا رفته یا شهید شدهاند."
تعداد
امامزادهها در ایران طبق آماری که در اول انقلاب گرفته شد، هزار و ۵۰۰
عدد بود. اما آمار نسبتا جدید سازمان اوقاف نشان میدهد که این رقم روندی
صعودی داشته و تا سال ۹۰ بیش از هفت برابر شده است. به عبارت دیگر هر سال
در ایران ۳۰۰ امامزاده جدید "کشف" یا به عبارت دیگر "دائر" شده است.
سخنگوی سازمان اوقاف و امور خیریه البته توجیه دیگری دارد. او گفته است که به جای لفظ کشف باید از "تصحیح آمار" استفاده کرد، زیرا «این امامزادهها نوظهور نیستند بلکه وجود داشتهاند اما بقعههایشان در این چند سال کشف شده است».
زمینههای دوگانه افزایش امامزادهها
افزایش شمار امامزادهها هم سود اقتصادی دارد و منبع درآمدی برای محافل درون حکومتی به شمار میرود و هم در عین حال نشانهای از تشدید خرافهپرستی در جامعه ایران تلقی میشود.
سوال نمایندگان کمیسیون برنامه و بودجه از رئیس سازمان اوقاف در آبانماه امسال از جمله متوجه محلهای هزینه ۲۰ درصدی بود که خود این سازمان از درآمدهای میلیاردی امامزادهها برداشت میکند.
سخنگوی سازمان اوقاف و امور خیریه البته توجیه دیگری دارد. او گفته است که به جای لفظ کشف باید از "تصحیح آمار" استفاده کرد، زیرا «این امامزادهها نوظهور نیستند بلکه وجود داشتهاند اما بقعههایشان در این چند سال کشف شده است».
زمینههای دوگانه افزایش امامزادهها
افزایش شمار امامزادهها هم سود اقتصادی دارد و منبع درآمدی برای محافل درون حکومتی به شمار میرود و هم در عین حال نشانهای از تشدید خرافهپرستی در جامعه ایران تلقی میشود.
سوال نمایندگان کمیسیون برنامه و بودجه از رئیس سازمان اوقاف در آبانماه امسال از جمله متوجه محلهای هزینه ۲۰ درصدی بود که خود این سازمان از درآمدهای میلیاردی امامزادهها برداشت میکند.
خبرگزاری
مهر ۲۷ دی امسال به نقل از حجتالاسلام شرفخانی، معاون سازمان اوقاف خبر
داد که «در ۹ ماهه اول سال جاری (۱۳۹۱) مردم بیش از ۵۱ میلیارد تومان
نذورات خود را در ضریح امامزاده ها ریختند».
البته این که چگونگی درآمد امامزادهها و هزینه آنها مبهم و ناشفاف است و پاسخگویی سازمان اوقاف به پرسش مجلس هم نتوانسته این ابهام را رفع کند تنها یک سوی ماجراست. بخش دیگری از بحثانگیزبودن فعالیت امامزادهها به این مسئله برمیگردد که به رغم درآمدزدایی این اماکن، دولت سالانه مبلغ قابل اعتنایی را به عنوان بودجه برای آنها اختصاص میدهد.
علی محمدی، رئیس سازمان اوقاف در گزارش خود به کمیسیون بودجه مجلس در آبانماه با اشاره به این بودجه میگوید که دولت نتوانسته به "تعهدات" خود عمل کند.
البته این که چگونگی درآمد امامزادهها و هزینه آنها مبهم و ناشفاف است و پاسخگویی سازمان اوقاف به پرسش مجلس هم نتوانسته این ابهام را رفع کند تنها یک سوی ماجراست. بخش دیگری از بحثانگیزبودن فعالیت امامزادهها به این مسئله برمیگردد که به رغم درآمدزدایی این اماکن، دولت سالانه مبلغ قابل اعتنایی را به عنوان بودجه برای آنها اختصاص میدهد.
علی محمدی، رئیس سازمان اوقاف در گزارش خود به کمیسیون بودجه مجلس در آبانماه با اشاره به این بودجه میگوید که دولت نتوانسته به "تعهدات" خود عمل کند.
به
گفته وی «بر اساس بودجه سال ۹۰ دولت متعهد بود ۲۰ میلیارد تومان برای بقاع
تامین اعتبار کند در حالی که ۱۰ میلیارد تومان آن پرداخت شد.»
حجتالاسلام شرفخانی معاون علی محمدی هم، در دی ماه امسال کل بدهی دولت به این سازمان را ۱۸۰ میلیارد تومان عنوان کرد.
به
گفته وی، سازمان اوقاف در دو بخش درون سازمانی و دولتی بودجه دارد که بخش
درون سازمانی درآمدها از میزان نذورات و موقوفات تامین می شود و بودجه
دولتی صرف امور جاری و کارکنان و برخی فعالیتهای فرهنگی هزینه می شود.
شرفخانی
برای مثال یکی از هزینههای سازمان اوقاف را برگزاری سالانه ۱۶۶۴ مسابقه
قرآنی اعلام کرد که در جریان آنها باید تغذیه و اسکان ۹۰۰ هزار نفر تامین
شود، در حالی که "بودجه دولت تنها کفاف ۲ مسابقه را میدهد".
بحران اقتصادی و اجتماعی و "امدادهای غیبی"
بحران اقتصادی و اجتماعی و "امدادهای غیبی"
تنها یک پنجم امامزادههای ایران شناسنامه دارند
ایران دارای بیش از ۱۰ هزار امامزاده است. تنها ۴ هزار امامزاده را به امام هفتم شیعیان نسبت میدهند.
در ۷۰ متری ارگ دوره ساسانی حرم میسازند
ورای سود و منافع اقتصادی در افزایش تعداد امامزادهها، گسترش خرافهپرستی در جامعه نیز یکی دیگر از عوامل این افزایش تلقی میشود.
به
عقیده کارشناسان تفکر حاکم بر حکومت ایران و تبلیغ مداوم آموزههای
ایدئولوژیک در باره "کارایی" دعا و نذورات و "امدادهای غیبی" در گشایش
مشکلات شهروندان از رسانههای رسمی، سهم کمی در این گونه گرایشهای جامعه
ندارد. رجوع فزاینده به امامزادهها و سکهشدن بازار رمالان و فالگیران
نشانهای از همین روند به حساب میآید.
خود آمار رسانههای رسمی نیز نشاندهنده این واقعیت است که با تشدید هر چه بیشتر فشارهای اقتصادی و اجتماعی و برآورده نشدن آرزوهای متعارف شهروندان روآوردن به "امدادهای غیبی" و باور به گرهگشایی نذورات و دخیلبستن به امامزادهها افزایش چشمگیری یافته است.
آنجا که امید به بهبودی واقعی زندگی در جامعه کم میشود و افراد جامعه توانایی برآورده کردن نیازها و خواستههایشان را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی ندارند یا نمیتوانند به خواستههایی مثل ازدواج، طلاق، کار و... دست پیدا کنند به خرافات و فالگیری رو میآورند.
خود آمار رسانههای رسمی نیز نشاندهنده این واقعیت است که با تشدید هر چه بیشتر فشارهای اقتصادی و اجتماعی و برآورده نشدن آرزوهای متعارف شهروندان روآوردن به "امدادهای غیبی" و باور به گرهگشایی نذورات و دخیلبستن به امامزادهها افزایش چشمگیری یافته است.
آنجا که امید به بهبودی واقعی زندگی در جامعه کم میشود و افراد جامعه توانایی برآورده کردن نیازها و خواستههایشان را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی ندارند یا نمیتوانند به خواستههایی مثل ازدواج، طلاق، کار و... دست پیدا کنند به خرافات و فالگیری رو میآورند.
این
که خرافهپرستی حالا دیگر به بخشهای بیسواد یا فرودست جامعه محدود
نمانده و روز به روز درمیان بخشهای تحصیلکرده نیز رخنه و رواج فزونتری
مییابد بیشتر در همین چارچوب تبیین و تحلیل میشود.
با تدوام تبلیغات معطوف به خرافهپرستی از رسانههای رسمی و با تشدید بحران در گستره سیاسی و اقتصادی ایران و کورشدن هر چه بیشتر روزنههای امید شهروندان به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود میتوان پیشبینی کرد که شمار امامزادههای کشور بیش از پیش رو به افزایش برود.
با تدوام تبلیغات معطوف به خرافهپرستی از رسانههای رسمی و با تشدید بحران در گستره سیاسی و اقتصادی ایران و کورشدن هر چه بیشتر روزنههای امید شهروندان به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود میتوان پیشبینی کرد که شمار امامزادههای کشور بیش از پیش رو به افزایش برود.
رسیدگی
و مقاومت احتمالی کمیسیون اصل نود مجلس نیز در مقابل این روند هم شاید
بیثمر بماند و با عدم استقبال و بیتوجهی مسئولان و محافل ذینفع روبرو
شود.
منبع:دویچه وله فارسی
محمد نوری زاد: ای کاش انقلاب نمی کردیم
ناگفته ها از محمد نوری زاد ، اینجا کلیک کنید
۱۳۹۱ بهمن ۶, جمعه
۵ بهمن ماه ۱۳۹۱: حکم قطع دست یک مرد جوان امروز در ملأ عام در شیراز اجرا شد
اين گزارش حاكي است همدستان این فرد نيز "كه در انجام سرقت ها مشاركت داشته اند به مجازات هاي مشابه قطع يد، حبس و شلاق محكوم شده اند."
چهار روز پیش مقامات حکومت ایران دو جوان تهرانی را به اتّهام "زورگیری" در ملا عام به دار آویختند. در ۹ روز گذشته دستکم شش نفر در ملأ عام در شهرهای تهران، پاکدشت ورامین،ارومیه و سبزوار اعدام شده اند و احکام شلاق در ملأ عام چهار نفر اجرا گردیده است.
سازمان حقوق بشر ایران اجرای این حکم قرون وسطایی را شدیدا محکوم کرد. محمود امیری مقدم سخنگوی این سازمان گفت:" کمپین حکومت ایران برای ایجاد وحشت در جامعه شدت گرفته است. ما به شدت نگران این هستیم که در صورت عدم واکنشهای شدید بین المللی، مردم و بخصوص کودکان ایران تا انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه شاهد اجرای احکام قرون وسطایی بیشتری در ملأ عام باشند". امیری مقدم همچنین اضافه کرد: "ما از سازمان ملل، جامعه اروپا و تمامی کشورهایی که با ایران روابط دیپلماتیک دارند میخواهیم تا حکومت ایران را محکوم کرده و در مقابل کمپین وحشت حکومت واکنش شدید نشان دهند. رهبران ایران از جمله علی خامنهای و لاریجانی رئیس قوّه قضائیه بدانند که در آینده باید پاسخگوی این جنایات خود باشند".
|
۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه
کیست که دیگر نداند امروز بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه هستند که بر دادسراها و دادگاهها حاکمند
کیست که دیگر نداند امروز بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه هستند که بر دادسراها و دادگاهها حاکمند
این زندانی سیاسی و فرزند اولین دادستان پس از انقلاب، در نامه خود به صادق لاریجانی آورده است: ادعا کردهاید که وزراء و… و هیاتهای خارجی از جمله برخی از سازمانهای بین المللی در دوران مسئولیت شما از زندانها بازدید کردهاند، زندانیان سیاسی سال ۸۸ که پیش از شروع کار شما در این سمت در زندان بوده و هستند قاطعانه میگویند که این ادعا واقعیت ندارد و هیچ هیات خارجی و یا نمایندهای از سازمانهای بین المللی یا فردا یا هیاتی معتبر و بیطرف از داخل کشور با این زندانیان دیداری نداشه است، در صورتی که موردی بوده و در غیر از نامه در عمل هم صداقت وجود دارد بهتر است برای روشنگری آن را اعلام کنید.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حصرت آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه
مدتی قبل در مناقشات و مجادلات میان شما و آقای محمود احمدینژاد، نامهای از شما خطاب به وی در روزنامههای مورخ ۴/۸/۹۱ منتشر شد که مطالبی درباره مسائل مربوط به دستگاه قضایی و وضع زندانها در آن آمده بود و نیز مکتوبات و نامه نگاریهایی که پس از آن به خصوص در تاریخ ۱۳/ ۱۰ /۹۱ در جراید منتشر شد که برای ما زندانیان سیاسی که دادگاهها، قضات و زندانهای شما را تجربه کردهایم، سکوت در مقابل آنها جایز نیست، اما برای رفع شائبه دفاع از رئیس دولتی که در نتیجه پایمال کردن حق انتخاب مردم بر این مسند نشسته است، این نوشته را به تاخیر انداختم. مسلما فردی که رای مردم را پایمال کرده و ملت رشید ایران را خس و خاشاک میخواند نه صلاحیت و نه قصد دفاع از حقوق ملت را دارد.
در این فاصله داستان غم انگیز شکنجه و قتل ستار بهشتی اتفاق افتاد و در پی آن گزارشات و مصاحبههای متناقض از دادستان کل کشور – دادستان تهران – فرمانده نیروی انتظامی- برخی نمایندگان بیسواد و مغرض مجلس و در نهایت گزارش ناقص و خلاف واقع کمیسیون امنیت ملی که در تاریخ ۱۷ / ۱۰ / ۹۱ در مجلس خوانده شد، برای بسیاری از مطالبی که میخواستم بگویم، آفتاب آمد دلیل آفتاب. البته و صد البته برای ما قابل درک است که شما نگذارید کسی از زندان اوین و سایر زندانها بازدید کند تا از فجایعی که در زندانها گذشته و میگذرد افراد کمتری مطلع شوند.
طبق اصل ۱۵۷ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه باید فردی مجتهد و عادل باشد و قاعدتا شما خود را واجد این شرایط میدانید که در اینجایگاه نشستهاید، به نظر میرسد بخشی از مطالبی که در نامه مورخ ۴ / ۸ / ۹۱ آوردهاید حقیقت نداشته است. در نامهتان در چند جا ذکر کردهاید که طبق اصل ۱۵۷ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه از سایر قوا از جمله فوه مجریه مستقل است. البته اگر بر اساس قانون اساسی و همچنین بر اساس عقل عمل شود، قوه قضائیه باید مستقل باشد، ولی حتما خود شما بخوبی مطلعید که در بازجوییها، دادسراها و دادگاهها چقدر قوه قضائیه مستقل عمل میکند! کیست که دیگر نداند امروز این بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران که همه خارج از قوه قضائیه هستند بر دادسراها و دادگاهها حاکمند، حکم قضات را آنها تعیین میکنند و در برخی موارد حتی حکم را نیز آنها مینویسند و قضات مستقل قوه قضائیه مستقلا فقط آن را امضا میکنند!
احتمالا میدانید که طبق قانون اساسی شکنجه ممنوع است و بعید است که ندانید در بازداشتگاههای امنیتی – اطلاعاتی و همچنین در نوع زندانها و بازداشتگاههای دیگر متهمان تحت چه شکنجههای روحی و جسمی نظیر بیخوابی دادن – فرو بردن سر متهم در کاسه توالت پر از نجاست – مزاحمت برای خانواده متهمان و تهدید و تطمیع آنها – ایجاد جو روانی سنگین تا شکنجههای روانی مانند نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی قرار میگیرند تا به آنچه بازجویان میخواهند اعتراف کنند. داستان غم انگیز ستار بهشتی جدیدترین نمونه از این موارد بود که نه اولین آنها و نه آخرین آنهاست و نهایتا گزارش و نظرات این بازجویان مبنای حکم قاضی مستقل شماست و در موارد بسیاری گردش کار نوشته شده بوسیله بازجو عینا در حکم قاضی مستقل میآید و در مواردی قاضی به جای اینکه به عنوان فردی بیطرف پرونده را بررسی کند انواع و اقسام توهینها و فحاشیها را در جلسه دادگاه و پیش از اثبات جرم و صدور حکم نثار متهم میکند کاملا روشن است پیش از دادگاه حکم مشخص شده است. برخی قضات نیز صریحا اظهار میکنند گزارش نهادهای اطلاعاتی امنیتی برای ما قطعی است مگر اینکه متهم خلاف آن را اثبات کند که بخوبی معنای استقلال قاضی و استقلال قوه قضائیه را از قوه مجریه میرساند. این است معنای استقلال قاضی و قوه قضاییه مستقل؟
عملکرد این گونه قضات که شرح آن رفت به نحوی بوده و هست که میتواند آبروی قضات شریف و سالمی را که در آن قوه هستند را نیز ببرد و این عملکردها میتواند آن را نیز بدنام کند. ما شاهد بودیم در موارد معدودی که یک پرونده سیاسی به دست قاضی مستقلی افتاده که حکم مورد نظر دستگاه های امنیتی را صادر نکرده، پرونده آنقدر دست به دست شده تا سرانجام یکی از قضات مقبول نهادهای امنیتی با حکمی غیر قانونی و نامشروع نظر مقامهای امنیتی را تامین کرده است. نگاهی به روند دادگاههای فرمایشی متهمان سیاسی در چند سال گذشته و به خصوص حوادث پس از انتخابات موید این مدعاست که پرونده متهمان سیاسی بشکل سازماندهی شده و دستوری در دادگاه بدوی منحصرا در اختیار ۳ شعبه – ۱۵ (صلواتی) – ۲۶ (پیر عباسی) و ۲۸ (مقیسه) قرار میگیرد و دادگاه تجدید نظر صرفا در اختیار دو شعبه ۳۶ (زرگر) و ۵۴ (موحد) قرار میگیرد، آیا چنین شعبهای گزینش شده در دادگاههای بدوی و تجدید نظر نمیتواند تقویت کنندهای این گزاره باشد که این قضات صرفا بر اساس دستوارت داده شده عمل میکنند؟
ادعا کردهاید که وزراء و… و هیاتهای خارجی از جمله برخی از سازمانهای بین المللی در دوران مسئولیت شما از زندانها بازدید کردهاند، زندانیان سیاسی سال ۸۸ که پیش از شروع کار شما در این سمت در زندان بوده و هستند قاطعانه میگویند که این ادعا واقعیت ندارد و هیچ هیات خارجی و یا نمایندهای از سازمانهای بین المللی یا فردا یا هیاتی معتبر و بیطرف از داخل کشور با این زندانیان دیداری نداشته است، در صورتی که موردی بوده و در غیر از نامه در عمل هم صداقت وجود دارد بهتر است برای روشنگری آن را اعلام کنید.
در این مدت ما شاهد بودهایم که زنده یاد هدی صابر صرفا به دلیل عدم رسیدگی مسئولین زندان به بیماری وی درگذشت، واقعهای که عینا برای آقای احمد قابل و برخی افراد ناشناخته دیگر نیز تکرار شده که در مواردی از آنها تهمد کاملا مشهود بوده است. در همین مدت تعدادی از زندانیان سیاسی به خصوص چهره شناخته شده آنها، به بیماری صعب العلاج یا بیماریهای ناشناختهای مبتلا شدهاند که پیش از زندان هرگز چنین بیماریهای نداشتهاند و به طور جدی میتوان گفت بعلت مسامحه و سهل انگاری مقامات مسئول در خصوص رسیدگی جدی به بیماریهایی زندانیان، این امر میتواند تبعات ناگواری را در پی داشته باشد، نگرانی که اینک بطور جدی در مورد مهندس موسوی و آقای کروبی نیز ایجاد شده است.
سخن از بیقانونی و اقدامات خلاف اسلام و انسانیت در زمان بازداشت، محاکمه، صدور حکم قضایی و زندان برای معترضان اجتماعی و فعالان سیاسی پس از انتخابات بسیار فراتر از این مسائل است که امید میرود روزی نظام به این نتیجه برسد که با واکاوی پرونده انتخابات سال ۸۸ حقایق بر هماگن روشن شود، هماهنگونه که بازخوانی پروندههای نظیر قتلهای زنجیرهای، کهریزک و قتل ستار بهشتی زوایای غیر انسانی و غیر قانونی برخوردها را عیان ساخت اما به دلیل نبود عزم و اراده جاری مانع از تکرار چنین وقایعی نگرد ید.
شما و رئیس دولت در نامههایتان صحبتی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز راندهاید، طبیعی است که مردم این حرفها را بجز طنز تلقی نکنند چون همه بخوبی میدانند که عامل اصلی مشکلات اقتصادی و معیشتی آنها ریشه در عملکرد ناصواب و نابخردی برخی مسئولان امروز کشور دارد، آنها که ادعا میکردند میخواهند با رئیس دولتی که در نتیجه پایمال کردن حق انتخاب مردم نفت را سر سفره مردم بیاورند هر آنچه را خود مردم در سفره داشتند نیز بر باد دادند و فقط سفرههای مردم را خالی کردند.
در باب مبارزه با مفاسد اقتصادی هم وقتی در جراید میخوانیم که معاون اول رئیس دولت و برادر و معاون رئیس قوه قضائیه از متهمان پروندههای بزرگ مقاسد اقتصادی و زمین خواران هستند، طبیعی است که مردم همزمان با سفرههای خالی خود شاهد گستردهترین فسادهای اقتصادی آنهم توسط برخی از کارگزاران و منتصبان و منسوبان ارکان حکومت باشند چون اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی و بیمه و خیابان فاطمی، دیگر این شعارها را باور نخواهند کرد. البته این را هم باید شاهد باشند که برخی مسئولان ارشد دولت قبلی دائما شعار مبارزه با فساد سر میدادند امروز به قوه قضائیه دستور میدهند پرونده مفاسد کلان اقتصادی این مقامات پیگیری نشود، چون پیش بینی میشود در صورت پیگیری بسیاری از اسرار هویدا خواهد شد.
بند ۳۵۰ زندان اوین
محمدامین هادوی
نامه محمد امین هادوی به رئیس قوه قضائیه
جرس: زندانی سیاسی
محمدامین هادوی، طی نامه ای دیگر به رییس قوه قضائیه، با رد ادعاهای وی در
مورد وضعیت زندانها و زندانیان،خاطرنشان کرد: "احتمالا میدانید که طبق
قانون اساسی شکنجه ممنوع است و بعید است که ندانید در بازداشتگاههای
امنیتی – اطلاعاتی و همچنین در نوع زندانها و بازداشتگاههای دیگر متهمان
تحت چه شکنجههای روحی و جسمی نظیر بیخوابی دادن – فرو بردن سر متهم در
کاسه توالت پر از نجاست – مزاحمت برای خانواده متهمان و تهدید و تطمیع
آنها – ایجاد جو روانی سنگین تا شکنجههای روانی مانند نگهداری طولانی مدت
در سلول انفرادی قرار میگیرند تا به آنچه بازجویان میخواهند اعتراف
کنند. داستان غم انگیز ستار بهشتی جدیدترین نمونه از این موارد بود که نه
اولین آنها و نه آخرین آنهاست و نهایتا گزارش و نظرات این بازجویان مبنای
حکم قاضی مستقل شماست و در موارد بسیاری گردش کار نوشته شده بوسیله بازجو
عینا در حکم قاضی مستقل میآید و در مواردی قاضی به جای اینکه به عنوان
فردی بیطرف پرونده را بررسی کند انواع و اقسام توهینها و فحاشیها را در
جلسه دادگاه و پیش از اثبات جرم و صدور حکم نثار متهم میکند کاملا روشن
است پیش از دادگاه حکم مشخص شده است. برخی قضات نیز صریحا اظهار میکنند
گزارش نهادهای اطلاعاتی امنیتی برای ما قطعی است مگر اینکه متهم خلاف آن را
اثبات کند که بخوبی معنای استقلال قاضی و استقلال قوه قضائیه را از قوه
مجریه میرساند. این است معنای استقلال قاضی و قوه قضاییه مستقل؟"
این زندانی سیاسی و فرزند اولین دادستان پس از انقلاب، در نامه خود به صادق لاریجانی آورده است: ادعا کردهاید که وزراء و… و هیاتهای خارجی از جمله برخی از سازمانهای بین المللی در دوران مسئولیت شما از زندانها بازدید کردهاند، زندانیان سیاسی سال ۸۸ که پیش از شروع کار شما در این سمت در زندان بوده و هستند قاطعانه میگویند که این ادعا واقعیت ندارد و هیچ هیات خارجی و یا نمایندهای از سازمانهای بین المللی یا فردا یا هیاتی معتبر و بیطرف از داخل کشور با این زندانیان دیداری نداشه است، در صورتی که موردی بوده و در غیر از نامه در عمل هم صداقت وجود دارد بهتر است برای روشنگری آن را اعلام کنید.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حصرت آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه
مدتی قبل در مناقشات و مجادلات میان شما و آقای محمود احمدینژاد، نامهای از شما خطاب به وی در روزنامههای مورخ ۴/۸/۹۱ منتشر شد که مطالبی درباره مسائل مربوط به دستگاه قضایی و وضع زندانها در آن آمده بود و نیز مکتوبات و نامه نگاریهایی که پس از آن به خصوص در تاریخ ۱۳/ ۱۰ /۹۱ در جراید منتشر شد که برای ما زندانیان سیاسی که دادگاهها، قضات و زندانهای شما را تجربه کردهایم، سکوت در مقابل آنها جایز نیست، اما برای رفع شائبه دفاع از رئیس دولتی که در نتیجه پایمال کردن حق انتخاب مردم بر این مسند نشسته است، این نوشته را به تاخیر انداختم. مسلما فردی که رای مردم را پایمال کرده و ملت رشید ایران را خس و خاشاک میخواند نه صلاحیت و نه قصد دفاع از حقوق ملت را دارد.
در این فاصله داستان غم انگیز شکنجه و قتل ستار بهشتی اتفاق افتاد و در پی آن گزارشات و مصاحبههای متناقض از دادستان کل کشور – دادستان تهران – فرمانده نیروی انتظامی- برخی نمایندگان بیسواد و مغرض مجلس و در نهایت گزارش ناقص و خلاف واقع کمیسیون امنیت ملی که در تاریخ ۱۷ / ۱۰ / ۹۱ در مجلس خوانده شد، برای بسیاری از مطالبی که میخواستم بگویم، آفتاب آمد دلیل آفتاب. البته و صد البته برای ما قابل درک است که شما نگذارید کسی از زندان اوین و سایر زندانها بازدید کند تا از فجایعی که در زندانها گذشته و میگذرد افراد کمتری مطلع شوند.
طبق اصل ۱۵۷ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه باید فردی مجتهد و عادل باشد و قاعدتا شما خود را واجد این شرایط میدانید که در اینجایگاه نشستهاید، به نظر میرسد بخشی از مطالبی که در نامه مورخ ۴ / ۸ / ۹۱ آوردهاید حقیقت نداشته است. در نامهتان در چند جا ذکر کردهاید که طبق اصل ۱۵۷ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه از سایر قوا از جمله فوه مجریه مستقل است. البته اگر بر اساس قانون اساسی و همچنین بر اساس عقل عمل شود، قوه قضائیه باید مستقل باشد، ولی حتما خود شما بخوبی مطلعید که در بازجوییها، دادسراها و دادگاهها چقدر قوه قضائیه مستقل عمل میکند! کیست که دیگر نداند امروز این بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران که همه خارج از قوه قضائیه هستند بر دادسراها و دادگاهها حاکمند، حکم قضات را آنها تعیین میکنند و در برخی موارد حتی حکم را نیز آنها مینویسند و قضات مستقل قوه قضائیه مستقلا فقط آن را امضا میکنند!
احتمالا میدانید که طبق قانون اساسی شکنجه ممنوع است و بعید است که ندانید در بازداشتگاههای امنیتی – اطلاعاتی و همچنین در نوع زندانها و بازداشتگاههای دیگر متهمان تحت چه شکنجههای روحی و جسمی نظیر بیخوابی دادن – فرو بردن سر متهم در کاسه توالت پر از نجاست – مزاحمت برای خانواده متهمان و تهدید و تطمیع آنها – ایجاد جو روانی سنگین تا شکنجههای روانی مانند نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی قرار میگیرند تا به آنچه بازجویان میخواهند اعتراف کنند. داستان غم انگیز ستار بهشتی جدیدترین نمونه از این موارد بود که نه اولین آنها و نه آخرین آنهاست و نهایتا گزارش و نظرات این بازجویان مبنای حکم قاضی مستقل شماست و در موارد بسیاری گردش کار نوشته شده بوسیله بازجو عینا در حکم قاضی مستقل میآید و در مواردی قاضی به جای اینکه به عنوان فردی بیطرف پرونده را بررسی کند انواع و اقسام توهینها و فحاشیها را در جلسه دادگاه و پیش از اثبات جرم و صدور حکم نثار متهم میکند کاملا روشن است پیش از دادگاه حکم مشخص شده است. برخی قضات نیز صریحا اظهار میکنند گزارش نهادهای اطلاعاتی امنیتی برای ما قطعی است مگر اینکه متهم خلاف آن را اثبات کند که بخوبی معنای استقلال قاضی و استقلال قوه قضائیه را از قوه مجریه میرساند. این است معنای استقلال قاضی و قوه قضاییه مستقل؟
عملکرد این گونه قضات که شرح آن رفت به نحوی بوده و هست که میتواند آبروی قضات شریف و سالمی را که در آن قوه هستند را نیز ببرد و این عملکردها میتواند آن را نیز بدنام کند. ما شاهد بودیم در موارد معدودی که یک پرونده سیاسی به دست قاضی مستقلی افتاده که حکم مورد نظر دستگاه های امنیتی را صادر نکرده، پرونده آنقدر دست به دست شده تا سرانجام یکی از قضات مقبول نهادهای امنیتی با حکمی غیر قانونی و نامشروع نظر مقامهای امنیتی را تامین کرده است. نگاهی به روند دادگاههای فرمایشی متهمان سیاسی در چند سال گذشته و به خصوص حوادث پس از انتخابات موید این مدعاست که پرونده متهمان سیاسی بشکل سازماندهی شده و دستوری در دادگاه بدوی منحصرا در اختیار ۳ شعبه – ۱۵ (صلواتی) – ۲۶ (پیر عباسی) و ۲۸ (مقیسه) قرار میگیرد و دادگاه تجدید نظر صرفا در اختیار دو شعبه ۳۶ (زرگر) و ۵۴ (موحد) قرار میگیرد، آیا چنین شعبهای گزینش شده در دادگاههای بدوی و تجدید نظر نمیتواند تقویت کنندهای این گزاره باشد که این قضات صرفا بر اساس دستوارت داده شده عمل میکنند؟
ادعا کردهاید که وزراء و… و هیاتهای خارجی از جمله برخی از سازمانهای بین المللی در دوران مسئولیت شما از زندانها بازدید کردهاند، زندانیان سیاسی سال ۸۸ که پیش از شروع کار شما در این سمت در زندان بوده و هستند قاطعانه میگویند که این ادعا واقعیت ندارد و هیچ هیات خارجی و یا نمایندهای از سازمانهای بین المللی یا فردا یا هیاتی معتبر و بیطرف از داخل کشور با این زندانیان دیداری نداشته است، در صورتی که موردی بوده و در غیر از نامه در عمل هم صداقت وجود دارد بهتر است برای روشنگری آن را اعلام کنید.
در این مدت ما شاهد بودهایم که زنده یاد هدی صابر صرفا به دلیل عدم رسیدگی مسئولین زندان به بیماری وی درگذشت، واقعهای که عینا برای آقای احمد قابل و برخی افراد ناشناخته دیگر نیز تکرار شده که در مواردی از آنها تهمد کاملا مشهود بوده است. در همین مدت تعدادی از زندانیان سیاسی به خصوص چهره شناخته شده آنها، به بیماری صعب العلاج یا بیماریهای ناشناختهای مبتلا شدهاند که پیش از زندان هرگز چنین بیماریهای نداشتهاند و به طور جدی میتوان گفت بعلت مسامحه و سهل انگاری مقامات مسئول در خصوص رسیدگی جدی به بیماریهایی زندانیان، این امر میتواند تبعات ناگواری را در پی داشته باشد، نگرانی که اینک بطور جدی در مورد مهندس موسوی و آقای کروبی نیز ایجاد شده است.
سخن از بیقانونی و اقدامات خلاف اسلام و انسانیت در زمان بازداشت، محاکمه، صدور حکم قضایی و زندان برای معترضان اجتماعی و فعالان سیاسی پس از انتخابات بسیار فراتر از این مسائل است که امید میرود روزی نظام به این نتیجه برسد که با واکاوی پرونده انتخابات سال ۸۸ حقایق بر هماگن روشن شود، هماهنگونه که بازخوانی پروندههای نظیر قتلهای زنجیرهای، کهریزک و قتل ستار بهشتی زوایای غیر انسانی و غیر قانونی برخوردها را عیان ساخت اما به دلیل نبود عزم و اراده جاری مانع از تکرار چنین وقایعی نگرد ید.
شما و رئیس دولت در نامههایتان صحبتی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز راندهاید، طبیعی است که مردم این حرفها را بجز طنز تلقی نکنند چون همه بخوبی میدانند که عامل اصلی مشکلات اقتصادی و معیشتی آنها ریشه در عملکرد ناصواب و نابخردی برخی مسئولان امروز کشور دارد، آنها که ادعا میکردند میخواهند با رئیس دولتی که در نتیجه پایمال کردن حق انتخاب مردم نفت را سر سفره مردم بیاورند هر آنچه را خود مردم در سفره داشتند نیز بر باد دادند و فقط سفرههای مردم را خالی کردند.
در باب مبارزه با مفاسد اقتصادی هم وقتی در جراید میخوانیم که معاون اول رئیس دولت و برادر و معاون رئیس قوه قضائیه از متهمان پروندههای بزرگ مقاسد اقتصادی و زمین خواران هستند، طبیعی است که مردم همزمان با سفرههای خالی خود شاهد گستردهترین فسادهای اقتصادی آنهم توسط برخی از کارگزاران و منتصبان و منسوبان ارکان حکومت باشند چون اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی و بیمه و خیابان فاطمی، دیگر این شعارها را باور نخواهند کرد. البته این را هم باید شاهد باشند که برخی مسئولان ارشد دولت قبلی دائما شعار مبارزه با فساد سر میدادند امروز به قوه قضائیه دستور میدهند پرونده مفاسد کلان اقتصادی این مقامات پیگیری نشود، چون پیش بینی میشود در صورت پیگیری بسیاری از اسرار هویدا خواهد شد.
بند ۳۵۰ زندان اوین
محمدامین هادوی
اشتراک در:
پستها (Atom)





