درور بر شما -- خوش آمدید



وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .


جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.

نابود باد حکومت جهل اسلامی .

=======================================

زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **

=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با
حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================


The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:

http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31

==========================


the new address Of My face book is :

https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2

Please add my new address in your face book.

-------------------
My Web-blogs are :

http://Human-rights-Iran.blogspot.com



Thank you so so much

Yours sincerely

Cyrus Parsi
.

-----------------------------------------------------------------

لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .

در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان
(Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .

Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org

Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================

وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )


۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

جدید ترین "تو دهنی" احمدی نژاد به خامنه ای و مزد بگیرانش

جدید ترین "تو دهنی" احمدی نژاد به خامنه ای و مزد بگیرانش

محمود احمدی نژاد با پذیرش استعفای اسفندیار رحیم مشایی از ریاست دفتر خود، او  را به سرپرستی دبیرخانه جنبش عدم تعهد منصوب کرد. این انتصاب در حالی صورت گرفت که حوادث ماههای اخیر نشان داده، جمهوری اسلامی تأثیر گذاری قابل توجهی بر این جنبش و مواضع اعضای آن ندارد . لذا با اطمینان می توان گفت این انتصاب دارای مصارف و اهداف داخلی می باشد. نخستین هدف ، تقویت کننده شایعات مربوط به « کاندیداتوری مشایی  در انتخابات ریاست جمهوری آینده »‌است. جابجایی مشایی ،از یکسو  موجب کاهش شدید در فعالیت های اداری  و رفع محدودیت های او برای برخی دیدارها و سخنرانی ها خواهد شد که معمولاً رئیس دفتر رئیس جمهور برای انجام آنها محظورات و معذوراتی دارد. همین امر، خبر سازی ها پیرامون آمادگی مشایی  برای کاندیداتوری را تسهیل خواهد کرد و باردیگر این توهم را دراذهان ایجاد می نماید که سران دولت برای عوامل نزدیک به رهبر  « تره »‌هم خرد نمی کنند.  سایت  خبری امنیتی جهان نیوز که به بیت رهبری نزدیک است در تاریخ ۲۷ خرداد ۸۹ در مورد احتمال کاندیداتوری مشایی نوشته بود :« تحرکات مشایی مورد انتقاد شدید دبیر شورای نگهبان قرار گرفته است . آیت اله جنتی با مشکوک خواندن جریان انحرافی در دولت اعلام کرده است " عده ای ظاهراً خواب ریاست جمهوری دور بعد را در سر می پرورانند. مگر ما مرده باشیم که چنین اتفاقی صورت گیرد" . » البته مشایی هم در آن زمان پیش بینی کرده بود که تا زمان انتخابات ریاست جمهوری ، جنتی زنده نخواهد بود . انتصاب مشایی به سمت جدید ، هدف بزرگتری هم دارد. گروه احمدی نژاد برای پیگیری اهداف انتخاباتی خود ، نیازمند  سفر های متعدد  به کشورهای گوناگون و  ملاقات با مقامات خارجی  است . تا قبل از انتصاب اخیر، سفرهای خارجی مشایی با ایراد گیری  اصولگرایان با نفوذی  مواجه می شد که از دو سال قبل خرج   خود را از احمدی نژاد جدا کرده اند. استقرار مشایی در جایگاه جدید ، سفرهای خارجی او  را توجیه پذیر خواهد ساخت . ضمن آنکه او  بودجه کلانی در اختیار خواهد داشت که با توجیه آبروداری در یک مجمع جهانی ، اختصاص خواهد یافت و بخشی از آن را ایرانیان، در جریان کنفرانس پر خرج جنبش عدم تعهد در تهران ، شاهد بودند .

اما" متن "حکم جدید احمدی نژاد برای مشایی نیز برای خود داستانی دارد.رئیس دولت،  در تاریخ  بیست و ششم تیر ماه ۱۳۸۸ در حکم انتصاب مشایی به معاون اولی رئیس جمهور، او را  انسانی مؤمن  معرفی کرد که « دارای تعهد آگاهانه به "خط نورانی ولایت" و مبانی جمهوری اسلامی» می باشد. یک هفته بعد و پس از  استعفای اجباری مشایی از معاون اولی ، احمدی نژاد او را به ریاست دفتر خود بر گزید و در حکم جدید برای او توفیق خدمتگزاری  به « ملت بزرگ و "نظام ولایی" جمهوری اسلامی»  آرزو کرد. اما در حکم جدید که امروز برای مشایی صادر شده ، دیگر از نظام ولایی جمهوری اسلامی خبری نیست : « اینجانب جنابعالی را انسانی موحد، مؤمن ، پاک، صبور ودارای قلب و اندیشه ای زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهای الهی و آحاد مردم  جهان و عمیقاً عارف و و متعهد به آرمان مهدوی ، حاکمیت جهانی توحید ، عدالت ، عشق و آزادی و مدیریت مشترک ملت ها و فردی شایسته ، مدیر، مدبر و امین و از جهات گوناگون توانمند می شناسم و آشنایی با شما را برای خود هدیه الهی و افتخاری بزرگ می شمارم. در ادامه توفیقات الهی در خدمت به ملت بزرگ  و آرمان های بلند انقلاب اسلامی اینک با سمت" مشاور رئيس جمهور و رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد"  منشأ خدمات گسترده تر خواهید بود.» 

 احمدی نژاد امروز علاوه بر اعطای سمت جدید به مشایی ، انتصاب جنجال بر انگیز دیگری نیز انجام داده است . این انتصاب ، ارتقای مقام  محمد شریف ملک زاده به ریاست سازمان میراث فرهنگی  است . ارتقای ملک زاده  در حالی صورت می گیرد که روز دهم اردیبهشت ماه ۹۱ صادق لاریجانی با اشاره به حکم صادره از سوی احمدی نژاد برای  انتصاب شریف زاده به مشاورت رئیس جمهور گفته بود:" در ماجراهایی قوه قضائیه رسیدگی انجام داده و متهمی را که اتفاقاً اتهام او کوچک نیست  به دلیل مصلحتی مورد رأفت قرار داده و این فرد مورد عفو قرار می گیرد اما واقعاً دلیلی دارد که به چنین متهمی حکم بدهیم؟"
 مهم نیست که واکنش خامنه ای و عوامل او به احکام امروز احمدی نژاد چه باشد.  ممکن است  قوه قضائیه  در ادامه برخورد های ذلت بار و با فراموشی عمدی سخنان  رئیس بی اراده آن قوه، فعلا ً موضوع را مسکوت بگذارد یا برای یکی از ارتقا یافته گان امروز ـ محمد شریف ملک زاده ـ  مشکلاتی ایجاد نماید. اما هر واکنشی که در برابر احکام امروز صورت گیرد یک نکته غیر قابل انکار است : احمدی نژاد که ضعف و زبونی خامنه ای راتشخیص داده، در ادامه رفتار های دو سال اخیر بار دیگر تودهنی  تحقیر کننده ای به رهبر جمهوری اسلامی زده تا هم به ایرانیان بگوید دیگر برای  ارباب سابق خویش ، حرمتی قائل نیست هم به دولت های خارجی   پیام دهد حاضر است  خارج از چارچوب های تعیین شده توسط رهبر، نماینده ای تام الاختیار و مورد اعتماد  برای مذاکره با آنها اعزام نماید. بعید است پیام گیران خارجی ، این پیام را چندان جدی بگیرند اما بازتاب اقدام امروز احمدی نژاد درداخل، به رفتار متقابل خامنه ای و مزد بگیران او بستگی دارد.

احمدی نژاد رییس دفتر خود را عوض کرد (اسفندیار رحیم مشایی به فعالیت خود به عنوان رئیس دفتر احمدی نژاد پایان داد)



محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران روز شنبه طی حکمی به مسولیت اسفندیار رحیم مشایی به عنوان رئیس دفتر خود پایان داد. 
خبرگزاری های فارس و مهر  این خبر را به نقل از دولت اعلام کردند اما مشخص نشده که رحیم مشایی از سمت خود استعفا داد یا احمدی نژاد او را برکنار کرد.
رئیس جمهوری ایران در حکم خود، سید حسن موسوی را به جای رحیم مشایی به ریاست دفترش منصوب کرد. 
سید حسن موسوی پیش از این رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود. 
بر اساس این خبر، محمد شریف ملک زاده به جای موسوی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شد و اسفندیار رحیم مشایی به دبیرخانه جنبش عدم تعهد رفت. سمتی که به نظر تشریفاتی می رسد و اهمیت سمت قبلی رحیم مشایی را ندارد. 
اسفندیار رحیم مشایی از چهره های جنجالی دولت محمود احمدی نژاد بود که در ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، به عنوان معاون اول او منصوب شد اما انتصاب او با واکنش برخی محافظه کاران روبرو شد و در نهایت، پس از نامه آیت الله خامنه ای، محمود احمدی نژاد، محمدرضا رحیمی را به جای او منصوب کرد. 
موضع گیری های رحیم مشایی در رابطه با «دوستی با مردم اسرائیل» و اصرار او بر «هویت ایرانی» موجب نارضایتی حامیان آیت الله خامنه ای شده و به همین دلیل او را عامل انحراف دولت احمدی نژاد از آرمان هایی که در ابتدا داشت، معرفی می کنند. 
با اینکه در محافل سیاسی ایران از رحیم مشایی به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نام برده می شود اما او هنوز نامزدی خود را تایید نکرده است.
مشخص نیست که پایان کار مشایی در دفتر احمدی نژاد در همین راستا و برای شرکت در انتخابات است یا خیر. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، مسولان برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری می توانند در سمت خود بمانند. 
قرار است انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار  شود

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

برای گرفتن حق الناز بابازاده،دختری که بعد از تجاوز نیروهای جمهوری اسلامی توسط آنان به قتل رسید، متحد شویم




برای گرفتن حق الناز بابازاده،دختری که بعد از تجاوز نیروهای جمهوری اسلامی توسط آنان به قتل رسید، متحد شویماعدام و زندان های اسلامی فقط علیه مردم به کار برده می شود، ولی سپاهی ها حتی با جرم تجاوز و قتل آزاد می شوند!الناز بابازاده که توسط قاتلان متجاوز جمهوری اسلامی،در منطقه ولیعصر تبریز به عنوان "بد حجاب" دستگیر می شود و اندکی بعد مورد تجاوز قرار می گیرد، توسط یکی از جنایتکاران سپاه(سردار سپاه) که
 به او تجاوز کرده بود در 9/4/1389 به قتل رسید. قاتل او زندانی شدند اما از آن زمان سپاه توانست در پرونده نفوذ کند و در نهایت، بنا به اخبار تازه رسیده به صفحه محمد مختاری، از سوی منابع مطلع، پس از پیگیریهای مداوم خانواده و با پرداخت مبلغ ٢٥ میلیون تومان به دادستانی تبریز برای مجازات این افراد، خبر رسیده است که فرد مذکور در آستانه آزادی است....
در طی این مدت پدر و مادر و تنها خواهر الناز از سوی نهادهای دولتی تحت کنترل مداوم قرار داشته اند. لازم به ذکر است این حادثه سه هفته قبل از عروسی الناز اتفاق به وقوع پیوست
تمام دستگاه فاسد و جلاد سپاه و دستگاه های کثیف جمهوری اسلامی باید محاکمه شوند
اگر غیرت داریم نگذاریم این سپاهی آزاد شود و قربانی دیگری بگیرد
مرگ بر جمهوری اسلامی- مرگ بر سپاهی قاتل متجاوز

گرفتن رضایت اجباری از مادر ستار بهشتی توسط ماموران امنیتی و تهدید به دستگیری دخترش




سرنوشت نامعلوم یک شهروند کرد در بازداشتگاه اطلاعات پیرانشهر



بنا به گزارشهای ارسالی به “کمپین صلح فعالان در تبعید” پس از نزدیک به دو هفته از بازداشت آقای رحمان اسماعیلی ؛ هموطن کرد شهرستان پیرانشهر  توسط اداره اطلاعات این شهر ؛ هیچ خبری از نامبرده در دست نیست
عبدالله اسماعیلی پدر این شهروند بازداشت شده در گفت گویی با وبسایت کردپا اظهار داشت: روز دوم آبان‌ماه از سوی اداره‌ اطلاعات شهرستان پیرانشهر احضار شدم و خبر بازداشت فرزندم به من اعلام شد
وی ادامه داد: از روز بیست و نهم آبان ماه که پسرم بازداشت شده تا کنون هیچ گونه خبری از وضعیت و علت بازداشت وی به ما ابلاغ نشد.

گزارش خبرگزاری اسرائیلی از قتل و مثله شدن یک شهروند یهودی در اصفهان+فیلم





جنایتی دیگر از رژیم متعفن و خونخواراسلامی در ایران 

بنا بر گزارش یک خبرگزاری اسرائیلی یک زن ۵۷ ساله‌ی یهودی در اصفهان با ضربات چاقو کشته و مثله شده است. بنا بر این گزارش، طوبی ن. توسط همسایگان مسلمان خود و در پی سال‌ها تلاش برای مصادره‌ی قسمتی از خانه‌اش و افزودن آن به مسجد مجاور مورد آزار و اذیت قرار گرفته و نهایتا به قتل رسیده
 است.





بنا بر گزارش یک خبرگزاری اسرائیلی یک زن 57 ساله ایرانی – یهودی به طرز وحشیانه ای با ضربات چاقو کشته و مثله  شد
بنا بر این گزارش ؛ طوبی . ن  توسط همسایگان مسلمان خود و در پی سال ها  تلاش برای مصادره قسمتی از خانه اش و اضافه کردن آن به مسجد مجاور ؛ مورد آزار و اذیت قرار گرفته و نهایتا به قتل رسید
امیرمناشه در اینباره و در گفتگو با این خبرگزاری اسرائیلی گفت: “رادیکال های مذهبی برای مصادره بخشی از خانه و اضافه کردن آن به صحن مسجد مرتکب این قتل شده اند.
وی گفت این قتل به دنبال تهدید به مرگ در روزهای قبل ؛ و پس از شکایت این خانواده  یهودی به دادگاه با کمک یک وکیل  محلی صورت گرفته است
امیر می افزاید:روز دوشنبه، در حالی که شوهر خانم طوبی ؛ جهت مسائل مربوط به کسب و کار  در تهران بود، اراذل و اوباش به زور وارد خانه خانم طوبی که با دو خواهر خود زندگی میکرد ؛ شده و با ضربات متعدد وی را به قتل رسانده و سپس بدنش را مثله می کنند
این گزارش می افزاید : یکی از خواهران که شاهد این رویداد تلخ  بوده ؛ موضوع را بستگان خود را در ایالات متحده آمریکا  اطلاع می دهد و نهایتا امیر از ماجرا مطلع شده و به این خبرگزاری اسرائیلی گزارش می دهد
گفته می شود تا این لحظه مقامات ایرانی جسد مثله شده این زن را به خانواده اش تحویل نداده و در تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این پرونده میباشند
این خبرگزاری البته اعلام کرد که به طور مستقل نمی تواند صحت این گزارش را تایید کند.
امیر در ادامه این گفت و گو نگرانی خود را از روند رو به کاهش جامعه یهودیان ایران اعلام  و بر ترس از کشتارهای آینده علیه یهودیان در پی قتل طوبی تاکید کرد
گفتنی است اصفهان، سومین شهر بزرگ ایران، با جمعیت بیش از 1.5 میلیون نفر میزبان حدود 1،200 نفر از 25،000 یهودی ای است که در سال 2009 در ایران سرشماری شده اند . ازسال 2009  به بعد، تعداد یهودیان در جمهوری اسلامی کاهش یافته است. سرشماری دولت که در اوایل سال جاری منتشر شد نشان داد تنها 8756 یهودی در غرب ایران زندگی می کنند  و امیر از اسرائیل گفت که اصفهان در حال حاضر میزبان  کمتر از 100 خانواده یهودی است
ویدئوی مربوط به این گزارش

سنای آمریکا تحریم‌های جدید ایران را تصویب کرد


سنای آمریکا روز جمعه ۳۰ نوامبر (۱۰ آذر) با اکثریت آرا تحریم‌های جدیدی را علیه بخش‌های انرژی، بنادر، کشتیرانی و کشتی‌سازی ایران تصویب کرد. مقام‌های کاخ سفید با این تحریم‌ها مخالفت کرده‌اند.
تحریم‌های جدید علیه ایران با ۹۴ رای موافق و بدون رای مخالف در سنای آمریکا تصویب شدکه براساس آن شرکت‌های بیمه‌گذار خارجی نیز از معامله با صنایع انرژی و کشتیرانی ایران منع شده‌اند.
این تحریم‌ها یک روز پس از سخنان مدیرکل سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و با هدف تحت فشار گذاشتن ایران برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای‌اش در سنای آمریکا تصویب شده است.
در شرایطی که ایران بر «صلح‌آمیز بودن اهداف» برنامه هسته‌ای‌ این کشور پافشاری می‌کند اما یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفته است که هیچ پیشرفتی در رفع نگرانی‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران به دست نیامده است.
رابرت منندز، سناتور دموکرات و از طراحان تحریم‌های جدید ایران، گفته است که ایران باید بفهمد که تشدید تحریم‌ها اوضاع این کشور را وخیم‌تر خواهد کرد.
دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، هنوز به‌طور علنی درخصوص تصویب تحریم‌های جدید ایران در سنا اظهارنظر نکرده است.
این در شرایطی است که مقام‌های کاخ سفید پنجشنبه شب به رهبران دموکرات سنا گفته بودند که تحریم‌های جدید علیه ایران در شرایط کنونی ضرورتی ندارد و از آنها خواسته بودند تا سال آینده از تصویب این تحریم‌ها خودداری کنند.
به گزارش بلومبرگ مقام های کاخ سفید گفته بودند که تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران می‌تواند به تلاش‌های موجود برای مهار اهداف هسته‌ای ایران ضربه بزند.
تیموتی ویتور، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، در اظهارنظری گفته است: در شرایطی که با همکاری همتایان خود بر اجرای موثر تحریم ها علیه ایران تمرکز کرده‌ایم، فکر می‌کنیم که این تدابیر اضافی تلاش‌های ما را تهدید خواهد کرد.
آقای ویتور در عین حال تاکید کرده است که دولت آمریکا «به رهبری برنامه جامع تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران ادامه می‌دهد.»
کارل لوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، نیز گفته است: زمانی که مجلس سنا و مجلس نمایندگان اختلاف‌های خود را برسر لایجه بودجه دفاعی بررسی کنند به نگرانی‌های کاخ سفید درمورد تحریم‌های جدید ایران نیز می‌پردازند.
زمانی که لایحه بودجه دفاعی آمریکا به تصویب مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا برسد، برای باراک اوباما هم فرستاده خواهد شد تا با امضای او به عنوان قانون بودجه دفاعی آمریکا در سال جدید میلادی اعلام شود.

طرح تشدید تحریم ایران به عنوان اصلاحیه‌ای بر لایحه بودجه دفاعی دولت آمریکا تهیه شده است و احتمالا لایحه بودجه دفاعی آمریکا تا سوم دسامبر به رای گذاشته خواهد شد.
تحریم‌های جدید غذا، محصولات کشاورزی، دارو، تجهیزات پزشکی‌ و کمک‌های انسان دوستانه را در بر نمی‌گیرند. علاوه بر این، این تحریم‌ها همانند تحریم‌های سابق برای کشور‌هایی‌ که خرید نفت از ایران را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهند معافیت در نظر می‌گیرد. فروش گاز نیز در صورتی‌ که وجوه پرداختی در یک حساب بانکی‌ نگهداری شوند و فقط برای تجارت مجاز مورد استفاده قرار گیرند، میسر خواهد بود.
از دیگر محدودیت‌های اعمال شده توسط تحریم‌های جدید، ممنوعیت صدور بیمه‌ در حوزه‌های کشتیرانی، کشتی‌سازی، انرژی، و برای دیگر افراد و نهاد‌هایی‌ است که توسط آمریکا به عنوان مرتبطین با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی شناسایی شده‌اند.

۱۳۹۱ آذر ۸, چهارشنبه

تصویب پیش نویس قطعنامه حقوق بشر علیه ایران در سازمان ملل: ۸۳ آری، ۳۱ رای مخالف


شصت وهفتمین جلسه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل امروز در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد و  کشورهای حاضر نظرات خود در خصوص پیش نویس قطعنامه که دولت کانادا ارائه و مورد حمایت ۴۲ کشور بود را بیان کردند و در پایان این پیش نویس با ۸۳ رای مثبت، ۳۱ رای منفی و ۶۸ رای ممتنع به تصویب رسید. سال گذشته این قطعنامه ۸۶ مثبت را به همراه داشت و ۳۲ رای منفی و ۵۹ رای ممتنع.
در ابتدای جلسه نماینده کشورکانادا به انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران به خصوص وضعیت زندانیان سیاسی و اعدام های فزآینده پرداخت وگفت ۴۲ کشور از این قطعنامه برای در صحن علنی گذاشتن حمایت کردند.
نماینده اروگوئه رای ممتنع داد اما به انتقاد ازاعدام، آزادی بیان و تحت تعقیب قراردادن روزنامه نگاران و همچنین استفاده از شکنجه را در ایران مورد انتقاد قرار داد ولی گفت که در برخی از حوزه ها تحولات مثبتی رخ داده است. او از دولت ایران خواست که همه امکانات لازم را فراهم آورد که کمیساریای عالی حقوق بشر بتواند از ایران دیدار کند و در طول دیدار آزادانه بتواند کار خود را انجام دهد.
بعد از نماینده کانادا چندین کشور مخالف قطعنامه به ارائه نظرات خود پرداختند ونماینده ایران در سازمان ملل نیز با دفاع از عملکرد مکانیسم های حقوق بشر در ایران به انتقاد شدید از کشورهایی که به طرح پیش نویس پرداخته بودند پرداخت.
درجریان جلسه نماینده قزاقستان، با قطعنامه مخالفت کرد و استفاده از قطعنامه ها را یک ابزار برای ایجاد فشار سیاسی خواند. نماینده قزاقستان به اقدامات ایران در ارائه گزارش های دوره ای اشاره کرد و از کشورهای دیگر خواست که به این قطعنامه رای ندهند. نماینده کره شمالی نیز با قطعنامه کشورهای ارائه کننده مخالفت کرد و آن را دخالت در امور داخلی کشور دانست و گفت قطعنامه کاملا سیاسی است. او گفت که حقوق بشر نمی تواند از خارج از کشور تحمیل شود.
محمد خزاعی نماینده ایران  در سازمان ملل به انتقاد از نماینده کانادا پرداخت و گفت نمی خواهد که به جای مردم ایران بخواهد صحبت کند. او گفت که کمیته سوم یک بار دیگر در استانه رای گیری در مورد یکی ازقطعنامه های غیرسازنده درمورد موضوع حقوق بشر در ایران است. خزائی گفت کاملا قطعنامه را به دقت مطالعه کرده است و بیش از ۱۵۰ ادعاهای بی پایه علیه ایران وجود داشته است. او گفت آشکارا قطعنامه نشان دهنده واقعیت کشور نیست و از واقعیت جامعه ایران دور است و متکی است به مطالب سایت های خبری. او انتقاد از وضعیت اقلیت ها در ایران را اغراق آمیز خواند و گفت پیش نویس تناقضات زیادی دارد. او سپس به انتقاد از مکانیسم های حقوق بشر سازمان ملل پرداخت که به صورت گزینشی اعمال می شود و تنها برخی کشورها مورد مجازات قرار می گیرند. او گفت که نظارت بر وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف باید از حالت انحصاری برخی کشورها دربیاید. او گفت که قطعنامه به دبیر کل سازمان ملل اجازه می دهد که گزارش موازی تهیه کند. او همچنین عدالت، غیرتبعیض  بودن و بی طرفانه بودن قطعنامه و رویه های حقوق شر سازمان ملل را مورد انتقاد قرار داد. خزاعی به شدت از احمدشهید انتقاد کرد که نکات و بازخوردهای ایران را در گزارش اخیر خود لحاظ نکرده است و آن را مخالف کدهای اخلاقی چنین گزارش هایی خواند.
نماینده ایران در سازمان ملل گفت چرا کشورهایی مانند آمریکا، کانادا و اسرائیل  به خاطر نقض حقوق بشر در این کشورها تحت مکانیسم های کشوری قرار نمی گیرند؟ او گفت این کشورها باید پاسخگو باشند؟ نماینده ایران همچنین تبعیض علیه مهاجرین ومسلمانان در اروپا و آمریکا و همچنین اسلام هراسی را مورد انتقاد قرار داد. موضوع وضعیت رفتار بی رحمانه با زندانیان، نگهداری زندانیان در گوانتانامو و بگرام و همچنین شکنجه علیه زندانیان در آمریکا نیز از موارد مورد انتقاد خزاعی نسبت به آمریکا بود. او سپس به انتقاد از وضعیت حقوق بشر در کانادا پرداخت و گفت که «دولت کانادا در رفتار خودش نژاد پرست است». نماینده ایران همچنین در سخنرانی طولانی خود به انتقاد از وضعیتی که بر شهروندان در غزه می رود و سیاست های اسرائیل در این زمینه پرداخت. او انگشت نما کردن برخی از کشورها را در سازمان ملل مورد انتقاد قرار داد و گفت که هیچ کدام از کشورهایی که خود را قهرمان حقوق بشر می نامند حرفی از قتل عام در غزه نمی زنند. او همچنین از قتل دانشمندان هسته ای ایران نیز انتقاد کردو گفت که استانداردهای دوگانه باعث می شود که مکانیسم های حقوق بشر سازمان ملل تحریف شود.
نماینده کشورکوبا نیزبه انتقاد از قطعنامه پرداخت و گفت که همکاری بین المللی روی اصل بی طرفی امکان پذیر است نه گزینشی برخورد کردن با کشور. او گفت قطعنامه انگیزه های سیاسی دارد. نماینده سوریه بعد از نماینده کوبا گفت که قطعنامه را رد می کند و اینکه هیچ کشوری در امور داخلی کشورهای دیگر بخواهد دخالت کند.
نماینده کشور اکوادر گفت که به شدت اینکه برخی کشورها را مورد انتقاد قرار می دهند مخالفت می کند. او رای منفی به قطعنامه داد. نماینده کشور روسیه سفید گفت که چنین قطعنامه ای نمی تواند برای ترویج و حمایت حقوق بشر فضای گفت وگو به وجود بیاورد. او همچنین گفت که ایران گزارش دوره ای سال ۲۰۱۰ ایران نشان می دهد که دولت ایران قابل توصیه است (از توصیه ها استفاده می کند). او گفت حمایت کنندگان از قطعنامه بی طرف نیستند و از منابع رسمی و قابل اعتماد استفاده نشده است.
نماینده چین هم با قطعنامه مخالفت کرد و گفت هیچ کشوری وضعیت کاملی در زمینه حقوق بشر ندارد. نماینده ژاپن به وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد کرد ولی همزمان گفت که با ایران در این خصوص در حال گفت وگو است واینکه ایران با مکانیسم های سازمان ملل همکاری می کند. ژاپن گفت که از پیش نویس بدون اینکه ازحامیان اولیه آن باشد حمایت می کند.

نامه‌ی بیست و هفتم محمد نوری‌زاد به خامنه‌ای | پشت پرده‌ی قدرت در ایران و نقش آن “باغبان زیرک” یا شوروی سابق







به نام خدایی که هوش آفرید
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران حضرت آیة الله خامنه ای
در نامه ی پیشین، به پشت پرده ی قدرت در ایران اشاره کردم. این که با پیروزی انقلاب، علاوه بر روحانیان فهیم و کاردان – که تعدادشان به ده نفرنیز نمی رسید – جمعیت کثیری از روحانیان کارنابلد، و روضه خوانان سراسیمه، و انقلابیون بی تجربه، با همه ی صداقت و خلوصی که داشتند، بر مسند قدرت جلوس فرمودند. و بخاطر تخصصی که در اداره ی کشور نداشتند، فضا را برای برآمدن وابستگان پرده نشین اسراییل و آمریکا واگشودند و رشته ی حساسیت های کشور را دانسته و ندانسته به دست همان پرده نشینانی سپردند که به جزیی ترین امور کشور وقوف داشتند و ما از زیرکی شان بی خبر بودیم.
ساده لوحانه، گمان همه ی ما بر این بود که انقلابی شده است و ما توانسته ایم به یُمن شور انقلاب فضولات استعماری – چه داخلی اش را و چه خارجی اش را – به دوردست های بودن و نبودن بتارانیم. جوری که خیلی زود رقبا را از هستی ساقط کردیم و زیر و بالای همه ی مناسبات کشور را به دست باکفایت روحانیان و حامیان آنان وانهادیم. این باور اما، غلط ترین تصوری است که می شود به ترسیم آن دست برد. چرا که اداره ی کشوری در اندازه ی ایران، با سواد و تجربه ای که روحانیان و حامیانشان نداشتند ممکن نبود.
بی سوادیِ مفرطِ انقلابیون در حوزه های مختلف، خلأ تخصصیِ ژرفی در اداره ی کشور پدید آورد. چه در حوزه های سیاسی و بین المللی، و چه امنیتی و اطلاعاتی، و چه نظامی و اقتصادی. این خلأهای برآمده از ژرفای بی سوادی، آنهم در شتابِ دنیای عقل و تخصص و ارتباطات، به مدد کسانی ترمیم شد که نرم نرم از پس پرده سربرآوردند و به مدد ما شتافتند و همزمان مطالبات پنهان خود را تعقیب کردند و ما انقلابیون کمترین امکان و فهمی در کشف آنان نداشتیم.
من در این نامه، بنا دارم به وجه دیگر آن “باغبان زیرک” اشاره کنم. به: شوروی سابق، و: روسیه ی اکنون! که در بلعیدن کشور ما سابقه ای بس وسیع دارد. و عجبا ما انقلابیون، بجای آن که از این دشمن شمالی خود متنفرباشیم – که ازسالهای دوربه این سوی، جز روفتن اعتبار و آبرو و سرمایه های ملی ما هیچ دأب دیگری نداشته – همه ی نفرت تلنبارخود را به سوی آمریکا و اسراییل تلمبه زده ایم و نرم نرم شعار”نه شرقی نه غربی” را به نفع شوروی و روسیه تعدیل و ترمیم فرموده ایم:
۱ – جناب شما بیست و سه سال از عمر و استعداد جمهوری اسلامی را به سویی متمایل فرموده اید که این همسایه ی شمالی نه تنها از گردونه ی شعارهای پرحرارت ما جان سالم بدربرده، بل: بنا به توصیه ی حضرت شما، ما را به التماس – آری به التماس – به آغوش او نیز درانداخته است. و او که برخلاف ما خامان، هفت خط و کارآزموده است، چنان کلاهی بر سر ما نشانده که ما اکنون، برای آب خوردن در مجامع بین المللی، به لیوان قی کرده ی او محتاجیم.
۲ – کودکان نیز می دانند که پول توجیبی خود را در جیب فروشنده ی دوره گردی که چند بار از او نامردی و دروغ و بدقولی دیده اند، نیندازند. بدا بحال ما که از کودکان نابالغ نیز ساده دل تر بوده ایم و مرتب توسط نوچه های داخلی روسیه از این شانه به شانه ی دیگر درغلتیده ایم و اسمش را زیرکی نهاده ایم.
۳ – شوروی، بنا به رسالت کمونیستی اش، از یک حسادت ریشه دار نسبت به آمریکا در رنج بود. و این رنج را در سایه ی مبارزه با امپریالیسم پنهان می کرد و برای این مبارزه نیز هزینه ها می پرداخت. علیه سرمایه داری و علیه آمریکا کتاب و فیلم و شایعه تولید می کرد و این نفرت و حسادت فلسفی را به دستگاه های دیپلماسی و ورزشی و معادلات علمی و پژوهشی خود نیز تزریق می فرمود. ظهورتازه نفسی چون انقلاب اسلامی ایران با نفرتی که از آمریکا در انبان داشت، برای کمونیست های پیر و فرسوده تماشایی بود. دستگاه های دیپلماسی و جاسوسی شوروی، و احزاب ایرانیِ متمایل به شوروی، سالها برای بسط و گسترش نفرت از آمریکا در ایرانِ پیش از انقلاب کار کرده بودند.
۴ – با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شعار نه شرقی نه غربی مثل فواره بالا جهید و بسیار زود فروکشید. در آن سالها این شعار، بسیار بیش از آنکه شرق و غرب را بترساند، موجبات انبساط خاطر آنان را فراهم می کرد. شرق و غرب، مثل بزرگترهایی ایستاده بودند و از بالا به جست و خیز کودکی در زیر پایشان نگاه می کردند. کودکی که آب دماغش سرازیر بود و صورتش چرک و پیراهنش چروک و کفشهایش: لنگه به لنگه. و همین کودک، رو به بالا برای آنان دهن کجی می کرد و خط و نشان می کشید.
۵ – داستانک تسخیر ناگهانی و غافلگیرکننده ی سفارت آمریکا، همه ی انقلابیون ما را به کامِ از پیش مهیایِ خود کشاند. شوروی، طراح بازی های فکری بود. و تسخیرلانه ی جاسوسی نیز می توانست یک بازی فکری و کامپیوتری باشد. کودکانی از در و دیوار سفارت بالا می روند و آنجا را اشغال می کنند و به ضرب این فتح الفتوح بی نظیر، آمریکا می شود دشمن، و شوروی می شود رفیق. این بازی کودکانه و از پیش طراحی شده، آنچنان به چهارستون فکری انقلابیون ما چفت بست که باب مذاکره با آمریکا را برای همیشه بست. و: عرصه را دربست به شوروی سپرد. جوری که آن کودک ژولیده، با گرمای ناشی از تسخیر لانه ی جاسوسی سرگرم بود و شوروی نیز از مکانی که در آغوش خود برای آن کودک بی نوا می آراست.
۶ – مرگ بر شوروی، بی آنکه کام کسی را برآشوبد، از حنجره ی مردم ما فاصله گرفت. و انرژی معطلش را به مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سپرد. آمریکا نیز از آن بالا غش غش به رفتار کودک زیرپای خود می خندید و می گفت: عیب ندارد، هرچه می خواهی به من فحش بده و مرگ مرا آرزو کن. تو با فحش هایت سرگرم باش و من با آینده ای که از تو می بینم. و درآمدها و فرصت هایی که تو با بی عقلی ایت نصیب من می کنی. بیش از پیش!
۷ – شوروی با همه ی کودنی اش در لج و لج بازی با آمریکا، پشتش اما به قرن ها تجربه و علم و امپراتوری گرم بود. و ما، پشتمان به منبر و تئوری های فرسوده ی حوزوی، و سلسله های ابتر پادشاهی، و قتل و غارت و دروغ و بی سوادی. هم آمریکا و هم شوروی، خیلی زودتر از مردمی که با هیجان شعار می دادند: نه شرقی نه غربی، پایان این رفتار بچگانه را می دیدند. آمریکا و شوروی دست بر شانه ی هم نهادند و قدم زدند و تفریحکی را آغازکردند. آمریکا بصورت ظاهر عقب کشید و امتیاز بالاکشیدن ثروت این بچه را برای رقبای کمونیست خود باقی گذارد و خود در جایی دیگر از شوروی و چین امتیاز گرفت. جنگی را بجان ما درانداختند و تا توانستند کشورهای منطقه را از ما ترساندند و فراورده های از رده خارجِ تسلیحاتیِ در انبار مانده ی خود را به همه ی ما فروختند.
۸ – با جدی شدن جنگ، کودک لجوج و ژولیده ای که در معرض غرق و اضمحلال بود، قدم به قدم که نه، ناگهان از شعارهای خود دست شست. و همان دست را به دامان شوروی و چین قفل بست. عقل اولیه اش می گفت: کبریت این جنگ را شرق و غرب بجان او کشیده اند. بعدها صلاح دید که بگوید: این غرب است که چشم دیدن او را ندارد. پس کودک بی نوا باهمه ی استعداد حنجره اش غرب را نواخت. درست درحالی که دستش به دامان شرق بود. و درست درحالی که موجبات تفریح شرق و غرب را فراهم می کرد.
۹ – زمان زیادی از شروع جنگ سپری نشده بود که انقلابیون ما، کم کم به آغوش شوروی نقل مکان کردند و در آمریکاستیزی از او جلو زدند. و در این میان جایی نیز در آغوش چین برای خود واگشودند. شوروی ها بعد از هفتاد سال از لجاجت جاهلانه ی خود علیه سرمایه داری دست شستند و همه ی این ولع پوک را به کام ما ریختند. که: بیا، افتخار و لذت آمریکاستیزی دربست مال تو. هرچه می خواهی هزینه کن و شعار بده و خوش باش.
۱۰ – جنگ با خسارات بسیار، و بی آنکه کمترین غباری بر کفش شرق و غرب بنشاند، پایان پذیرفت. جنگ هشت ساله ی ما در کل، نقشه ای بود برای فروش اسلحه های در انبار مانده ی شرق و غرب، و تحلیل بردن سرمایه های ملی ما. این داستان که: برآمدن انقلاب اسلامی ما برای شرق و غرب نگران کننده بوده است، افسانه ای بیش نیست. از کجا این را می گویم؟ از آنجا که در همان سالهای پایکوبی ناشی از پیروزی انقلاب، هزاران تُن مواد مخدر در ایران به مصرف می رسید. و می رسد. و هزاران تن از دخترکان ما به تن فروشی برده می شدند. و برده می شوند. و درست درحالی که میلیونها جوان ما بیکار بودند و هستند، هزاران نفراز ابن الوقت های مرتبط با انقلاب، زد و بند می کردند و ثروت می اندوختند و می اندوزند. یک چنین کشوری با هر شعاری که از دهان بیرون بدهد چرا باید برای شرق و غرب نگران کننده باشد؟
۱۱ – شورویِ کمونیستی فروکشید و جایش را به روسیه سپرد. در این جابجایی، درسی بود که ما متعمدانه از آموختنِ آن روی برگرداندیم و خود را با ندیدن و نشنیدن آن فریب دادیم. این درس که: حکومت های ایدئولوژیک، سرنوشت مشترکی دارند. و فروپاشی آنان، حتمی ترینِ این سرنوشت مشترک است.
۱۲ – شوروی که فروپاشید، دست معطل ما بدون وقفه به دامان روسیه چنگ برد. چرا که روی تک تک ما سالها کار شده بود. ما اهل فکر نبودیم. یعنی سواد فکرِ داخلی و بین المللی نداشتیم. این دیگران بودند که بجای ما فکر می کردند. مثل کودکی که راه رفتنش به مدد بزرگترها باشد. دستش را که رها کنند، به زمین می خورد و به خود آسیب می رساند. شوروی از هم پاشید؟ بپاشد، بهتر، روسیه که هست. آنهم با آغوشی گشوده تر. و بی خجالتِ مناسبات کمونیستی!
۱۳ – صدای شکستن استخوانهای کمونیسم ما را مست کرد. ما مست بودیم از این که یک ابرقدرت، بواسطه ی ظهورانقلاب اسلامی از هم پاشیده است و عنقریب فصل فروپاشی ابرقدرت بعدی فرامی رسد. از فروپاشی شوروی، مستی اش برای ما ماند و هستی اش برای روسها. پس هست ما چه می شود؟ هست شما؟ چشم: آن کودک ژولیده و بظاهر لجوج را درطبقی جا دادند که هست خود را از روسها التماس کند و برای هست روسها دست به کیسه ی خود ببرد. باورِ این که عده ای از کارگزاران پنهان روسها در ایران اسلامی، از معتمدین انقلاب و پاسداران و روحانیان باشند، کمی ناممکن به نظر می رسد، نه؟ آنان را از رد پایشان باید شناخت. که نشانتان می دهم:
۱۴ – و شما رهبر شدید. و درهای بسته را یک به یک به روی روسها واگشودید. که اصلی ترینِ آنها ورود به داستانک انرژی هسته ای است. داستانکی که باغبان زیرکِ روسی برای شما تدارک دید و نوچه هایش را برای تحریص و تحریک و تطمیع، به سمت اطرافیان شما گسیل نمود. تا آنان بعنوان کشف خود، شما را ازهیجان آن لبریز کنند. طبق توافقات پس پرده، همه ی اطرافیان آمریکا از راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر عقب نشستند و عرصه را برای روسها خالی گذاردند. و شما ای بزرگوار، بهمین سادگی فریب خوردید. و به بازی ای داخل شدید که برای شما تدارک دیده شده بود. و روسها تا توانستند – شرمنده ام – ما را دوشیدند.
۱۵ – داستانک تولید بمب هسته ای از همان بازی های کامپیوتری است که از هیجان سرشار است. این که: نیروگاه اتمی بوشهر را بازسازی می کنیم. پول بدهید. دادیم. همزمان و پنهانی تأسیسات اتمی علم می کنیم. پول بدهید. دادیم. پنهانی اورانیوم مختصر داخلی را غنی می کنیم. پول بدهید. دادیم. پنهانی بمب اتم می سازیم. پول بدهید. دادیم. و همان بمب اتمی را بر سر اسراییل می کوبیم و از صفحه ی روزگار محو و نابودش می کنیم. پول بدهید. دادیم. به این تخیلات می گویند: بازی کامپیوتری. که مخاطبش عمدتاً کودکانند. و ما چه گران و پخمه گون به خرید این بازی دست بردیم و بدان مشغول شدیم. سالها بعد، هیجانمان که فرونشست، دیدیم ای عجب، زمان رفته و سرمایه رفته و مخمصه ای به اسم “تنهایی و تحریم” به دست و پای ما تنیده. ما درست به همان راهی درافتاده بودیم که از ابتدا برای ما طراحی کرده بودند. راهی یکطرفه و بدون بازگشت. که ما با پول و آبروی خودمان، برای آزمایش ها و طرح های پنهانی روسها در کشور خودمان فضا پرداخته بودیم.
۱۶ – بازی به مرحله ی تازه ای ورود می کند. در یک بزنگاه، خود روسها داستانک پنهان اتمی ما را برملا می کنند. که: ایران در حال رفتن به سمت تولید بمب هسته ای است. بصورت ظاهر آمریکا و اسراییل و مجامع جهانی بر روسها فشارمی آورند. که چه؟ که با ایران همکاری نکن. و روسها با هر فشار، بیش از پیش ما را می دوشند. و به ما می آموزند که تا می توانید مذاکرات هسته ای را کش بدهید. و برای خود زمان بخرید. و حال آنکه این خرید زمان و کش دادن، برگ دیگری از داستانک هسته ای است. برای دوشیدن بیشتر. این شد که ما نحیف و نحیف تر شدیم و روسها پروارتر. روسها در تأسیسات اتمی ای که برای ما علم کرده بودند، طرح های در سینه مانده ی خود را سامان می دادند و پولش را از ما می گرفتند. بلی از ما، که هیچ نمی دانستیم آنان در دخمه های اتمی ما چه می کنند.
۱۷ – شما آقا عجبا که از ابتدای رهبری خود تاکنون، یک تشر ناقابل بر سر این ابرقدرت روس برنیاورده اید. و همین ما را کمی به وادی شک و تردید درمی اندازد. این که: مگر می شود کشوری اینهمه توسط روسهای سیری ناپذیر دوشیده شده باشد اما رهبر بصیر این کشور یک تشر ناقابل به او نزده باشد؟ که: بس کن! سیر نشدی مگر؟ خجالت بکش! من شخصاً همه ی سخنان شما را در دوران رهبری و پیش از آن مرور کرده ام تا چیزکی به اسم تشر به روسها بیابم اما نیافتم. یعنی انتظار داشتم در برابر توفانی که مرتب از کلام شما به چهارستون آمریکا و اسراییل می کوبد، یک نسیمکی نیز به جانب روسهای هفت خط وزیدن بگیرد. که دیدم نیست. نیافتم.
۱۸ – شما که در هر مسئله ی جزییِ داخلی دخول می فرمایید، عجبا که از کنارِ روبیدن حق ملی ما در دریای خزر سرگرداندید. که لابد به چشم خود نبینید روسها بابت همان نیروگاه نیم بندی که برای ما می سازند، و برای تأسیسات پنهانی ای که به اسم ما و برای خود مدیریت می کنند، حق ملی ما را از دریای خزر انکار می کنند و چه باج هایی که از ما نمی ستانند. جالب تر این که در تمامی این سالها، این روسها بودند که جیب ما را خالی می کردند اما شما مردم را مرتب به ترسیدن از آمریکا بشارت می دادید. و البته می دهید. شرمنده ام: شما مردم را به زندگی در متن شعار ترغیب و تربیت فرموده اید. شعارهایی که هیچ یک از آنها پشتوانه ای از تدبیر و درایت با خود ندارند. چگونگی اش را با شما می گویم:
۱۹ – روسها پول های ما را بالا کشیدند و بردند و می برند اما شما بی اعتنا به دزدی های آشکارشان، مرگ بر آمریکا می گویید. روسها به ما دروغ گفتند و ما را فریفتند و همچنان می فریبند اما شما مرگ بر آمریکا گفته اید و می گویید. روسها بخشی از حق ملی ما را در دریای خزر ندیده گرفتند و از شما امضا نیز گرفتند اما شما مرگ بر آمریکا می گویید. روسها دست ما را در حنای هسته ای نهاده اند و مرتب از ما بابت کارهای نکرده شان پول می گیرند و شما یک نهیب به آنها نمی زنید. پول موشک های اس ۳۰۰ را چند مطابق از جیب ما برمی دارند. و بعد، موشک که نمی دهند، طلبکار نیز هستند و شما یک اخطار خشک و خالی به آنها نمی دهید. آخر این چه صلابتی است که یک دزد در روز روشن به خانه ی ما داخل شده و فرش زیر پای ما را می کشد و می برد و ما به سمت بیرون خانه داد می زنیم: آهای عقرب جرّاره، مگر دستم به تو نرسد؟
۲۰ – می دانم که از داشتن و تقویت حزب الله لبنان بسیار مشعوفید. شما از نان سفره ی مردم ایران برداشته اید و حزب الله و دیگران را تجهیز کرده اید. این روزها موشک های ساخت ایران، از داخل غزه شلیک می شوند و به شهرهای آنسوی تل آویو نیز اصابت می کنند. اینها برای شما غرورآفرین است. که محصول دسترنج خود را در آنسوی مرزها مشاهده می کنید. دلم نمی آید بگویم: این داستان تجهیز حزب الله و فلسطینی ها نیز از آن داستانک های روسی است. که مبتنی بر نیاز روانی ما به گوش ما خوانده اند و بساط روبیدن پولهای ما را گسترانیده اند. یعنی ذات داستان حزب الله و فلسطین، فرایندی است که ما با ظاهرش خوشیم و روسها با باطنش. که به این بهانه هرچه می خواهند از پول ما بر دارند. و البته چینی ها نیز. با تجهیز سایت های موشک سازی ما. که همه اش روسی و چینی و کره ای است. خدا بدهد برکت. آرمانها برای شما و پولهایتان برای ما. چرا نگویم: ویرانی و کشتار این روزهای سوریه، ربط وثیقی در همین هیاهوی روانی ما دارد؟ یادمان باشد: سوریه را ما و شما ویران کرده ایم و ما و شما مردمانش را به خاک و خون کشانده ایم.
۲۱ – برای یافتن سرنخ های زیرکی باغبان روس، به عقب برگردید. به روزهایی که ما بخاطر بی سوادی و کارنابلدی، و گره خوردن کارهای مملکتی، کاسه ی چه کنم پیش روی خود نهاده بودیم و برای برون رفت از ورطه های پی درپی بر سر می کوفتیم. یا نه، همین حالا به اطرافیانی بنگرید که برای شما از کشف و شهود و زیرکی خود خبر می آورند. درست در بزنگاه پریشانی و درهم شدگی کارهای مملکتی. که می بینیم دوستی با تبسمی نشسته بر لب، نرم و بی صدا، به جمع افسرده ی ما داخل می شود و پیشنهادی می دهد و همه ی ما را به وادی بهت و وجد و سرور درمی اندازد. و وقتی از او می پرسیم این راهکار استثنایی و پیشنهاد راهگشا چگونه به ذهن مبارک شما خطورکرده است، بادی به عبا و غبغب خود می اندازد که: سر سجاده به دامن کبریایی حضرت حجت دخیل بستم و… و حال آنکه او، بی آنکه خود بداند، تنها حامل پیام آن باغبان زیرک است. باغبانی که ازهمان ابتدای انقلاب نوچه های رده ی پنج خود را برای تقدیم راهکارهای استثنایی به در خانه ی حضرات حجة الاسلام والمسلمین ها و دیگرانی که مورد اعتماد ما و شما بوده اند، گسیل می فرموده است و آنان را با شتابِ این که : یافتم یافتم، به میان جمع وامانده ی نام آوران روانه می کرده است. و چرا هنوز نیز نکند؟
۲۲ – این روزها محرم است و مرثیه خوانان به همت دستگاههای دولتی و تبلیغی، و در رقابتی باورنکردنی از مردم اشک می ستانند. بابت واقعه ی جانسوزی که در تاریخ دور شیعی رخ داده. بی آنکه فراتر از لخته های خون حسین (ع)، به لخته های سخنان و راهِ وی عنایت کنند. چرا نگویم: برای حاکمیتی که از یک “چرا” ی مردم می هراسد، مردمی مطلوب اند که برای تشنگی حسین و خویشان حسین بر سر و سینه بزنند، نه این که با نگاه به راه و کلام حسین از حاکمان خود بپرسند: اگر حسین تن به ذلت نداد، شما چرا تن به ذلت سپرده اید؟
۲۳ – تقاضا می کنم درحالی که به چند و چون نوشته ی من می اندیشید، دستور بفرمایید علی الحساب دزدان سپاه و دزدان اطلاعات، پنج دستگاه کامپیوتر و دوربین و ابزار کار و عکس های خانوادگی مرا که سالها پیش برداشته و برده اند به من برگردانند. من کاری به دزدی های دیگرشان ندارم. به آنان بفرمایید: سه سال زمان، فرصت خوبی برای تخلیه ی اطلاعات از حافظه ی کامپیوتر نوری زاد بوده است. حالا همت کنید و پوسته ی فرسوده ی دستگاههای او را به او بازبگردانید. با عکس ها و فیلم های خانوادگی اش. اگر این بزرگواری شما شامل حال من و سایر زندانیانی شود که پولها و طلاها و اقلامی را ازخانه و زندگی شان برداشته اند و برده اند، امتنان ما همیشه با جناب شما خواهد بود.
۲۴ – من نمی دانم تا کجا می خواهید در مسیری که روسها برای شما تدارک دیده اند پیش بروید. اما می شود انتهای این مسیر را از همین اکنون مشاهده کرد. این نامه، نامه ی بیست و هفتم است و من در نامه ی نخست خود از دام روسیه و چین سخن گفته ام و شما را از سپردن مناسبات داخلی و بین المللی کشور به این دو برحذر داشته ام. که البته می دانم کار از کار گذشته است و ما تا گردن در باتلاق روس و چین فرو رفته ایم و خروجمان به سهولت ممکن نیست.
با این همه، اگر هنوز بر این باورید که قدرت نخست کشور شمایید، یا سرداران فربه ی شما، یک نگاهی به اطرافیان قدیمتان بیاندازید که: همه را یا کشته ایم، یا بی آبرویشان کرده ایم، یا زندانی شان کرده ایم، یا به دوردست ها رانده ایم و اموالشان را مصادره فرموده ایم، یا خودشان کار ما را راحت کرده اند و به دیار باقی پای نهاده اند. بنگرید که چه تنها مانده اید. و گرفتار در گردونه ای که هرچه روسها بفرمایند، شما را چاره ای جز اجابت نیست. پس دامنه ی این سخن برچینم و بگویم: قدرت نخست در جمهوری اسلامی ایران، در پس پرده است. بی آنکه خودی بنمایاند. همو که جاسوسانی از سرداران سپاه و روحانیان و معتمدان را به سوی شما گسیل می کند. تا فراورده های او را به اسم کشف و شهود خود برای شما ارمغان آورند و شما را به راهی در اندازند که قرار است در آن قرار گیرید.
روزگاری ما این سخن مرحوم شریعتی را که: ” امضای روحانیان پای هیچ معاهده ی ننگین استعماری دیده نشده”، بر چشم می نهادیم و بدان غرور می ورزیدیم. اصلاً هم از شریعتی عزیز نمی پرسیدیم: روحانیان کجا دارای مسئولیت و پست و مقام بوده اند که رد امضایشان در معاهدات ننگین دیده شود؟ اکنون به شریعتی می گویم: ای عزیز، برخیز و تا دلت می خواهد امضای روحانیان را پای خفت بارترین اسناد استعماری ببین و برای ما روحانیت را دوباره از نو معنا کن.
۲۵ – این نامه را هدیه ی من به خود تلقی فرمایید. هدیه ی دوستی که به ایران و ایرانی عشق می ورزد. و برای شما نام نیک می خواهد. نمی دانم این نامه آیا به منظر شما خواهد رسید یا نه. مرا به دادسرا فراخوانده اند. شاید مجدداً به زندان بروم. اگر مرا توفیقی بود، از همان زندان برای شما خواهم نوشت. وگرنه، دیدار به قیامت. از من به شما نصیحت: به این فکر کنید که در تبعیدید. در ایرانشهر. و هنوز انقلاب نشده. دوست می داشتید چگونه با شما و با اهل شما رفتار می کردند؟ پس شما نیز با زندانیان و تبعیدیان و مهاجران و خانواده هایشان و همه ی آنانی که از این انقلاب زخمِ بی دلیل خورده اند، همان کنید. والسلام
محمد نوری زاد
بیست و نهم آبانماه سال نود و یک
اشاره: این نامه قرار بود در هفته ی نخست زندانی شدن آقای نوری زاد منتشر شود. که شکر خدا وی از دادسرای فرهنگ و رسانه به زندان نرفت و ما انتشار آن را تا امروز به تعویق انداختیم.