درور بر شما -- خوش آمدید



وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .


جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.

نابود باد حکومت جهل اسلامی .

=======================================

زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **

=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با
حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================


The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:

http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31

==========================


the new address Of My face book is :

https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2

Please add my new address in your face book.

-------------------
My Web-blogs are :

http://Human-rights-Iran.blogspot.com



Thank you so so much

Yours sincerely

Cyrus Parsi
.

-----------------------------------------------------------------

لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .

در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان
(Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .

Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org

Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================

وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )


۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

حضور سبز، نمايشنامه روز قدس را رسوا خواهد کرد




جنبش سبز به خوبی دريافته است که پاشنه آشيل غول استبداد دينی آگاهی مردمان است. وقتی پايگاه جهل و خرافه و دروغ فروپاشد، غول استبداد دينی خود به خود ذوب خواهد شد. و روز قدس يکی از همان روزهايی است که بنای نامشورع جور بر آن بنا شده است.


خبرنگاران سبز/ احمد سعیدی:
 
حکومت ايران، مدعی است که جنبش سبز را به طور کامل سرکوب کرده است، اما حتی از برگزاری شب‌های قدر در حرم بنيانگذار حکومتش هم هراسان است و آن را تعطيل کرده است. کشور هنوز پادگان است و لرزش دست و دل کودتاگران از دور هويداست اما ادعای مضحک فتح جنبش را دارند.

در خيال کودتاگران، فتح خيابانها فتح جنبش است، اما نمی دانند که جنبش سبز دلها را فتح کرده است، و دلهای مردم جايی است که با لشکرکشی و حکومت نظامی فتح نمی شود. وقتی دلها با حکومت نباشد، خيابانهای مرده شهر خبر از آتشی می‌دهد که در زير خاکستر و در انتظار بهانه‌ای برای شعله‌ور شدن است.

برخلاف اين آشفتگی در آوردگاه متزلزل کودتا، در اردوگاه سبز وضعيت متفاوت است. جنبش سبز بعد از آن راهپيمايی‌های ميليونی، به اين باور رسيده است که بيشمار است و به اين بلوغ سياسی هم رسيده است که نبايد همه چيز را در خيابان جستجو کند. مگر چند بار بايد بی شماريشان را اثبات کنند؟

جنبش سبز به خوبی دريافته است که پاشنه آشيل غول استبداد دينی آگاهی مردمان است. وقتی پايگاه جهل و خرافه و دروغ فروپاشد، غول استبداد دينی خود به خود ذوب خواهد شد. و روز قدس يکی از همان روزهايی است که بنای نامشورع جور بر آن بنا شده است.

حکومتی که در نوع خودش ظالمانه ترين و وحشيانه‌ترين روشها را برای سرکوب مردمان خودش به کار برده است، امروز مدعی دفاع از حقوق فلسطينيان در برابر ظلم دولت نظامی اسراييل است. اين دروغ بين المللی صرفا از زبان دولت کودتا گفته نمی‌شود، بلکه با برگزاری راهپيمايی‌های صوری در حمايت از مردم فلسطين، می‌خواهند دروغشان را در نقابی گمراه کننده به نام مردم ايران جلوه دهند.

خوشبختانه عليرغم همه تدارکاتی که دولت کودتا انديشيده بود، حضور مقتدرانه سال گذشته جنبش سبز، نقاب را از چهره فريبکار حکومت ايران برداشت و پيامی شفاف را به دنيا مخابره کرد. امسال نيز روز قدس ديگری در راه است و کودتا در پی چينش نمايشنامه دروغين ديگری است.

از يک سو، می خواهند دروغ سی ساله‌اشان در دفاع از مظلوم را تکرار کنند و از سويی ديگر و در صورت عدم حضور جنبش سبز، می‌خواهند مارش دورغين پيروزی کامل را بنوازند. از همين روست که جنبش برای مقابله با اين طرح‌های شوم، در حال برنامه‌ريزی برای حضور سبز ديگری است.

بديهی است با هيمنه‌ای که دولت کودتا برای جلوگيری از تکرار رسوايی سال گذشته تدارک خواهد ديد، قرار نيست و ممکن هم نيست که با هزينه بسيار راهپيمايی ميليونی به نمايش گذاشته شود، اما همينقدر که اين نمايش کودتايی رسوا شود، خودش يک پيروزی است. همينقدر که خيابان‌های شهر چهره نظامی به خود بگيرد و سربازان دولت نظامی ايران همچون نظاميان اسراييلی برای جلوگيری از حضور واقعی مردم در خيابان قطار شوند، نمايش مضحکشان شکست می‌خورد.

در بدترين ( وشايد بهترين) شرايط، اگر باتومی بلند کنند و اگر گلوله‌ای شليک کنند، افتضاحی جهانی را به نمايش خواهند گذاشت که قابل پرده پوشی نيست و پيام جنبش سبز دگرباره جهانی می شود.

اهالی جنبش سبز در خارج از کشور نيز می‌توانند همزمان با روز نمايشنامه قدس، تصاوير سرکوب مردم ايران را به جهانيان نشان دهند و به رسوا کردن اين نمايش ياری رسانند. کافی است شعارهايی نظير دولت ايران دروغ می‌گويد در کنار تصاوير سرکوب قرار گيرد، تا هم پيام مردم ايران به دنيا مخابره شده باشد و هم از خرج کردن دولت کودتايی ايران از مشروعيت جعلی برای حمايت دروغين از مردم فلسطين جلوگيری شود.

جان کلام اينکه، روزهای سبز در راه است و نشاط در اردوگاه جنبش و هراس در لشکرگاه کودتا خود نشان از پيروزی زودهنگام جنبش سبز دارد. می توانيم با اين اميد، روزهای آينده را برای حضوری مدبرانه  برنامه ريزی کنيم.


 منبع خبری : خبرنگاران سبز
------------- 
 

داستان آن روباه و اینکه مصلحی شاهد جنتی می‌شود

خبرنگاران سبز/ نقد و نظر/ سیاست/ مهیار فراورده: 

پس از اتهام احمد جنتی دبير [مادام العمر] شورای نگهبان به رهبران سبز، از وی خواسته شد که برای اتهام کمک يک ميليارد دلاری آمريکا به رهبران جنبش سبز سند ارائه کند. پس از يک ماه سکوت و بحث‌های گوناگون در داخل و بيرون مجلس، "نظام" راه چاره را در آن ديد که نقش "شاهد" را به حيدر مصلحی وزير اطلاعات بسپارد.

حيدر مصلحی روز چهارشنبه سوم شهريور نه تنها تأييد کرد اين اتهام "واقعيت" دارد، بلکه ادعا کرد که کمک کشورهای خارجی به رهبران جنبش اعتراضی حتی "بيش از يک ميليارد دلار" بوده است. (+)

دلايل حيدر مصلحی برای تأييد ادعای مطرح شده همانقدر مستند است که دلايل اتهام "محارب" به آزاديخواهان دربند، و همان اندازه ارزش حقوقی دارد که اعتراف های گرفته شده در زير شکنجه.

يکی از مستندات حيدر مصلحی که بعنوان "شاهد روباه" به صحنه آمده، «اقرار فردی مرتبط با اين رهبران» است که پس از دستگيری به «دريافت مبلغ قابل توجهی پول از سوی دشمنان انقلاب اقرار کرده است.»

حيدر مصلحی خود بخوبی می‌داند وقتی با فرو کردن متوالی سر يک روزنامه نگار در کاسه توالت، او را مجبور می‌کنند تا به ارتباط نامشروع با نواميس سران معترضين اعتراف کند، بنابراين چه بسا "آن فرد" مورد نظر مصلحی نيز در زير فشار چنان اقراری که وی ادعا می‌کند کرده باشد. اين موارد در "نظام" حاکم بر ايران چيز تازه‌ای نيست که برای مردم فاش نشده باشد.

اما انتخاب مصلحی برای مأموريت "شاهد روباه" بدون دليل و مناسبت نبوده است، چرا که وی در روز سه شنبه ۱۹ مرداد در بيست و هفتمين اجلاس رؤسای آموزش و پرورش مناطق کشور گفته بود: « آنها [استکبار] در فتنه پارسال حدود ١۷ ميليارد دلار در ايران هزينه کردند.» (+)

مستندات مصلحی در مورد ادعای فوق همانقدر دروغ است که خود ادعا. وی «ترويج فرقه بهاييت در برخی مدارس کشور» را از فعاليت های استکبار دانسته و ادعا کرده که «بهايی‌ها با ايجاد مراکز آموزشی، مهد کودک و مدارس غيرانتفاعی به مقاصد سوء خود دست می‌يابند.»

براستی، در حاليکه مساجد سنی ها را که مسلمان نيز هستند در اقصا نقاط کشور ويران کردند و برخی از رهبران مذهبی آنها را به بند کشيدند، کدام مهد کودک و مدرسه بهايی در کشور در حال فعاليت است؟

سند ديگر مصلحی برای توجيه رقم ١۷ ميليارد دلار، از همان دست اعترافاتی است که می‌شود زير فشار گرفت: «برای نمونه فردی که پشتيبانی خبری برای سران فتنه داشته، چندی پيش دستگير شد و به کمک‌های سرويس‌های اطلاعاتی سيا (CIA) اعتراف کرده است.»

تنها آدرسی که مصلحی از ١۷ ميليارد دلار ادعايی خود می‌دهد، يک رقم ٣١۵ هزار دلاری است که به نوشته جهان نيوز «استکبار در مقطعی بيش از ٣١۵ هزار دلار در اختيار اين تشکل قرار داد.» (+) اينکه اين پول در کدام مقطع زمانی و به چه وسيله ای به تشکل رسيده و چگونه مصرف شده، مواردی نيستند که وجدان مصلحی را ناراحت کند.

البته آقای مصلحی در همين رابطه، کانون صنفی معلمان ايران را "تشکلی ضد انقلابی" خوانده است و معلوم نيست درک او از انقلاب چيست.

باری، معممينی که در لباس روحانی زير نام اصولگرا در کودتای انتخاباتی با نظاميان هم‌آواز شدند، بايد تا کنون دريافته باشند که هدف "باند احمدی نژاد" تنها کوتاه کردن دست اصلاح طلبان از قدرت نيست، بلکه آنها در نظر دارند تا "روحانيت" را نيز بکلی از حلقه قدرت خارج کنند.

شاهد اين ادعا رحيم مشايی است که سازی کاملا مخالف ساز رهبری کوک کرده و آهنگ‌هايی می نوازد که به هيچ ترتيبی به گوش رهبری خوش نمی‌آيد، اما خامنه‌ای جرأت مقابله با وی را ندارد و از اينکه خواستار برکناری او شود درمانده است.


منبع خبری : خبرنگاران سبز

-------------------------

وزیر علوم: دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود



وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد که پیشتر در سخنانی وظیفه دانشگاه‌ها را «تربیت سرباز برای امام زمان» دانسته بود، در سخنان تازه خود گفته است، دانشگاه‌های مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی روز یکشنبه در سخنانی در دانشگاه علم و صنعت، وظیفه دانشگاه‌ها را «کادرسازی برای نظام» دانسته است.

این وزیر کابینه محمود احمدی‌نژاد در این باره افزوده است: «در صورتی که فضای دانشگاه در اختیار چپاولگران شرق و غرب قرار گیرد، آنها فضای اسلامی دانشگاه را به فضای لیبرال دموکراسی مد نظر خود تبدیل می‌کنند و شاخص‌ها و ارزش‌های دانشگاه و تعریف توسعه و پیشرفت را بر اساس همان چیزی که خود می‌خواهند قرار می‌دهند.»

کامران دانشجو همچنین در بخش دیگری از سخنان خود در تشریح دانشگاه مطلوب در جمهوری اسلامی گفته است: «اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که در آن متدیننین، فرهنگ انتظار و فرهنگ بسیج مورد تمسخر قرار گیرد، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که صدای اذان ظهر در آن بلند نشود به بهانه اینکه به کلاس‌های درس آسیبی نرساند، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که روحانی نتواند در آن وارد شود، اگر دانشگاهی باشد که نه تنها مسجد بلکه یک نمازخانه نیز نداشته باشد که بتوان نماز جماعت را اقامه کرد...، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که نه تنها در تمام ماه محرم و صفر بلکه در تمام طول سال کوچکترین مراسم مذهبی نیز در آن برگزار نشود و به جایش در چهارشنبه آخر سال گفته شود که اشکال ندارد برقصید و پایکوبی کنید ... در یک کلام می‌گویم خوب است چنین دانشگاهی اصلاً وجود نداشته باشد چون اگر این دانشگاه وجود داشته باشد مردم ایران، دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه آن را با خاک یکسان می‌کنند.»

کامران دانشجو که به عنوان رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در دولت نهم نقش عمده‌ای در برگزاری انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری سال گذشته در ایران ایفا کرده است، تاکنون در جایگاه وزیر علوم بارها از تغییر وضعیت دانشگاه‌ها سخن گفته و ساختار کنونی دانشگاه‌ها را غربی دانسته است.

این وزیر دولت دهم در اواسط مرداد ماه در سخنانی یک بار اعتقاد به ولایت فقیه را شرط استخدام استادان دانشگاه‌ها دانسته و گفته بود، وظیفه دانشگاه‌ها تربیت سرباز برای امام زمان است.

وی در این رابطه در جمع «استادان بسیجی» دانشگاه همدان گفته بود: «می‌خواهیم اساتیدی جذب کنیم که به نظام ولایت فقیه معتقد باشند، چرا که ما تعالی و تکامل را مبانی خود قرار داده‌ایم.»

کامران دانشجو همچنین افزوده بود: «یکی از مشکلات اساسی دانشگاه‌های ما این است که غربی تعریف شده‌اند و باید برای حل مشکل، از این فضا خارج شد و فضایی جدید برای خود ایجاد کرد.»

وی در اسفند ماه سال گذشته نیز گفته بود، تمام استادان و دانشگاهیان غیر همسو با نظام جمهوری اسلامی اخراج می‌شوند و روسای دانشگاه‌ها اجازه ندارند، کسانی را استخدام کنند که به ولایت فقیه باور ندارند.

چندی پیش نیز لطف‌الله فروزنده، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی محمود احمدی‌نژاد، خواستار فعال شدن هیئت‌های تجدید نظر به منظور شناسایی و ناامن کردن فضا برای «عوامل فتنه» در دستگاه‌های اجرایی و مقابله با آنها شده بود.

این گونه سخنان در حالی بیان می‌شود، که از هنگام روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در ایران شمار زیادی از استادان دانشگاه‌ها که دیدگاه انتقادی نسبت به دولت داشته‌اند، اخراج یا به اجبار بازنشسته شده‌اند.

این روند به ویژه به دنبال رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و سرکوب خونین اعتراض‌ها به نتایج انتخابات و نیز پس از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در باره آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران شدت بیشتری گرفته است.

رهبر جمهوری اسلامی در شهریور ماه سال گذشته در سخنانی درباره حوادث پس از انتخابات، تدریس بسیاری از مواد علوم انسانی در دانشگاه‌ها را «منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی» دانسته و تحصیل حدود دو میلیون دانشجو در رشته‌های علوم انسانی را «نگران کننده» ارزیابی کرده بود.

پیشتر نیز محمود احمدی نژاد در سخنانی با بیان این که «نظام آموزشی ما ۱۵۰ سال تحت تاثیر اندیشه‌های سکولار و استکباری بوده» دانشجویان معترض به برکناری استادان دانشگاه را مورد حمله قرار داده و گفته بود: «دانشجویان ما باید در حال حاضر علیه اندیشه‌های لیبرال و اقتصاد لیبرالی فریاد بزنند.»

در این میان وزیر علوم دولت محمود احمدی‌نژاد نیز در تازه‌ترین اظهارات خود با اشاره به سخنان تازه رهبر جمهوری اسلامی در باره دانشگاه‌ها گفته است: «مقام معظم رهبری فرمودند دانشگاه آماج توطئه‌های دشمن است. نباید این واقعیت را دست کم بگیریم. لذا معلمان نسبت به هشدارهای رهبری معظم انقلاب وظیفه‌ای دارند یعنی نمی توانند وظیفه خود را به حضور صرف در کلاس درس دادن بسنده کنند. مگر می‌شود ماه محرم برسد و استادی بدون گفتن یا اباعبدالله سر کلاس حاضر شود. وقتی می گوییم دغدغه دین داریم نمی‌توانیم علم و دین را از هم جدا بدانیم.»

وی همچنین با بیان این که «خیلی از برنامه‌های دانشگاه‌ها مخالف فضای دینی و دانشگاهی ماست»، هدف از این برنامه‌ها را «لغزاندن و منحرف کردن دانشگاه» دانسته و افزوده است: «آن وقت آیا اساتید ما می‌توانند بنشینند و مشاهده کنند که دانشجوی ما نسبت به سرنوشت انقلاب و مصالح کشور بی‌خیال شود؟ آنان که ولایتمدار هستند باید در این مسیر حرکت کنند. ولایتمداری فقط به نظر و زبان نیست بلکه باید در مسیرش حرکت کرد. خیلی‌ها در صحنه نظر و به زبان ولایتمدار بودند اما وقتی حضرت آقا فرمودند دیگر بس است، حقیقت دیگری را شاهد بودیم.»


lمنبع خبری : رادیو فردا
--------------

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

یورش ماموران رژیم به داغداران خاوران

 

جلوگيری از برگزاری يادبود تابستان ۶۷

ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران، امروز در گورستان خاوران مانع از برگزاری مراسم بيست و دومين سالگرد کشتار زندانيان سياسی شدند.

خانواده‌های زندانيان سياسی کشته شده در تابستان سال ۱۳۶۷ به رسم هر سال خود، امروز نيز قصد داشتند که به منظور بزرگداشت خاطره بستگان خود در گورستان خاوران گرد هم آيند اما با ممانعت ماموران امنيتی تعدادی از آن‌ها بازداشت شدند.

نا به گزارش «فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران»، نيروهای امنيتی از يک کيلومتری مسير ورود به گورستان خاوران، راه را بسته و مانع از رفتن خانواده‌ها بر سر آرامگاه بستگانشان می‌شدند.

بر اساس اين گزارش مواردی از ضرب و شتم جوانان توسط نيروهای امنيتی و همچنين دستگيری چند تن از آنان نيز ديده شده است.

خبر تبعيد اين دو زندانی نه به خانواده‌ها و نه به وکلای مدافع آن‌ها ابلاغ شده است
 
اين گزارش می افزايد که با اين وجود گروهی از خانواده‌ها توانستند بر سر خاک بستگان خود حاضر شوند اما از چگونگی برگزاری مراسم اين گروه خبری منتشر نشده است. 

اعدام زندانيان سياسی ايران در تابستان ١٣۶٧ واقعه‌ای بود که طی آن عده بسياری از زندانيان سياسی در زندان‌های جمهوری اسلامی ايران در ماه‌های مرداد و شهريور ١٣۶٧ اعدام شدند.


جرم اين زندانيان همکاری با سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی بود و گروهی از آنان حتا احکام زندان خود را دريافت کرده بودند.

اجساد اين زندانيان در گورهای دسته‌جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده شدند.
از تعداد کشته‌شدگان اين واقعه آمار دقيقی در دست نيست. 

سازمان عفو بين‌الملل از «بيش از ۲۵۰۰ نفر» نام برده است. آيت‌الله منتظری، از رهبران انقلاب ايران، در خاطرات خود اين رقم را ۲۸۰۰ يا ۳۸۰۰ نفر دانسته و تاييد می‌کند که رقم دقيق را به‌خاطر ندارد. اما نيروهای سياسی مخالف جمهوری اسلامی ايران آمار کشته شدگان را بسيار بيش از اين‌ها می‌دانند.

گورستان خاوران محل دفن اين زندانيان، در جنوب شرقی تهران و در نزديکی محله خاوران قرار دارد.
پس از گذشت سه سال از سکوت در باره اين واقعه، از اواخر دهه ۷۰ هر سال در ماه شهريور خانواده‌ها و دوستان اعدام‌شدگان، و برخی از فعالان سياسی و دانشجويی و کارگری برای گرامی‌داشت ياد اعدام‌شدگان در گورستان خاوران جمع می‌شوند و به سخنرانی و خواندن سرود می‌پردازند.

-----------

ظلم وجنایت برهم میهنان بهائی تاکی؟، تاکجا؟، و تاچه اندازه؟




زشت ترین واژه ای که در فرهنگنامه آخوند(نا مطبوع ترین موجودی که تاریخ بشریت به خود دید ) دیده می شود، اقلیت مذهبی است. این واژه نازیبا و ناپسند، نه تنها از فرهنگ تازی بر ما تحمیل شده، و ما همچنان آن را نشخوار می کنیم، بلکه کاربرد مصیبت بار آن است که همواره با استثمار، تبعیض و بی انصافی به گروهی از هم میهنان ما، همراه بوده است.

رژیم کشتارگر ولایت وقیح پس از پیروزی انقلاب، بلادرنگ دستور داد که دگر اندیشان کلیمی، ارمنی، آسوری، و زردشتی که به کسب و کار می پرداختند، روی شیشه بیرونی مغازه ها، مسلمان نبودن و دگر اندیشی خود را به مشتریان یاد آور شوند. رژیم با این روش، نهایت کینه توزی و ستم گری را با این هم میهنان، به اثبات رساند.

البته، دیگرهم میهنان خردمند و وارسته ما که چنین بی احترامی و خصومت را در باره این دسته از هم میهنان خود دیدند، دسته دسته، و گروه گروه، به این جایگاههای کسب و پیشه وری روی آوردند، و این ترفند رژیم غیر انسانی به شکست انجامید.

ما بر این باوریم که در میان دگر اندیشان هم میهن، تاکنون بی آلایش تر، مظلوم تر، و درست کار تر از زردشتی ها و بهائیان نداشته ایم. براستی این دوگروه مظهر و نمونه کامل پندار، کردار، و گفتار نیکند که سرمایه معنوی و زیربنای فرهنگ و آیین راستین ایران کهن است.

از آن جا که زردشتیان خود میزبان و صاحب خانه هستند و نهایت تحمل و بردباری از یورش تازیان تاکنون از خود نشان داده اند، بهانه و جائی برای هم میهنان خردباخته و یا تازی نژادها نمانده است که پس از گذشت ۱۴۰۰ سال غارت گری وزورگویی به این کشور و مردمان آن، بازهم بتوانند با این هم میهنان، ازدر ستیزه جویی و ستمگری در آیند.
و اما در مورد بهائیان- بهائیان ازدید رژیم، دشمنان جدید و کسانی هستند که با ایمان و باورهایشان، کسب و پیشه آخوند را تخته کرده، و به خرمن وجود آخوند آتش می زنند.

آنان به این که قرار است امام زمانی برای رفع ستم و بیدادگری در جهان از ته چاه بیرون آید، باور ندارند، و این داستان فانتزی و بی محتوا را که تنها کاسبی و دکان نانوایی آخوند است رد می کنند.

داستانی که از ۴ سده پیش تا کنون خردباختگان جامعه ما را بدان سرگرم نموده و آخوند توانسته بر گرده و پشت آنان سواری کند.
بهائیان با این انکار، چوب لای چرخ ملاها می گذارند، و آنان را از نان مفت خوردن بازمی دارند.

بهائیان که در ساختار و پیشبرد جامعه امروزی ما همواره پیش قدم بوده اند، و سهم بالاتری در خدمت به کشور و هم نوعان خود دارند، همواره مورد آزار،اذیت، وستم خرد باختگان، آخوندها، و عده ای از زمامداران کشورمان قرارگرفته اند.

ستم و ناروایی فناتیک های خردباخته ایران، که هرروز دستوری از آخوند دریافت می کنند. دستوری که در چند صد هزار مسجد، پایگاه خرد زدایی و تحمیر مردم نادان، به مردم ناآگاه داده می شود.

آن گاه، هم میهن خردباخته ما، در هرشهر و ده، کوچه برزن، هرکجا بایک بهایی برخوردکند، کمترین آزاری که به آن فرد بیگناه می رساند، دشنام دادن، وضربه وارد کردن است.

آتش زدن خانه های بهائیان، پرتاب سنگ و مواد شیمیایی به درون خانه و برروی آنان، از دستورات اللهی آخوند است که خردباختگان مکتب آنان در سرتاسر ایران همه روزه اجراء می کنند.



حجت الاسلام فلسفی باسخنرانی خود در سال ۱۳۳۲ در مسجد شاه موجب کشتار و خانمانسوزی چند هزار هم میهن بهایی شد.
در رمضان سال ۱۳۳۲، فلسفی جنایتکار در مسجد شاه تهران، هرشب برای کشتن و نابودی بهاییان به یک مشت انسان نماهای خردباخته، درس امر به معروف می داد.
فلسفی بهاییان را دشمن خدا ودین، دشمن خاک و مردم ایران بر شمرد، و کشتنشان را ثواب  ذخیره روز آخرت نامید.
خوب، تصور می فرمایید چه شد؟، از فردای آن روز مسلمانان مکتب آخوند که هرشب به مسجد می رفتند، و یا به وعظ و گفتار او به رادیو گوش فرا می دادند، در سراسر ایران، در گروههای ده، صد، و چند هزار نفری شبانه به خانه ، مسکن و ماوای بهاییان یورش بردند. با تیر وتبر،  ساطور، چاقو و شمشیر، سنگ، و چوب به جان بهائیان و حتی زنان و فرزندان آنان افتادند.
زنان باردار راشکم پاره کردند. بچه ها را از پنجره، و بزرگسالان را از بالا خانه و پشت بام به باغچه خانه، و یا به کوچه و خیابان پرتاب نمودند. دراندک زمانی شمار کشتگان و جنایات این لشکریان اسلام، به چندین هزار رسید.
رژیم شاه، رژیم دست نشانده آخوند چند صد جنایت کار را ظاهراً دستگیر و زندانی ساخت.
بازاری های وطن فروش و بی وجدان، روزانه گونی هایی پر از قند، چای، مواد خوراکی، پول، و لباس به زندان می بردند، و میان آن جنایت کاران پخش و توزیع می کردند.
کامیون هایی پر از مواد خوراکی هم همه روزه به شهرها و دهات، وبه خانه های آن جنات کاران فرستاده می شد تا خانواده آنان نیز در رفاه و آرامش کامل زندگی کنند.
نتیجه آن که این جنایتکاران  چندماه  در زندان نگو، بلکه آسایش گاه به خوردن و خوابیدن و پذیرایی شدن پرداختند.
این جنایت کاران در پاسخ روزنامه نگاران، و بستگان خود می خندیدند و با هم این چنین شعر می خواندند: « بخور و بخواب کار منه، الله نگهدار منه».
این جنایات به مراتب  وحشیانه تر، و هولناک تر از قتل های زنجیره ای بود که رژیم کذایی ولایت وقیح برنامه ریز و اجراء کننده آن بود. ان چنان که وحشیانه داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر را قطعه قطعه کردند.
آن گاه این جنایت کاران بدون آن که محاکمه ای شده باشند، آزاد وهرکدام با پول و کالاهای زیادی باسرفرازی و خوشحالی به شهر و دیار خود بازگشتند. در آن جا نیز ازسوی مقامات محلی مورد استقبال گرم قرار گرفتند.
آنهایی که آزاد شدن وکیلی جانی و قاتل دکتر بختیار، و بازگشت وی با سرافرازی و افتخار به ایران، استقبال، خوش برخوردی، و پیشکش حلقه های گل از سوی ولایت وقیح به این جانور قاتل رادیده اند، می توانند بازگشت پیروزمندانه قاتلان بهایی ها را به شهر و دیار خودشان به پیش چشم مجسم کنند.
درزندان های ولایت وقیح از بهائیان می خواهند که چنانچه بگویند بهائی نیستیم، آنان را آزاد خواهند کرد. این نشانه و دلیل آن است که بهایی توانسته با ایمان و باورهای دینی خود آخوند را از مفت خوری و یاوه گری بیاندازد، و نان او را آجر کند.
رژیم کشتارگر ولایت وقیح نیز یک لحظه از آزار و اذیت این هم میهنان بیکار ننشسته است. زندانی در ایران نیست که یک یاچند بهایی در آن دربند نباشد.
از آن جا که رژیم دلیلی برای بازداشت و دربند نگهداشتن این دگر اندیشان ندارد، آنان را متهم به جاسوسی با بیگانگان می کند. به تازگی نیز شمار زیادی از این بیگناهان را به ۱۰-۲۰ سال زندان محکوم نمودند.

------------

ابراز نگرانی سازمان ملل متحد از تبعیض علیه اقلیت‌های قومی در ایران

 

 

يک کميته سازمان ملل متحد روز جمعه با ابراز نگرانی از تبعيض عليه اقليت های قومی و اقليت های مذهبی در ايران از دولت جمهوری اسلامی خواسته است تا اقدامات بيشتری برای حفاظت از حقوق اين اقليت ها انجام دهد.

کميته حذف تبعيض نژادی سازمان ملل متحد، که متشکل از ۱۸ کارشناس است، می گويد: به رغم سرشماری سراسری در ايران در سال ۲۰۰۷، آماری از جمعيت اقليت های قومی در دست نيست. اين در حالی است که حضور و مشارکت اين اقليت ها در عرصه سياسی و اجتماعی کمتر از آنچه که انتظار می رود است.

در گزارش کميته حذف تبعيض نژادی سازمان ملل متحد تصريح شده است: «اين کميته از برخورداری کمتر اعراب، آذری‌ها، کردها و همین طور گروه‌هايی که شهروند (ايران) نيستند از حقوق سياسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ابراز نگرانی می‌کند.»

این کمیته همچنین از محروميت اقليت های قومی ايران همچون عرب، آذری، بلوچ، کرد، و اقليت مذهبی همچون بهايی از امکانات مسکن، آموزش، بهداشت و اشتغال ابراز نگرانی کرد.

کمیته حذف تبعیض از جمهوری اسلامی ايران خواست تا ضمن برخورد قاطع با تبعيض قومی- نژادی و تبعيض مضاعف عليه زنان و اقليت ها، از ابراز سخنان تحريک آميز توسط مقام های رسمی ايران نيز جلوگيری شود.

ديليپ لاهيری، از اعضای کميته حذف تبعيض های نژادی سازمان ملل متحد، به خبرنگاران گفت: هيئت داوران اين کميته معتقد  است که تبعيض، به ويژه تبعيض عليه بهاييان در ايران بسيار شايع است.

وی افزود: گرچه ابتدا اين بحث در گرفته بود که مسئله بهاييان يک مساله مذهبی است و خارج از حيطه تخصصی کميته، اما، پس ازمطالعه اندکی خلاف آن اثبات شد.

کمیته حذف تبعیض سازمان ملل متحد در نشست روز جمعه خود اعلام کرد: گزارش ها حاکی از تبعيض در همه زمينه های زندگی روز مره در ايران است و تبعيض و تحريک و ادبيات نفرت که در بيانيه هايی صادره از سوی مقامات کشوری به چشم مي خورند، همگی موجب نگرانی عميق است.

اعضای اين کميته در بخش ديگری تاکيد کرده اند: گرچه ما از اقدام دولت ايران در خصوص فراهم کردن زمينه های مشارکت زنان استقبال می کنيم ولی  این کميته در همين حال از تبعيض مضاعف عليه زنانی که وابسته به اقليت های گوناگون هستند، نگران است.

کميته حذف تبعيض سازمان ملل  متحد در بيانيه خود آورده است: ما پيشنهاد می کنيم که ايران گام هایی در جهت رفع این نارسايی ها که تبلور آن در رسانه ها و درعرصه زندگی روزانه به چشم مي خورد بردارد تا از تعصبات قومی و نژادی که می تواند به تبعيض تبديل شود، جلوگيری کند.

آقای لاهيری،  که سابقه حضور در دستگاه دیپلماسی هند را در کارنامه خود دارد، می گويد: ايران پيش از انقلاب اسلامی، کنوانسيون بين المللی ضد نژاد پرستی را امضا کرده است ولی واقعيت اين است که اکنون ايران دارای يک حکومت مذهبی است و کنوانسيونی که صرفا سکولار است،  باعث بروز چالشی در این زمینه شده است.

 کمیته حذف تبعیض  سازمان ملل متحد همچنین گفته است: مقام های ايرانی ضمن خودستايی از اقدامات خود  به کمیته سازمان ملل گفته اند که تهران همواره از تفاوت های قومی و فرهنگی استقبال کرده و افزوده اند، همه شهروندان ايران در برابر قانون برابرند و دولت مصمم است که فقر و بيچارگی را به ويژه در مناطق محروم ريشه کن کند.

کميته حذف تبعيض نژادی و قومی سازمان ملل در پايان نشست خود ازايران خواست تا بهبود شرايط جاری و اقدامات اتخاذ شده خود را در سال ۲۰۱۳ طی گزارشی به اين کميته ابلاع کند.

 

---------------- 

درخواست خودداری از تحویل موشک فرانسوی به لبنان «به خاطر نفوذ ایران»




ایلنا راس، از اعضای مجلس نمایندگان ایالات متحده


یکی از اعضای مجلس نمایندگان ایالات متحده به فرانسه هشدار داد از فروش موشک‌های ضدتانک به لبنان خودداری کند، زیرا این موشک‌ها «ممکن است به خاطر نفوذ هواداران ایران در دولت لبنان علیه اسرائیل استفاده شود».

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ایلِنا راس-لِهتینن، نماینده جمهوری‌خواه در کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا، این مطلب را روز جمعه و در واکنش به خبری که در این مورد در روزنامه عرب‌زبان «الشرق الاوسط» منتشر شده ‌بود بیان کرد.

خانم راس-لهتینن در بیانیه‌ای اظهار داشت: «نفوذ ستیزه‌جویان حزب‌الله و حامیان ایرانی و سوری آن‌ها در دولت لبنان رو به افزایش است.»

وی افزود: «به این خاطر فروش جنگ‌افزار به لبنان در این برهه از زمان کاری بسیار غیرمسئولانه خواهد بود و می‌تواند امنیت و ثبات منطقه را به خطر بیندازد.»

روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» به نقل از یکی از مقام‌های ارشد فرانسوی نوشت که هرو مورن، وزیر دفاع فرانسه، در ماه مه گذشته نامه‌ای به الیاس مور، همتای لبنانی خود، فرستاده و برای تحویل ۱۰۰ فروند موشک «هات» به لبنان اظهار آمادگی کرده‌ است.

این روزنامه نوشت که لبنان خواستار تجهیز کردن هلی‌کوپترهای مدل «گازل» خود با موشک‌های ضدتانک دوربرد و هدایت‌پذیر «هات» است.

ایلنا راس-لهتینن در بیانیه خود در واکنش به این خبر افزوده‌است: «فرانسه باید از خود مسئولیت نشان داده و تا زمانی که دولت لبنان اقدامات لازم را برای ریشه‌کن کردن افراط‌گرایان در صفوف خود و خلع سلاح حزب‌الله برنداشته از این فروش صرف نظر کند.»

به گفته «الشرق الاوسط»، اسرائیل نیز به این تصمیم فرانسه اعتراض کرده و واشینگتن نیز این معامله موشک را «سؤال‌برانگیز» توصیف کرده ‌است.

به نوشته این روزنامه سعودی، مقام ارشد فرانسوی این ادعا که تأخیر در تحویل موشک‌ها به لبنان در اثر «تسلیم شدن پاریس در برابر فشارها» است را کاملاً تکذیب کرد و «سردرگمی» در داخل دولت لبنان را دلیل این تأخیر عنوان کرد.

پس از درگیری نظامی روز سوم اوت در مرز جنوبی لبنان با شمال اسرائیل، کنگره ایالات متحده ادامه کمک‌های مالی بلاعوض آمریکا به ارتش لبنان را تعلیق کرده‌ است.

کنگره آمریکا همچنین به‌تازگی از دولت و ارتش لبنان خواسته ‌است روشن کنند که ارتش لبنان تا چه حد زیر نفوذ حزب‌الله لبنان است.

ایران در سه دهه اخیر در مظان اتهام جدی برپایی زرادخانه‌ای عظیم برای سازمان حزب‌الله بوده‌ است، اما تلاش‌های ایران برای تجهیز ارتش لبنان که در دو سال اخیر در دیدارهای سران ایران با مقامات لبنانی مطرح می‌شد، اکنون در آستانه سفر محمود احمدی‌نژاد به بیروت علنی‌تر شده ‌است.

درحالی که رسانه‌های لبنانی اعلام کرده‌اند محمود احمدی‌نژاد پس از پایان ماه رمضان، برای انجام نخستین دیدار رسمی خود به لبنان خواهد رفت و دبیرکل حزب‌الله نیز آمدن احمدی‌نژاد را تایید کرد، گزارش‌های بیشتری در این زمینه که رئیس جمهوری ایران همراه با یک بسته تسلیحاتی برای ارتش لبنان به این سفر می‌رود، منتشر شده ‌است.

حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، نیز روز سه‌شنبه از ارتش این کشور خواست که از ایران به عنوان «کشور برادر» سلاح دریافت کند، و در این زمینه «قول اعمال نفوذ و وساطت حزب‌الله از ایران» را داد. 
 
-------------

تغییر در محتوای علوم انسانی در ایران «بر اساس مبانی اسلام»



 
کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری

درست یک سال پس از آن که رهبر جمهوری اسلامی از تحصیل تعداد فراوانی از دانشجویان ایرانی در رشته‌های علوم انسانی ابراز نگرانی و ناخشنودی کرد، وزیر علوم ایران از تغییر محتوای رشته‌های علوم انسانی خبر داد.

اوایل شهریورماه سال ۱۳۸۸ و به دنبال آغاز اعتراض مردم ایران به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، آیت‌الله علی خامنه‌ای از تحصیل دو میلیون دانشجوی ایران در رشته‌های علوم انسانی ابراز نگرانی کرد.

به گفته رهبر جمهوری اسلامی در آن زمان، «آموزش علوم انسانى در دانشگاه‌ها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى خواهد شد».

آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مسئولان حکومتی ایران، در جست‌وجوی دلیلی برای اعتراضات مردم در شهرهای ایران که بزرگ‌ترین ناآرامی در تاریخ سی‌ساله جمهوری اسلامی نام گرفت به این نتیجه رسیده بودند که علوم انسانی غربی باعث ترویج تردید در میان مردم شده است.

حال یک سال پس از این موضع‌گیری رهبر جمهوری اسلامی که هنوز هر از گاهی به موضوع بحث در میان مقامات حکومت و رهبران مخالفان تبدیل می‌شود، وزیر علوم در دولت محمود احمدی‌نژاد خبر داده است که در محتوای رشته‌های مهم علوم انسانی «بر اساس مبانی اسلام» و «به‌تدریج» تغییراتی اعمال خواهد شد.

کامران دانشجو با اعلام این که متون «به‌ویژه متون علوم انسانی» در حال بازنگری است خبر داده است که «تعدادی از واحدهای درسی» از رشته‌های «مهم» علوم انسانی تغییر خواهد کرد.

اما در خبر خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس نیامده است که آقای دانشجو کدام یک از رشته‌های علوم انسانی را «مهم» می‌داند و در کدام واحدهای درسی از این علوم تغییر اعمال خواهد شد.

با این حال شاید بتوان با استناد به نظرات رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در ادامه موضع‌گیری مقامات حکومتی در برابر علوم انسانی، دو رشته روان‌شناسی و جامعه‌شناسی را از جمله آن علوم انسانی دانست که دچار تغییر خواهند شد.

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، در تیرماه گذشته با انتقاد از ترویج علوم انسانی و به ویژه تئوری‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی در ایران، این علوم را «ناهمخوان با پیش‌فرض‌های دینی» دانست.

پس از انتقاد رهبر جمهوری اسلامی از فراوانی تعداد دانشجوهایی که در ایران به تحصیل در رشته‌های علوم انسانی مشغول‌اند، مقامات دولت آقای احمدی‌نژاد و حامیان او به تکاپو افتادند تا کلا دانشگاه‌های ایران و به طور خاص علوم انسانی را با مبانی اسلام سازگار کنند.

گرچه این تلاش‌ها تاکنون هنوز زیاد جنبه عملی به خود نگرفته، برخی از صاحب‌نظران و تحلیل‌گران مسائل ایران بر این عقیده‌اند که باید در انتظار «انقلاب فرهنگی» دیگری در دانشگاه‌های ایران بود.

اما مواضع منفی مقامات حکومت ایران در برابر علوم انسانی از سوی رهبران مخالفان دولت نیز بی‌پاسخ نماند. به‌ویژه میرحسین موسوی در آخرین واکنش خود به این موضع حکومتی در اواخر تیرماه سال جاری حمله به علوم انسانی را «سازمان‌دهی‌شده» و یادآور «تجربه تلخ حکومت شوروی سابق» توصیف کرد.

آقای موسوی گفت: «اين حملات يادآور تجربه بسيار تلخ و هشداردهنده حکومت شوروی سابق و ديگر حکومت‌های توتاليتر اروپای شرقی است. آنها از زمان استالين به بعد علوم اجتماعی را علومی برآمده از جوامع سرمايه‌داری و بورژوازی می‌دانستند و به همين دليل تدريس آن را جز در مواردی اندک ممنوع کرده بودند.» 
-----------------------

کوشنر: برای نجات جان سکينه آشتيانی ۲۷ عضو اتحاديه بايد نامه مشترکی به ايران ارسال کنند


:::::::::

فرانسه از اتحاديه اروپا خواست در رابطه با پرونده حقوق بشر ايران فشار بيشتری بر جمهوری اسلامی ايران وارد کند.
فرانسه روز جمعه از اتحاديه اروپا خواست برای نجات سکينه محمدی آشتيانی از مجازات سنگسار تلاش کند. برنارد کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، در نامه ای به کترين اشتون، مسؤل سياست خارجی اتحاديه اروپا، نوشته است که «به منظور نجات جان سکينه محمدی آشتيانی ۲۷ عضو اتحاديه بايد نامه مشترکی به ايران ارسال کنند.»

آقای کوشنر می گويد می بايست به مقام های ايران يادآوری شود مانند پرونده هسته ای اقدام های ديگر جمهوری اسلامی نيز ميتواند هزينه هايی برای آنها به بار آورد.

ايران به کشورهای غربی هشدار داده است که در اين پرونده، دخالت نکنند. سکينه محمدی آشتيانی به اتهام زنا و نقش داشتن در قتل همسر خود، به سنگسار محکوم شده است اما پس از واکنش های گسترده جهانی مقام های قضايی ايران اعلام کردند اجرای حکم وی، متوقف شده است.

-------------

دشمنى با ایالات متحده، چرا و به چه قیمت؟

 
۱۳۸۹/۰۶/۰۶
مجید محمدی (جامعه‌شناس)

میر فیصل باقر زاده، فرمانده کمیته جستجوى مفقودین ستاد کل نیروهاى مسلح ایران قبلا اعلام کرده بود ایران براى تدفین سربازانى که در «حمله احتمالى» کشته خواهند شد در هر یک از شهرهاى مرزى ایران ۱۵ تا ۲۰ هزار قبر و در مجموع حدود ۳۲۰ هزار قبر حفر مى کند. (سایت رسمى بنیاد حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس، ۹ تیر ۱۳۸۷) حسین کنعانى مقدم، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نیز گفته است ایران در آمادگى براى حمله آمریکا، گورهاى جمعى جهت دفن سربازان آمریکایى حفر کرده است. (صداى امریکا به نقل از آسوشیتد پرس، ۱۹ مرداد ۱۳۸۹)

مشخص است که این گفته‌ها جنگ روانى و تبلیغاتى و براى پیشگیرى از حمله‌‌ى احتمالى ایالات متحده است، چون نه این کشور هیچ گاه احتمال حمله‌ى نظامى زمینى به ایران را اعلام کرده است (احتمال حمله‌ى هوایى به تاسیسات اتمى مطرح شده است) و نه دو دولت در حال جنگ یا فراهم آوردن مقدمات جنگ هستند. مبناى فکرى و نظرى این گونه سخنان چیست و مردم ایران چه هزینه‌هایى براى این نحوه برخورد مى پردازند؟

شش دیدگاه محتمل

در مورد علت دشمنى جمهورى اسلامى با ایالات متحده از آغاز تشکیل این رژیم شش دیدگاه مطرح شده که همه براى علت یابى این دشمنى رفع ناشدنى و محورى از اساس باطل هستند:

کودتا علیه دولت دکتر مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: خمینى ملى گرایان را مرتد مى دانست و اگر اسلامگرایان مى توانستند خود، مصدق را برکنار کرده بودند. کاشانى و همراهانش در این کودتا با کودتا گران همراهى داشتند. بدین دلیل، کودتا حتى اگر از سوى سازمان سى آى اى پشتیبانى شده باشد بر خلاف میل و سلیقه‌ى اسلامگرایان نبوده است.

حمایت از شاه در بحبوبه‌ى انقلاب ۱۳۵۷: اگر آمریکایى‌ها از شاه حمایت مى کردند وى مجبور به ترک وطن نمى شد. سیاست حقوق بشرى کارتر زمینه‌ى مناسبى براى بروز و پیروزى انقلاب ایران فراهم آورد.

حمله به هواپیماى مسافر برى ایرانى بر فراز خلیج فارس: دولت سعودى در سال ۱۳۶۶ بیش از ۴۰۰ نفر از حجاج ایرانى و غیر ایرانى را در تظاهرات برائت از مشرکین به قتل رساند و ۵۰۰۰ نفر را مجروح کرد اما امروز عربستان سعودى با همان رژیم سیاسى، کشور دوست شمرده مى شود و نه دشمن. کشورها مى توانند این امور را فراموش کنند.

حمایت امریکا از رژیم بعثى عراق در طول جنگ هشت ساله: بسیارى از کشورهاى عربى، فرانسه، روسیه و دیگر کشورها به همان میزان از صدام حمایت کردند یا به رژیم سلاح فروختند اما امروز سپاهیان براى سربازان روسى یا فرانسوى قبر حفر نمى کنند.

خواست پیاده کردن نیرو در طبس: در این مورد این حکومت ایران بود که از گروگان گیرى و حمله‌ى دانشجویان به خاک آمریکا (سفارت این کشور در ایران) حمایت کرد و حمله به طبس براى نجات گروگان گرفته شدگان بود و نه حمله‌ى ابتدایى و متجاوزانه به یک کشور دیگر.

حمایت از اسرائیل به عنوان اشغالگر سرزمین مسلمانان: دول هند، چین و روسیه در کشمیر، سین کیانگ و چچن سرزمین هاى مسلمانان را اشغال کرده‌اند و حکومت جمهورى اسلامى هیچ اعتراضى نمى کند. همچنین بسیارى از کشورها مثل ترکیه با اسرائیل قرارداد نظامى و امنیتى دارند و حکومت ایران ترکیه را دشمن محسوب نمى کند.

اگر اینها علت واقعى دشمنى با ایالات متحده نیست پس علل آن کدامند؟ پاسخ را باید در سه نیاز و خواست جمهورى اسلامى یافت: سرکوب داخلى، سلطه‌ى منطقه‌اى، و مدیریت جهانى.

دشمن مورد نیاز

جمهورى اسلامى از روز آغاز براى حذف مخالفان به نظریه‌ى توطئه رو کرد و ایالات متحده را دشمن اصلى و حامى مخالفان خود معرفى کرد تا آنها را با شدت بیشترى سرکوب کند. نیروهاى چپ باید به اتحاد جماهیر شوروى و نیروهاى لیبرال و دمکرات باید به ایالات متحده منتسب مى شدند تا براى آنها پرونده سازى شود و سال‌ها در زندان بمانند. همچنین با این بهانه مى شد این فعالان سیاسى را از رقابت سیاسى محروم کرد.

رهبرى جهان اسلام

جمهورى اسلامى غیر از نیات جاه طلبانه هیچ کارى در عراق ندارد. ایالات متحده حاکمان جمهورى اسلامى را از دشمن خونخوار خود نجات داد و آنها باید از این حیث قدردان باشند و نه طلبکار و مزاحم. اما از روز سقوط صدام، نیروهاى لشگر قدس و نیروهاى امنیتى ایرانى با حمایت از برخى گروه هاى شیعه به نا امن کردن عراق پرداخته و زمینه را براى قتل سربازان امریکایى و انگلیسى و مردم عراق فراهم آورده‌اند. در افغانستان نیز وضع به همین منوال است. تنها وجهى که براى دخالت جمهورى اسلامى در این دو کشور قابل تصور است خواست سلطه طلبى و نفوذ محورى در منطقه است در حالى که ایالات متحده چنین نقشى را بازى مى کند.

دستگاه تبلیغاتى حکومت، ولى فقیه را رهبر مسلمین جهان مى خواند. همچنین شهر تهران ام القرى و شیعیان طرفدار ولایت فقیه قوم برگزیده خوانده مى شوند. این عبارات به خوبى نیات جمهورى اسلامى را در منطقه آشکار مى کنند. این که جمهورى اسلامى مترصد خلا سلطه‌ى ایالات متحده است تا جاى آن را پر کند (مثل پیشنهاد کمک مظامى به ارتش لبنان پس از استنکاف ایالات متحده در پرداخت کمک صد میلیون دلارى، تابناک، ۱۹ مرداد ۱۳۸۹) دقیقا اهداف سلطه طلبانه‌ى حاکمان جمهورى اسلامى را در منطقه نمایانگر است.

مانع کشور گشایى

جمهورى اسلامى فراتر از منطقه‌ى خاور میانه به دنبال بسط قدرت خود در آمریکاى لاتین و آفریقاست. پیروان خمینى مرتبا از اهتزار پرچم اسلام در کاخ سفید سخن مى گفتند. پرسش اصلى مقامات ایرانى در مورد سیاست خارجى ایالات متحده آن است که چرا این کشور در ۱۶۰ کشور داراى پایگاه نظامى یا نیروى نظامى است و ناوهاى هواپیما بر آن در مناطق مختلف دنیا حضور دارند. این انتقاد در حالى مطرح مى شود که نیروهاى نظامى و امنیتى جمهورى اسلامى هر جا که خلا قدرتى پیدا شده (بوسنى، عراق، لبنان، افغانستان و یمن) حضور پیدا کرده‌اند. بنابر این، سلطه براى ایالات متحده مذموم است و نه براى نمایندگان خدا در کره‌ى خاکى. جهانخوارى و جهانگشایى براى غیر خودى‌ها نپذیرفتنى است و براى خودى‌ها شیرین تر از عسل.

به چه قیمت؟

هزینه‌ى این دشمنى یک سویه، تشدید تحریم‌ها و فشارها و در نتیجه انزواى بیشتر سیاسى و اقتصادى و توسعه نایافتگى کشور بوده است. اما نیاز به دشمن و برخوردارى از این دشمنى براى هیئت حاکمه تا حدى بوده که هزینه ها در برابر منافع تحمل شده است. سه دهه دشمنى کور و ایدئولوژیک با ایالات متحده براى مردم ایران جز فقر و بیکارى بیشتر، بى ارزش شدن پول ملى، درآمد سرانه‌ى کمتر و افول کشور به رده هاى زیر ۱۵۰ در میان کشورهاى دنیا در اکثر شاخص‌ها به بار نیاورده است. البته مدیریت ناکارآمد حاکمان نقشى عظیم در این امر بازى کرده است.

***

به دلیل دائمى بودن سه نیاز یا خواست است که ایالات متحده به مقام شیطان بزرگ در ایدئولوژى اسلامگرا ارتقا یافت تا کسى نتواند رابطه‌ى میان دو کشور را عادى سازد و هزینه ها نیز نادیده گرفته شد. اگر در سه دهه‌ى گذشته على رغم کوشش طرف‌هایى در هر دو کشور در ایجاد رابطه‌ى سیاسى و کاهش تنش نا موفق بوده‌اند ریشه را باید در نیاز بنیادى جمهورى اسلامى به دشمن، ماهیت جاه طلبانه و دخالت جویانه ى آن و ادعاى رهبران آن براى رهبرى حکومت جهانى واحد جستجو کرد. 

منبع خبری : رایو فردا 

------------