درور بر شما -- خوش آمدید
وضعیت حقوق بشر در ایران ار وخامت هم گذشته است به طوری که
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
بصورت آشکارا به حریم افراد تجاوز میشود و یا بدون هیچ دلیل قانونی برای
افراد پرونده سازی میشود"البته باید گفت که در رژیم سفاک
اسلامی(اشغالگرایران), نقض حقوق بشر با پیروی از قوانین ننگین اسلامی قانون
است که بطور کاملا محسوس توسط حکومت جنایتکار اسلامی و مزدورانش انجام
میپذیرد و آزار و شکنجه آزادیخواهان میهن پرست به اوج خود رسیده است . این
خود دلیلی محکم بر ترس جانکاه حکومتیان خونخوار و نشانگر زوال حکومت
ضحاک(جمهوری اسلامی)در ایران زمین است,بخواهیم باور کنیم یا نکنیم شمارش
معکوس برای سرنگونی رژیم جهل اسلامی دیکتاتوری آغاز شده و باید گفت که اگر
با زور اسلحه برای مدتی نچندان زیاد بتوانند گلوی آزادیخواهان رابفشارند
ولی حرکت زمان را که همان نبض میهن پرستان ایرانزمین است را نمیتوانند
متوقف کند .
جاوید ایران و ایرانی میهن پرست.
نابود باد حکومت جهل اسلامی .
=======================================
زرتشت بیا که با تو امید آید ** در شب صدای پای خورشید آید ** تاریخ اگر دوباره تکرار شود ** کعبه به طواف تخت جمشید آید **
=======================================
درود بر شما , خوش آمدید , این وبلاگ در جهت مبارزه با حکومت فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی که با خونریزی و دروغگویی ایران را به اشغال خود در آورده طراحی شده است .
------------------------
==========================================
The first address of my face book which was blocked and Hacked by nasty Islamic regime was:
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
http://www.facebook.com/cyrus.parsi.31
==========================
the new address Of My face book is :
https://www.facebook.com/Cyrus.Parsi2
Please add my new address in your face book.
-------------------
My Web-blogs are :
http://Human-rights-Iran.blogspot.com
Thank you so so much
Yours sincerely
Cyrus Parsi .
-----------------------------------------------------------------
لطفا جهت خواندن و دیدن تمامی مطالب و عکسهای موجود در این سایت به قسمتهای " آرشیو پستها " , " صفحات" و "کتابها و مطالب دیدنی و خواندنی" مراجعه فرمایید .
در ضمن تمامی پیامهای شما عزیزان (Comments) در این وبلاگ منتشر میشود .
======================================
به اصل با شکوه خویش بازگردیم .
Face Book : https://www.facebook.com/zartoshtpage
http://www.childrenofzoroaster.org
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
Download Avesta(Pdf
چنبش فرزندان زرتشت
======================================
وطن امروز اسير دو سه تن بي وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
==========================انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخور و آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه
واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد:
که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است
هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
پیروز و سربلند باشید (مدیر وبلاگ , کوروش پارسی )
۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه
اینها مسلمانان بزرگوار پیرو اسلام ناب محمدی در کشور گرفتار ما هستند
--سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بـکـُشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافراناینها مسلمانان بزرگوار پیرو دین و آئین محمدی در کشور گرفتار ما هستند که بسان محمد پیامبر بزرگوار و دیگر امامان دزد و آدمکش و سر برشان , با مهر و عطوفت اینچنینی مردم غیر مسلمان و نا باور و منتقد ما را به این دین و آئین راهنمایی میکنند , ملاحظه میکنید. آیا دمکراسی و آزادیهای اجتماعی و اسلامی در این اسلام ناب محمدی چند سر و گردن به دمکراسی دروغین نظامهای غربی بالاتر نیست؟!تـهـران اوباشان آل محمد و علی
islamic Bandit of Tehran
اسلام واقعی همین است که می بینید نه آنکه
برای شما داستان شیرین از اسلام تعریف میکنند
زیرا محمد و علی نیز همین بلا را بر سر قبیله های مختلف عرب و یهودی آوردند. آری این همان جمه
وری اسلامی عدل علی است
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بـکـُشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران
یعنی حتی محمد در درون مسجد که خانه خدا هست دستور آدمـکـُشی داد
سورهی ال عمران، آیهی ۰۲٨ :مسلمان نباید دوست غیر مسلمان برگزیند، که این خواست الله نیست، مگر آنکه شر ایشان را دفع کنید.
سورهی النساء، آیهی ۰۴۵ :الله بهتر می داند که چه کسانی د شمن شما هستند, برای شما دوستی و یاریی الله کافی است.
سورهی النساء، آیهی ۰٨۹ :با نامسلمانان دوستی نکنید تا ایمان بیاورند و اگر باز از ایمان برگشتند، آنها را سرببرید و بکشید، که آنها دوست و یار شما نیستند.
سورهی البقره آیهی ۱۹۰ :بکشید در راه الله، مخالفان را, ولی بدون شورش، که الله شورش را دوست ندارد.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲٨ :ای مسلمانان مشرک ها نجس هستند و نباید از امسال به کعبه وارد شوند. اگرشما از کاهش درآمد خود در هراس هستید، الله از فضل خود شما را بی نیاز می سازد. (حج واجب همان فضل الله است)
سورهی البقره آیهی ۱۹۱ :بکشید آنها را در هر کجا که بر خورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند، که این است مجازات کافران.
سورهی التوبه، آیهی ۰۰۵ :همین که ماه حرام گذ شت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیارید و بکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خون آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سورهی التوبه، آیهی ۱۲٣ :بکشید کافران را از پس هم، تا جد یت و خشم شما را احساس کنند.
سورهی محمد، آیهی ۰٣۵ : سستی نکنید، به صلح تن در ندهید, چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲۹ :بکشید کسانی را که به الله و احکام (…) او ایمان ندارند، همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتهاند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه(جریمهی دگراندیشی در اسلام) بپردازند.
سورهی محمد، آیهی ۰۰۴ :کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خون آنها رنگین شود. اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند.
سورهُ توبه آیه ۱۲۳:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
سورهُ توبه آیه ۵ صفحه ۱۸۸: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید . و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید. که خدا آمرزنده و مهربان است.
سورهُ التوبه ۲۸ صفحه ۱۹۲: ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خودش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
سورهُ التوبه ۲۹ صفحه ۱۹۲: کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
سوره ۲ بقره، آیه ۱۷۸: ای اهلِ ایمان برای شما حکمِ قصاصِ کشتگان چنین معین گشت که مردِ آزاد را در مقابلِ مردِ آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنید….
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۰: بکشید در راهِ الله مخالفان را، ولی بدونِ شورش، که الله شورش را دوست ندارد
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بکشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۳: ای اهلِ ایمان، شما پدران وبرادرانِ خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزیدند و هرکس از شما آنها را دوست بدارد بی شک ستمکار است.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۸: ای مومنان، مشرکان نجس هستند ونباید ازین پس به کعبه وارد شوند. اگر شما از کاهشِ درآمدِ خود در هراس هستید، الله از فضلِ خود، شما را بی نیاز میسازد. .
سوره ۹ التوبه، آیه ۵: همینکه ماهِ حرام گذشت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیاورید وبکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خونِ آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سوره۹التوبه،آیه۱۲۳: بکشید کافران را از پسِ هم، تا جدیت و خشمِ شما را احساس کنند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۳۵: سستی نکنید، به صلح تن در ندهید، چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سوره۲۲الحج،آیه۳۹: اجازه دارید بکشید هر که را که به شما ستم کرده است، الله پشتیبانِ شماست.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۹: بکشید کسانیرا که به الله و احکامِ او ایمان ندارند، همچنین آن دسته که خود اهلِ کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدستِ خود جزیه بپردازند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۴: کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خونِ آنها رنگین شود و اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند
یعنی حتی محمد در درون مسجد که خانه خدا هست دستور آدمـکـُشی داد
سورهی ال عمران، آیهی ۰۲٨ :مسلمان نباید دوست غیر مسلمان برگزیند، که این خواست الله نیست، مگر آنکه شر ایشان را دفع کنید.
سورهی النساء، آیهی ۰۴۵ :الله بهتر می داند که چه کسانی د شمن شما هستند, برای شما دوستی و یاریی الله کافی است.
سورهی النساء، آیهی ۰٨۹ :با نامسلمانان دوستی نکنید تا ایمان بیاورند و اگر باز از ایمان برگشتند، آنها را سرببرید و بکشید، که آنها دوست و یار شما نیستند.
سورهی البقره آیهی ۱۹۰ :بکشید در راه الله، مخالفان را, ولی بدون شورش، که الله شورش را دوست ندارد.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲٨ :ای مسلمانان مشرک ها نجس هستند و نباید از امسال به کعبه وارد شوند. اگرشما از کاهش درآمد خود در هراس هستید، الله از فضل خود شما را بی نیاز می سازد. (حج واجب همان فضل الله است)
سورهی البقره آیهی ۱۹۱ :بکشید آنها را در هر کجا که بر خورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند، که این است مجازات کافران.
سورهی التوبه، آیهی ۰۰۵ :همین که ماه حرام گذ شت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیارید و بکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خون آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سورهی التوبه، آیهی ۱۲٣ :بکشید کافران را از پس هم، تا جد یت و خشم شما را احساس کنند.
سورهی محمد، آیهی ۰٣۵ : سستی نکنید، به صلح تن در ندهید, چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سورهی التوبه، آیهی ۰۲۹ :بکشید کسانی را که به الله و احکام (…) او ایمان ندارند، همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتهاند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه(جریمهی دگراندیشی در اسلام) بپردازند.
سورهی محمد، آیهی ۰۰۴ :کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خون آنها رنگین شود. اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند.
سورهُ توبه آیه ۱۲۳:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
سورهُ توبه آیه ۵ صفحه ۱۸۸: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید . و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید. که خدا آمرزنده و مهربان است.
سورهُ التوبه ۲۸ صفحه ۱۹۲: ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خودش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
سورهُ التوبه ۲۹ صفحه ۱۹۲: کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
سوره ۲ بقره، آیه ۱۷۸: ای اهلِ ایمان برای شما حکمِ قصاصِ کشتگان چنین معین گشت که مردِ آزاد را در مقابلِ مردِ آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنید….
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۰: بکشید در راهِ الله مخالفان را، ولی بدونِ شورش، که الله شورش را دوست ندارد
سوره ۲ بقره، آیه۱۹۱: بکشید آنها را و در هر کجا که برخورد کردید، آنها را دنبال کنید و بیرون برانید، ولی در مسجدالحرام اگر مقاومت نکنند، آنها را نکشید، بکشید اگر مقاومت نشان دادند که اینست مجازاتِ کافران.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۳: ای اهلِ ایمان، شما پدران وبرادرانِ خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزیدند و هرکس از شما آنها را دوست بدارد بی شک ستمکار است.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۸: ای مومنان، مشرکان نجس هستند ونباید ازین پس به کعبه وارد شوند. اگر شما از کاهشِ درآمدِ خود در هراس هستید، الله از فضلِ خود، شما را بی نیاز میسازد. .
سوره ۹ التوبه، آیه ۵: همینکه ماهِ حرام گذشت، در کمینشان باشید، بر آنها هجوم بیاورید وبکشید مشرکان را با هر نیرنگی که میتوانید، چنانچه نماز بگزارند و زکات بپردازند از خونِ آنها بگذرید که الله غفور و رحیم است.
سوره۹التوبه،آیه۱۲۳: بکشید کافران را از پسِ هم، تا جدیت و خشمِ شما را احساس کنند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۳۵: سستی نکنید، به صلح تن در ندهید، چون الله شما را قویتر و بی نقص گردانده است.
سوره۲۲الحج،آیه۳۹: اجازه دارید بکشید هر که را که به شما ستم کرده است، الله پشتیبانِ شماست.
سوره ۹ التوبه، آیه ۲۹: بکشید کسانیرا که به الله و احکامِ او ایمان ندارند، همچنین آن دسته که خود اهلِ کتاب هستند ولی اسلام را نپذیرفتند، مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدستِ خود جزیه بپردازند.
سوره ۴۷ محمد، آیه ۴: کفار را در هر کجا یافتید گردن بزنید تا زمین از خونِ آنها رنگین شود و اسیران را محکم ببندید که قادر به گریز نباشند
۱۳۹۱ شهریور ۲۳, پنجشنبه
اطلاعیه حسن داعی در مورد رای امروز دادگاه فدرال واشنگتن: شکست کامل تریتا پارسی و نایاک
قاضی دادگاه با بررسی نوشته ها و اظهارات من، شکایت آنان را بی اساس دانست و کلیه اتهامات وارده به من را باطل کرد. اضافه برآن، نایاک و شخص پارسی را به دلیل پنهانکاری و تقلب در جریان دادگاه و عدم صداقت و ... به پرداخت بخش مهمی از هزینه های وکلای من محکوم نمود
------------------------------------------------------------------------------------------
هموطنان عزیز،
امروز پس از چهار سال و نیم که از شکایت تریتا پارسی و نایاک از من میگذرد، پس از یک مبارزه قانونی طاقت فرسا و پرهزینه، سرانجام رای نهائی صادر شد. من همواره گفته ام که آنها لابی رژیم ایران در آمریکا هستند. آنها نیز در شکایت خود، مرا به دروغ گوئی، وابستگی به محافظه کاران و جنگ طلبان متهم کرده بودند.
قاضی دادگاه با بررسی نوشته ها و اظهارات من، شکایت آنان را بی اساس دانست و کلیه اتهامات وارده به من را مردود دانست. اضافه برآن، نایاک و شخص پارسی را به دلیل پنهانکاری و تقلب در جریان دادگاه و عدم صداقت و ... به پرداخت بخش مهمی از هزینه های وکلای من محکوم نمود.
من در گزارشات بعدی جزئیات رای دادگاه را خدمت هموطنان توضیح خواهم داد ولی از این فرصت استفاده کرده و از همه کسانی که در این چهار سال و نیم از من حمایت کرده اند مجددا سپاسگزاری میکنم و این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگویم. نایاک و متحدانش در مافیای اقتصادی رژیم و همچنین محافل قدرتمند آمریکائی ، سرمایه گذاری کلانی در حمایت از نایاک نموده و برای پیروزی اش در دادگاه، کیسه های گشادی نیز دوخته بودند که با رای امروز دادگاه، شکست سنگینی متحمل شده اند.
در یک فرصت دیگر، از فشارهائی که نایاک و متحدان آمریکائی اش در این چهار سال و نیم برای خرد کردن و شکستن من و وکلای من کرده بودند سخن خواهم گفت و حامیان پشت پرده این کارزار دروغ را معرفی خواهم کرد.
امیدوارم که این اولین گام برای منزوی کردن شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا باشد.
با درود به همه هموطنان و آرزوی سرنگونی رژیم ولایت فقیه
حسن داعی
23 شهریور 1391
13 سپتامبر 2012
۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه
ایران به جای حل بحران سوریه, بحران مرغ را حل کند
در واکنش به سفر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به
لبنان و اظهارات او در مورد سوریه، ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست ترقی
خواه این کشور، با اشاره به کمبود و گرانی مرغ در ایران گفته است “بهتر است
آقای جلیلی به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی
کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد.”
به گزارش بی بی سی سعد حریری، نخست وزیر سابق لبنان که از مخالفان سوریه
است نیز از سفر آقای جلیلی انتقاد کرده و گفته است “در زمانی که مردم سوریه
با شنیع ترین کشتار و ویرانی به دست رژیم بشار اسد و حامیان خارجی او دست
به گریبان هستند” نمیتوان به این مقام ایرانی خوشامد گفت.
حریری با یادآوری اظهارات برخی مقامات ایرانی در مورد واکنش به حمله نظامی
احتمالی به سوریه، گفته است که “دولت ایران باید بداند اینگونه تهدید ها و
حرکات مشکوک سقوط متحدش در سوریه را به تعویق نخواهد انداخت.”
به گزارش خبرگزاری ایرنا، جلیلی در پاسخ به اظهارات ولید جنبلاط گفته
است: “ایران، قیمت مرغ که جای خود دارد، ماهواره را هم به فضا می فرستد.”
صدور حکم اعدام برای بختيار معماری، شهروند کُرد در مريوان
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران ـ يک منبع محلی به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت بختيار معماری شهروند کُرد ساکن مريوان، ۳۵ ساله که از مردادماه سال ۸۹ در بازداشت بسر میبرد، از سوی دادگاه انقلاب شهر مريوان به رياست قاضی لطفی به اتهام محاربه از طريق عضويت در يکی از احزاب کُرد به اعدام محکوم شده است. حکم ياد شده در تاريخ ۲۱ ارديبهشت ماه به صورت رسمی به وی در زندان سنندج ابلاغ شده است.
تبلغاخبرنامه گويا
advertisement@gooya.
بنابه گفته اين فعال حقوق بشر بختيار معماری در تاريخ ۱۳ مردادماه سال
۸۹ در شهر مريوان توسط نيروهای اداره اطلاعات شهر مريوان بازداشت و روز
بعد به بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل شده است. او به
مدت سه ماه در اين بازداشتگاه تحت بازجويی قرار گرفته و در اين مدت نيز از
حق ملاقات و تماس تلفنی با خانواده محروم بوده است.
در دفاعيه وکيل بختيار معماری که نسخه ای از آن در اختيار کمپين قرار گرفته
است آمده است که دادگاه بدون ارائه شاهد و تنها بر اساس اقرار و اعترافات
متهم در زمان بازجويی در وزارت اطلاعات، اقدام به انتساب اين اتهامات به
موکل وی نموده است و موکل او در همه مراحل دادرسی تمام اتهامات را رد کرده و
اقرارات انجام شده در مراحل تحقيقات اوليه تحت فشار بازجويان بوده است.
در متن دفاعيه آماده است: « موکل بنده از اولين جلسه دادرسی تاکنون با
قاطعيت تام همگی مطالب اظهار شده در تحقيات مقدماتی که تمامی آن بنابه
اظهار موکل در اداره اطلاعات يا با حضور کارشناسان آن اداره به عمل آمده و
حتی بنابه تاييد متهمين و داديار محترم تحقيق نه تنها در اداره اطلاعات
بوده بلکه با چشمان بسته نيز صورت گرفته است را تکذيب نموده و بيان آن
مطالب را بنابه درخواست تحقيق کنندگان و بر اثر عدم تحمل ضرب و شتم فيزيکی و
روانی اعلام نموده. دلايل ادعای خود را در جلسه دادگاه با نشان دادن آثار
ضرب و شتم از محل شکستگی پاشنه و قوزک پای چپ و فک و غفونتهای داخلی بيان
نمود.»
يک فرد نزديک به خانواده در مصاحبه با منبع محلی ياد شده که متن آن در
اختيار کمپين قرار گرفته است مدعی شد: « بختيار معماری در زمان بازجويی در
بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج برای اقرار به قتل اين دو شهروند به
سفارش يک سازمان جاسوسی انگليس تحت فشار بوده و به دليل شکنجه زياد مجبور
به اعتراف شده است. چون بر طبق حکم صادر نيز نه آلات جرم از وی کشف شده است
و نه شاهدی در اين پرونده وجود دارد. دادگاه کيفری استان کردستان در تاريخ
۲۹ ديماه سال ۹۰ به اتهام قتل و شکايت خانواده مقتولين برای وی حکم قصاص
صادر کرده است و همچنين دادگاه انقلاب شهر مريوان به اتهام محاربه از طريق
عضويت در احزاب کُردی برای وی حکم اعدام صادر کرده است و در هر دو دادگاه
تنها بر اساس اقرار متهم حکم صادر شده است.»
در دادنامه صادر از دادگاه کيفری استان کردستان نام دو مقتول انوراشکاوند و
طيب کشوردوست ذکر شده است. بنابه گفته اين منبع بعد از انتشار اين
اعترافات او از کانال پرس تی وی در زمان برگزاری دادگاه بختيار معماری تمام
اتهامات صادر شده را رد و اعلام کرده است تحت فشار بازجويان وزارت اطلاعات
مجبور به اعتراف شده است.
اين منبع آگاه در ادامه افزود : « بعد از حدود سه ماه نيروهای اداره
اطلاعات سنندج وی را به صورت دست بند و پابند همراه فيلمبردار به منزل پدر
وی برده و بعد از ملاقات همسر و فرزندانش به آنها اعلام کردهاند که او
عليه جمهوری اسلامی فعاليت مسلحانه داشته و اين آخرين ملاقات شما با وی
خواهد بود. ماموران اداره اطلاعات سپس وی را به منزل دو شهروند کُرد که
مدتی قبل از آن به قتل رسيدهاند، انتقال داده و او را قاتل آنها معرفی
کرده و سپس بعد از فيلمبرداری، شبکه پرس تی وی در برنامه ايران تودی
اقدام به پخش اين فيلم کرد. اين زندانی سياسی همچنين در ۲۹ دی ماه سال ۹۰
در دادگاه کيفری استان کردستان به اتهام قتل به قصاص محکوم شده است.»
بختيارمعمار هم اکنون در زندان مرکزی سنندج بسر میبرد و هر ماه يک بار اجازه ملاقات با خانوادهاش را دارد.
پدر مریم سودبر؛ چطور دل شان آمد با باتوم به سر دخترم بزنند
پدر مریم سودبر؛ چطور دل شان آمد با باتوم به سر دخترم بزنند
پدر "مریم سودبر" یکی از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات در مصاحبه با سرخ سبز بعد از سه سال در مورد نحوه جان باختن فرزندش سخن گفت.
به گزارش سایت سرخ سبز، اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت در این گفتگو تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد.
پیش از این یکی از دوستان نزدیک مریم سودبر با ارسال نامه ای به سايت كانون كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها در مورد هویت این جان باحته جوان حوادث پس از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود. نام مریم سودبر در لیست کشته شدگان حوادث پس از انتخابات بارها مطرح شد اما هیچ گاه خانواده اش در این مورد سخنی نگفتند.
آمار دقیقی از شمار جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اختیار رسانه ها نیست اما تا کنون خانواده ۵۶ تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه های مختلف گفتگو کرده و در مورد نحوه جان باختن فرزندان خود اطلاع رسانی کرده اند که مسولان رسمی جمهوری اسلامی تنها مسولیت کشته شدن سه تن از معترضان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک را پذیرفته و در باقی موارد هیچ پاسخی نداده اند.
اکنون با گذشت سه سال پدر مریم سودبر با بیان اینکه کسی به حرف حق گوش نمی دهد: می گوید: من پیگیری قضایی انجام نداده ام و هیچ طلبکاری و درخواستی هم از مسولان ندارم .اگر دنیا را به من و مادر مریم بدهند دخترمان زنده نمی شود. ولی از روزی که مریم رفت همه زندگی ما شده است مریم، من و مادرش و همه خانواده ما داغون شده ایم....
آنچه می خوانید پاسخ اصغر سودبر، پدر مریم سودبر به پرسش های مسیح علی نژاد، روزنامه نگار است که در پی می آید:
به خاطر سکوتی که شما کرده اید تقریبا کمتر کسی مریم سودبر را می شناسد آیا ممکن است خودتان معرفی کنید مریم که بود؟
مریم دختر فعالی بود، شاید شما عکس او را هم ندیده باشید، یک دختر خیلی زیبا بود که تلاش می کرد. دانشجوی مدیریت بازرگانی بود و می خواست برود کانادا پزشکی بخواند. مریم تنها دخترم بود و من دختر دیگری ندارم. خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. با من هم خیلی خیلی خوب بود. پدر نسبت به فرزندش می فهمد و او را می شناسد. آخرین روزی که با مریم بودم همان روز سی خرداد (سال ۸۸) ضمیر ناخود آگاهم به من گفت به مریم بگویم که امروز دانشگاه نرود.
اما مریم سی خرداد به رهپیمایی رفت؟
آن روز صبح قبل از اینکه بروم سرکار به مادر مریم گفتم به مریم بگویید که امروز دانشگاه نرود، نمی دانم چرا دلشوره دارم. وقتی می روم سرکار مریم بیدار می شود و مادرش همین را به او می گوید اما مریم به مادرش گفت که بابا چه می داند امروز آخرین امتحان دانشگاهم است و باید بروم. آن روز مریم یک روسری سبز سرش را می بندد و می رود دانشگاه امتحانش را می دهد و توی راه برگشت توی مسیر راهش توی همان شلوغی ها این اتفاق برایش می افتد ....
ممکن است بفرمایید چه اتفاقی برای مریم افتاد و چگونه مطلع شدید؟
نمی دانم با چه حسابی و کتابی یک ضربه باتوم به سرش می زنند، آن طور که ما از دوستانش بعدها مطلع شدیم بعد از ضربه حالش خراب می شود و دوستانش کمک می کنند تا حالش کمی بهتر می شود و می آید خانه....وقتی آمد خانه اصلا نشان نمی داد و به ما هم هیچی نگفت. یعنی من وقتی از سر کار برگشتم خانه دیدم جلوی آینه نشسته و دارد خودش را آرایش می کند. انگار عروسی اش باشد....
بعد از آن آیا در خانه حالش بد شد؟
من و مادرش همیشه از بچگی می رفتیم به اتاق بچه ها سر می زدیم ولی آن روز متاسفانه نه من و نه مادرش نرفتیم به او سر نزدیم. آن شب برادرش شب ساعت سه هم متوجه شده بود که برق اتاق او خاموش نشده. برادرش می گوید هی توی دل خودم می گفتم وقتی بروم آب بخورم می روم و به مریم سر بزنم که چرا بیدار است. ولی می گوید حدود ساعت سه و نیم ، چهار مریم اتاق مریم خاموش شد خیال برادرش هم راحت شد که او خوابید. اما نگو ساعت چهار مریم توی اتاق خلوت خودش وقتی می خوابد همان جا می میرد. من صبح رفتم سر کار بودم که مادرش زنگ زد و گفت مریم خشک شده، مادرش رفتم مریم را برای صبحانه بیدار کند دید مریم بیدار نمی شود به سرعت خودم را رساندم خانه دیدم مریم تمام شد، مریمی دیگر وجود ندارد، مریم از دنیا رفت....
آیا مریم را به پزشکی قانونی هم بردید؟
مریم را به پزشکی قانونی هم بردیم و موقعی که رفتیم تحویل بگیریم، یک پزشکی مرا صدا زد و گفت دختر شما را کسی کتک زده، ضربه ای توی سر دختر شما خورده ولی اگر من همین بنویسم جسد را به شما تحولی نمی دهند ولی من می خواستم جسد دخترم را تحویل بگیرم و او هم ننوشت. بعد ما مریم را بردیم قطعه ۲۵۷ دفن کردیم.
در تشییع جنازه اش آیا دوستانش حضور پیدا کردند؟
مریم خیلی دختر خون گرم و مردمی بود. در مراسم هفتم مریم در بهشت زهرا نزدیک دویست نفر آمده بودند. دانشجویان دختر هم آمدند و همان جا هم دوستان مریم به ما گفتند که در راهپیمایی باتوم به سر مریم زدند ظاهرا بعد از ظهر این اتفاق برایش افتاد. خب کسی نبود آن زمان یاری مان نکرد و ما هم نمی دانستیم چه باید بکنیم. به هر حال برخی از آقایان هم فهمیدند که چه اتفاقی افتاد یک قول هایی هم از ما گرفتند که با کسی صحبت نکنیم. .
یعنی تعهد از شما گرفتند؟
تعهد به آن صورت که آمدند گفتند شما مگر اعتراضی دارید؟ ما هم گفتیم این دختر ما سلامت به دانشگاه رفته و بعد آمد خانه و توی اتاقش مرد، این بچه ورزشکار بوده و حتی یک روز هم مریض نداشت، دفترچه بیمه اجتماعی و مدارک پرشکی اش موجود هست که سلامت بود. من و خانم ام نمی ترسیدیم ولی به هر حال نگران بچه های دیگر شدیم و هیچی نگفتیم...
آیا پیگیری قضایی هم کردید که مسولان پاسخی بدهند؟
نه پیگیری نکردم، چون دوستان و هم دانشگاهی های مریم در مورد چگونه جان باختن مریم اطلاع رسانی کرده بودند، از یک جایی فکر کنم پلیس امنیت آمدند خانه ما و زودتر پیشی گرفتندآمدند ما را نهیب زدند و خب ما هم به خاطر بچه های دیگر حرف های مان در نطفه خفه شد....
الان سخن تان چیست و آیا خواسته ای از مسولان دارید؟
طلبی ندارم. مریم دختر آزادی بود اما اینکه یک دختری سالم برود دانشگاه و شب بیاید توی اتاق اش بمیرد، برای یک پدر درد است. یک دختر ۲۱ ساله. مریم هزار و یک امید داشت. هنرهایی که این دختر داشت. مریم وقتی یکی دو ساعت بلند می شد جلوی من می رقصید گریه ام می گرفت. یک خروار مو توی سر دخترم بود، چشم های درشت و قشنگی داشت، قد بلند....خدا نگذرد از کسی که این بلا را سر دخترم آورد چطوری دلش آمد که سر این بچه ضربه زده...به چه گناهی ؟ مگر بچه من چه کرده بود؟
اتفاقی که برای دختر شما افتاد چه تاثیری در زندگی شخصی شما گذاشت؟
انسان یک روز به دنیا می آید و یک روز می میرد اگر تصادف بود، آتش سوزی بود آدم خودش را یک جوری تسکین می داد ولی این اتفاق خیلی سخت بود، بعد از مریم من خیلی افسرده شدم.....من یک آدم با ذوق و با شوقی بودم، در فرانسه تحصیل کردم و لیسانسم را آنجا گرفتم برگشتم ایران و آدم پرکار و با روحیه ای بودم الان اصلا دوست ندارم با کسی صحبت کنم. مادرش هم مریض شد...مادر مریم چشم های آبی قشنگی دارد. همان سال قبل از اینکه مریم از دنیا برود به همراه دخترم و مادرش بیرون رفتم یکی نفر آمد به من گفت آقا اینها دخترهای شما هستند، یعنی مادرش انقدر جوان بود ولی الان مادرش را ببینید افسرده شده، سنی ندارد اما پیر شد،شکست. دنیا انگار برای ما و بچه های دیگر ما تمام شده ...با رفتن دخترم یک خانواده داغون شده...
آیا ناگفته ای باقی مانده؟
حرف های زیادی هست ولی کاش در مملکتی زندگی می کردیم که به حرف های ما گوش می کردند. من چه گناهی کردم ؟ من هم انسان هستم. دختر من هم اولاد بشر بود. جلوی چشم من زندگی دخترم را از من گرفتند. وقتی یاد صورتش می افتم که برای آخرین بار توی قبر دیدم، از آن روز تا حالا دلم درد می گیرد. به خودم می گویم خدایا چرا اصلا مریم را به من دادی و چرا اینطوری از من گرفتند؟ سخت است...حرف هایم زیاد بود ولی خیلی خلاصه گفتم ولی امید دارم که حق مریم را جامعه و هم سن و سال های مریم بگیرند همین که اسمش را بگویند، همین که بگویند مریم مظلوم بود و مظلوم رفت....انقدر مریم حق به گردن من و مادرش و دوستان و هم دانشگاهی هایش داشت که نباید فراموشش کنیم. همین که یاد مریم کردید و سراغ ما را گرفتید ارزش دارد.....
پدر "مریم سودبر" یکی از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات در مصاحبه با سرخ سبز بعد از سه سال در مورد نحوه جان باختن فرزندش سخن گفت.
به گزارش سایت سرخ سبز، اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت در این گفتگو تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد.
پیش از این یکی از دوستان نزدیک مریم سودبر با ارسال نامه ای به سايت كانون كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها در مورد هویت این جان باحته جوان حوادث پس از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود. نام مریم سودبر در لیست کشته شدگان حوادث پس از انتخابات بارها مطرح شد اما هیچ گاه خانواده اش در این مورد سخنی نگفتند.
آمار دقیقی از شمار جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اختیار رسانه ها نیست اما تا کنون خانواده ۵۶ تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه های مختلف گفتگو کرده و در مورد نحوه جان باختن فرزندان خود اطلاع رسانی کرده اند که مسولان رسمی جمهوری اسلامی تنها مسولیت کشته شدن سه تن از معترضان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک را پذیرفته و در باقی موارد هیچ پاسخی نداده اند.
اکنون با گذشت سه سال پدر مریم سودبر با بیان اینکه کسی به حرف حق گوش نمی دهد: می گوید: من پیگیری قضایی انجام نداده ام و هیچ طلبکاری و درخواستی هم از مسولان ندارم .اگر دنیا را به من و مادر مریم بدهند دخترمان زنده نمی شود. ولی از روزی که مریم رفت همه زندگی ما شده است مریم، من و مادرش و همه خانواده ما داغون شده ایم....
آنچه می خوانید پاسخ اصغر سودبر، پدر مریم سودبر به پرسش های مسیح علی نژاد، روزنامه نگار است که در پی می آید:
به خاطر سکوتی که شما کرده اید تقریبا کمتر کسی مریم سودبر را می شناسد آیا ممکن است خودتان معرفی کنید مریم که بود؟
مریم دختر فعالی بود، شاید شما عکس او را هم ندیده باشید، یک دختر خیلی زیبا بود که تلاش می کرد. دانشجوی مدیریت بازرگانی بود و می خواست برود کانادا پزشکی بخواند. مریم تنها دخترم بود و من دختر دیگری ندارم. خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. با من هم خیلی خیلی خوب بود. پدر نسبت به فرزندش می فهمد و او را می شناسد. آخرین روزی که با مریم بودم همان روز سی خرداد (سال ۸۸) ضمیر ناخود آگاهم به من گفت به مریم بگویم که امروز دانشگاه نرود.
اما مریم سی خرداد به رهپیمایی رفت؟
آن روز صبح قبل از اینکه بروم سرکار به مادر مریم گفتم به مریم بگویید که امروز دانشگاه نرود، نمی دانم چرا دلشوره دارم. وقتی می روم سرکار مریم بیدار می شود و مادرش همین را به او می گوید اما مریم به مادرش گفت که بابا چه می داند امروز آخرین امتحان دانشگاهم است و باید بروم. آن روز مریم یک روسری سبز سرش را می بندد و می رود دانشگاه امتحانش را می دهد و توی راه برگشت توی مسیر راهش توی همان شلوغی ها این اتفاق برایش می افتد ....
ممکن است بفرمایید چه اتفاقی برای مریم افتاد و چگونه مطلع شدید؟
نمی دانم با چه حسابی و کتابی یک ضربه باتوم به سرش می زنند، آن طور که ما از دوستانش بعدها مطلع شدیم بعد از ضربه حالش خراب می شود و دوستانش کمک می کنند تا حالش کمی بهتر می شود و می آید خانه....وقتی آمد خانه اصلا نشان نمی داد و به ما هم هیچی نگفت. یعنی من وقتی از سر کار برگشتم خانه دیدم جلوی آینه نشسته و دارد خودش را آرایش می کند. انگار عروسی اش باشد....
بعد از آن آیا در خانه حالش بد شد؟
من و مادرش همیشه از بچگی می رفتیم به اتاق بچه ها سر می زدیم ولی آن روز متاسفانه نه من و نه مادرش نرفتیم به او سر نزدیم. آن شب برادرش شب ساعت سه هم متوجه شده بود که برق اتاق او خاموش نشده. برادرش می گوید هی توی دل خودم می گفتم وقتی بروم آب بخورم می روم و به مریم سر بزنم که چرا بیدار است. ولی می گوید حدود ساعت سه و نیم ، چهار مریم اتاق مریم خاموش شد خیال برادرش هم راحت شد که او خوابید. اما نگو ساعت چهار مریم توی اتاق خلوت خودش وقتی می خوابد همان جا می میرد. من صبح رفتم سر کار بودم که مادرش زنگ زد و گفت مریم خشک شده، مادرش رفتم مریم را برای صبحانه بیدار کند دید مریم بیدار نمی شود به سرعت خودم را رساندم خانه دیدم مریم تمام شد، مریمی دیگر وجود ندارد، مریم از دنیا رفت....
آیا مریم را به پزشکی قانونی هم بردید؟
مریم را به پزشکی قانونی هم بردیم و موقعی که رفتیم تحویل بگیریم، یک پزشکی مرا صدا زد و گفت دختر شما را کسی کتک زده، ضربه ای توی سر دختر شما خورده ولی اگر من همین بنویسم جسد را به شما تحولی نمی دهند ولی من می خواستم جسد دخترم را تحویل بگیرم و او هم ننوشت. بعد ما مریم را بردیم قطعه ۲۵۷ دفن کردیم.
در تشییع جنازه اش آیا دوستانش حضور پیدا کردند؟
مریم خیلی دختر خون گرم و مردمی بود. در مراسم هفتم مریم در بهشت زهرا نزدیک دویست نفر آمده بودند. دانشجویان دختر هم آمدند و همان جا هم دوستان مریم به ما گفتند که در راهپیمایی باتوم به سر مریم زدند ظاهرا بعد از ظهر این اتفاق برایش افتاد. خب کسی نبود آن زمان یاری مان نکرد و ما هم نمی دانستیم چه باید بکنیم. به هر حال برخی از آقایان هم فهمیدند که چه اتفاقی افتاد یک قول هایی هم از ما گرفتند که با کسی صحبت نکنیم. .
یعنی تعهد از شما گرفتند؟
تعهد به آن صورت که آمدند گفتند شما مگر اعتراضی دارید؟ ما هم گفتیم این دختر ما سلامت به دانشگاه رفته و بعد آمد خانه و توی اتاقش مرد، این بچه ورزشکار بوده و حتی یک روز هم مریض نداشت، دفترچه بیمه اجتماعی و مدارک پرشکی اش موجود هست که سلامت بود. من و خانم ام نمی ترسیدیم ولی به هر حال نگران بچه های دیگر شدیم و هیچی نگفتیم...
آیا پیگیری قضایی هم کردید که مسولان پاسخی بدهند؟
نه پیگیری نکردم، چون دوستان و هم دانشگاهی های مریم در مورد چگونه جان باختن مریم اطلاع رسانی کرده بودند، از یک جایی فکر کنم پلیس امنیت آمدند خانه ما و زودتر پیشی گرفتندآمدند ما را نهیب زدند و خب ما هم به خاطر بچه های دیگر حرف های مان در نطفه خفه شد....
الان سخن تان چیست و آیا خواسته ای از مسولان دارید؟
طلبی ندارم. مریم دختر آزادی بود اما اینکه یک دختری سالم برود دانشگاه و شب بیاید توی اتاق اش بمیرد، برای یک پدر درد است. یک دختر ۲۱ ساله. مریم هزار و یک امید داشت. هنرهایی که این دختر داشت. مریم وقتی یکی دو ساعت بلند می شد جلوی من می رقصید گریه ام می گرفت. یک خروار مو توی سر دخترم بود، چشم های درشت و قشنگی داشت، قد بلند....خدا نگذرد از کسی که این بلا را سر دخترم آورد چطوری دلش آمد که سر این بچه ضربه زده...به چه گناهی ؟ مگر بچه من چه کرده بود؟
اتفاقی که برای دختر شما افتاد چه تاثیری در زندگی شخصی شما گذاشت؟
انسان یک روز به دنیا می آید و یک روز می میرد اگر تصادف بود، آتش سوزی بود آدم خودش را یک جوری تسکین می داد ولی این اتفاق خیلی سخت بود، بعد از مریم من خیلی افسرده شدم.....من یک آدم با ذوق و با شوقی بودم، در فرانسه تحصیل کردم و لیسانسم را آنجا گرفتم برگشتم ایران و آدم پرکار و با روحیه ای بودم الان اصلا دوست ندارم با کسی صحبت کنم. مادرش هم مریض شد...مادر مریم چشم های آبی قشنگی دارد. همان سال قبل از اینکه مریم از دنیا برود به همراه دخترم و مادرش بیرون رفتم یکی نفر آمد به من گفت آقا اینها دخترهای شما هستند، یعنی مادرش انقدر جوان بود ولی الان مادرش را ببینید افسرده شده، سنی ندارد اما پیر شد،شکست. دنیا انگار برای ما و بچه های دیگر ما تمام شده ...با رفتن دخترم یک خانواده داغون شده...
آیا ناگفته ای باقی مانده؟
حرف های زیادی هست ولی کاش در مملکتی زندگی می کردیم که به حرف های ما گوش می کردند. من چه گناهی کردم ؟ من هم انسان هستم. دختر من هم اولاد بشر بود. جلوی چشم من زندگی دخترم را از من گرفتند. وقتی یاد صورتش می افتم که برای آخرین بار توی قبر دیدم، از آن روز تا حالا دلم درد می گیرد. به خودم می گویم خدایا چرا اصلا مریم را به من دادی و چرا اینطوری از من گرفتند؟ سخت است...حرف هایم زیاد بود ولی خیلی خلاصه گفتم ولی امید دارم که حق مریم را جامعه و هم سن و سال های مریم بگیرند همین که اسمش را بگویند، همین که بگویند مریم مظلوم بود و مظلوم رفت....انقدر مریم حق به گردن من و مادرش و دوستان و هم دانشگاهی هایش داشت که نباید فراموشش کنیم. همین که یاد مریم کردید و سراغ ما را گرفتید ارزش دارد.....
---------------------------
۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه
سلاخی بسیار هولناک و رعب انگیز یکی از مبارزین میهنپرست تبریز بدست فداییان شوروی مفتخر به دریافت خلعت دموکرات از استالین!
سلاخی بسیار هولناک و رعب انگیز یکی از مبارزین میهنپرست تبریز بدست فداییان شوروی مفتخر به دریافت خلعت دموکرات از استالین!
پیکرهای که میبینید فقط مربوط یه یکی از هزاران مورد جنایات هولناک ثبت شده تاریخی بدست ارتش متجاوز روس به خاک شمال ایران میباشد که با همکاری مستقیم نیروهای مزدور و میهن فروش که بعدها در پی سیاستهای شدیدن ضد ایرانی روسها بر خلعت فرقه خود دموکرات خوانده آذربایجان مفتخر گشتند تا زیر عنوان این نام بتوانند آشکارا نهایت تلاش خویش را در انجام ماموریت محوله از سوی اربابان روس که همانا جداسازی بخشهایی از خاک شمال غربی ایران و تقدیم به شوروی به پایان رسانند. که در نهایت با پایمردی هممیهنانمان دچار شکست کامل شده و ناچار به آغوش اربابان خود در روسیه فرار کرده و خوشبختانه به سزای خویش بدست همان اربابان خویش رسیدند! روسهادر خیال تصرف آذربایجان همه گونه برنامهریزی کرده و افراد ویژهای را در راستای تحقق این هدف شوم تربیت نموده بودند که به اینها «مهاجرین» میگفتند. بعضی از این افراد از خود شهرها و روستاهای ایران انتخاب شده بودند و اینها را چند مدتی در باکو و مسکو آموزش داده بودند، بعضی دیگر هم از آن طرف رود ارس آمده بودند. اینها با فعالیتهای تشکیلاتی گسترده بسیج شده بودند و مسلک کمونیستی را در میان مردم ایران تبلیغ میکردند و رواج میدادند. میتینگ برگزار مینمودند. برنامهی سخنرانی و جلسات گفتوگو تشکیل میدادند و به رئیس اینها «صدر» میگفتند ویکی از سر دستههای این گروهها میر جعفر پیشهوری و غلام یحیی دانشیان بودندکه به روسها در انجام این کار همه گونه یاری میرساندند و با معرفی وطن پرستان ایرانی که در برابر نقشههای آنها واکنش نشان میدادند به اشغالگران روس چنین فجایع هولناکی را رغم میزدند.
برگرفته از :
۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه
فرزند بنيانگذار حماس از اسلام برگشته است.
فرزند بنيانگذار حماس از اسلام برگشته است.
مصاب حسن فرزند شيخ حسن يوسف، بنيانگذار حماس از اسلام برگشته و مسيحي شده است. او در مصاحبه اي عنوان كرده است:
"هركس قرآن را بخواند و مسلمان بماند يك بيمار است"
رسانه هاي حكومت اسلاميون هم طبق معمول و شيوه گذشته مصاب حسن را جاسوس اسرائيل خواندند. ما هم كه از قبل جاسوس اسرائيل بوديم. در كل هر كسي از اسلام خارج شود، جاسوس اسرائيل و عوامل صهيونيست است.
ايراني؛
قرآن را به فارسي بخوان تا بفهمي تازي نامه اراجيفي بيش نيست.
13 سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران و تبریز شکایات قربانیان، بی نتیجه مختومه شد
یکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۱
13 سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران و تبریز
شکایات قربانیان، بی نتیجه مختومه شد
با گذشت 13 سال از حمله نیروهای نظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و همچنین دانشگاه تبریز، به شکایات خانواده های قربانیان این واقعه رسیدگی نشده و پرونده های آنها بی سرانجام، بایگانی شده است.18 تیر ماه 1378 کوی دانشگاه تهران از سوی نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت. در این حمله که همراهی نیروی انتظامی با لباس شخصی ها را با خود داشت. 4 دانشجو کشته یا ناپدید شدند، صدها نفر زخمی و یا روانه زندان شدند و به خوابگاه و وسایل شخصی دانشجویان آسیب های زیادی وارد شد.
این حمله در پی اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه سلام صورت گرفته بود؛ حمله ای که افکار عمومی را در شوک فرو برد و بسیاری از چهره های سیاسی و نمایندگان مجلس به اعتراض به آن برخاستند اما در نهایت به محکومیت ماموری به اتهام دزدیدن یک ریش تراش خلاصه شد.
دانشجویان دانشگاه تبریز دو روز بعد از حمله نیروهای نظامی و انصار حزب الله به کوی دانشگاه تهران به اعتراض برخاستند و 20 تیرماه 78 دانشگاه تبریز از سوی نیروهای بسیجی و نظامی مورد حمله قرار گرفت.منابع دانشجویی از این حمله به عنوان فاجعه یاد کردند اما قضایای تبریز بعد رسانه ای نیافت؛ شاید از این رو بود که رئیس وقت دانشگاه تبریز 20 تير را روز مظلوميت دانشگاه و دانشگاهيان اعلام کرد.
در حمله به دانشگاه تبریز دانشجویان معترض هدف تیر اندازی قرار گرفتند و زخمی شدند، زخمی ها از روی تخت بیمارستان بازداشت و روانه بازداشتگاه اطلاعات تبریز شدند.برادر محمد حسین فرهنگی، فرمانده بسیج این شهرهم که از مهاجمان به دانشگاه بود بر اثر اصابت گلوله کشته شد.
قربانیان کوی دانشگاه تهران
عزت ابراهیم نژاد، سعید زینالی، فرشته علیزاده و تارا حامی فر 4 قربانی حمله به کوی دانشگاه تهران هستند.
عزت ابراهیم نژاد سرباز وظیفه ای بود که در شب حمله به کوی دانشگاه تهران برای دیدار دوستان خود در کوی حضور داشت.
او کشته شد و ماهها بعد از کشته شدن، به اقدام علیه امنیت ملی متهم ولی به خاطر زنده نبودن قرار موقوفی تعقیب برای او صادر شد. خانواده اش شکایت کرده و خواهان معرفی قاتل یا قاتلان او شدند. انها اعلام کردند مشخصات و نام قاتل او را میدانند و به دادگاه ارائه داده اند اما دادگاه بدون حضور خانواده و وکلای آنها، متهمان قتل آقای ابراهیم نژاد را تبرئه کرده و پرونده را بست.
خانواده ابراهیم نژاد همان زمان در نامه سرگشاده ای خطاب به مسعود ده نمکی اعلام کردند که "عزت را شبانه و تک وتنها به گوشهای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه 18 تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند".
سعید زینالی اما دانشجویی بود که 23 تیر 78 در مقابل چشم های مادرش بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون، جز یک تماس تلفنی کوتاه، هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست.
اکرم نقابی، مادر سعید زینالی که در 13 سال گذشته دست از پی گیری برای گرفتن خبری از فرزندش برنداشته به "روز" گفته است: سه نفر آمدند و گفتند سئوالاتی از سعید داریم. پدر سعید سر کار بود، هر چه پرسیدیم سعید را کجا می برید گفتند فقط چند سئوال داریم و زود بر میگردد. او را بردند و سه ماه بعد یک تماس دو دقیقه ای گرفت و گفت "حالم خوبه و پی گیر کار من باشید". نه گفت کجا است ونه اینکه چرا او را برده اند و چکار کرده و... ما هم پی گیر شدیم، هر ارگانی که فکر میکنید تا به حال هزاران بار رفته ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفته ایم. حدود 6 ماه بعد از تماس سعید، فکر کنم میلاد امام علی بود به ما زنگ زدند و گفتند زنگ زده ایم خبر سلامتی سعید را بدهیم و خوشحالتان کنیم. هر چه پرسیدیم، التماس کردیم و اصرار کردیم که از کجا هستید و سعید کجاست هیچ جوابی ندادند.
او افزوده: مدام می گویند در حال پی گیری هستیم تا به حال نگفته اند سعید کجا است و چه بر سر او آمده، آیا زنده است یا مرده. فقط از دفتر آقای نقدی آن موقع به ما گفته بودند که بچه ات را واحد عملیات ما گرفته و بیخود نیایید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم. اما هیچ خبری نشد. بعد که آقای قالیباف شد فرمانده نیروی انتظامی از دفتر او سرهنگ فاطمی زنگ زد و گفت عکسی از سعید بیاورید تا پی گیری کنیم.پدر سعید عکس او را برد و گفتند پی گیری میکنیم هفته دیگر ملاقات کنید هفته بعد رفتیم گفتند همین روزها ملاقات می دهیم اما بعد گفتند دست ما نیست و متاسفیم. 4 سال قبل آقای سالارکیا گفت با وزارت اطلاعات صحبت کرده اند و قرار است به ما ملاقات دهند تا سعید را ببینیم. رفتیم دفتر آقای مرتضوی گفتند ده روز دیگر بیایید. هی ده روز، ده روز تمدید کردند. اخر سرهم گفتند بروید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم و فعلا به خود ما هم اجازه نمیدهند و... تمام این سالها اندازه یک کارتن ما فقط شماره نامه داریم که به ارگان های مختلف از بیت رهبری، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و دادستانی و هر جایی که فکر کنید نوشته ایم و رفته ایم پی گیری کرده ایم و در نهایت هم به نتیجه ای نرسیده ایم.
پس از حمله به کوی دانشگاه تهران شورای متحصنین که برای پی گیری مطالبات دانشجویان و با ترکیبی از فعالان دانشجویی و اعضای دفتر تحکیم وحدت تشکیل شده بود در بیانیه ای از ناپدید شدن تامی حامی فر و فرشته علیزاده خبر داده بود. دو دانشجویی که تاکنون و با گذشت 13 سال اطلاعات بسیار جزئی از آنها منتشر شده و خانواده هایشان سکوت اختیار کرده اند.
براساس آنچه که تاکنون منتشر شده تامی حامی فر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران و فرشته علیزاده مسئول برد انجمن اسلامی دانشگاه الزهرا بود. علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مجلس ششم در یک سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر اعلام کرده بود: فرشته علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شده و هیچ نهادی مسئولیت آنرا به عهده نمیگیرد.
اکبر محمدی هم دیگر قربانی کوی دانشگاه واز بازداشت شدگان جریانات کوی دانشگاه بود که در زندان جان باخت. یکی از فعالان دانشجویی بود که به اتفاق برادرش منوچهر محمدی در جریان درگیریهای کوی دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت و به اعدام محکوم شد. او سپس به 15 سال حبس محکوم شد و مرداد 85 در زندان و در حالیکه دست به اعتصاب غذا زده بود، به طرز مشکوکی جان باخت.
گل جهان اشرف پور، مادر اکبر محمدی به "روز" گفته بود که "پسرم را کشتند و هیچ جواب و توضیحی به ما ندادند و در نهایت گفتند اکبر سکته کرده".
در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران تعدادی از دانشجویان بازداشت و به زندان محکوم شدند و بیش از 400 نفر از دانشجویان آسیب دیده شکایت کردند. محسن رهامی، وکیل این دانشجویان پیشتر به "روز" گفته بود: من وکیل 400 نفر از دانشجویان آسیب دیده بودم. تعدادی از این دانشجویان آسیب جسمی دیده بودند و تعدادی دیگر نیز در اثر حمله، وسایل شخصی و کامپیوتر و اتاق خوابگاهشان منهدم شده بود. در نهایت بعد از 16 جلسه دادگاه تنها یک گروهبان را به جرم دزدی ریش تراش به 91 روز حبس و 100 هزار تومان جریمه محکوم کردند و یک پرسنل دیگر نیروی انتظامی هم به جرم سرپیچی از دستور به دوسال حبس و تمام شد. به ما گفتند دیه صدمات وارده به دانشجویان و همچنین خسارات وارد شده به کوی دانشگاه را از بیت المال میدهند. یعنی گفتند ضارب شناخته نشده و دیه را از بیت المال پرداخت میکنند. برخی دانشجویان گرفتند اما برخی گفتند ما دنبال دیه نبودیم، دنبال ضاربین بودیم و دیه نمی گیریم.
او افزوده بود: خود دانشجویان هم نمی خواستند علیه نیروی انتظامی شکایت کنند. بیشتر دنبال کسانی بودند که لباس شخصی ها رو نیروی انتظامی را آن موقع به کوی فرستاده و باعث چنین فجایعی شده بودند. اما متاسفانه پی گیری نشد و علیرغم اعتراض دانشجویان، پرونده بایگانی شدو بی سرانجام ماند وهمچنان در همین وضع است.
قربانیان حمله به دانشگاه تبریز
در جریان حمله به دانشگاه تبریز برادر محمد حسین فرهنگی، فرمانده وقت بسیج این شهر که از مهاجمان به دانشگاه بود بر اثر اصابت گلوله کشته شد، دانشجویان متهم به قتل او شدند و اکنون با گذشت 13 سال ضارب و قاتل او به دستگاه قضایی معرفی نشده و پرونده قتل همچنان مسکوت مانده است.
دگکتر پورفیض، رئیس وقت دانشگاه تبریز همان زمان اعلام کرده بود که "در تبريز جنايت در روز روشن صورت گرفته است. روز روشن آمدند و زدند و تخريب كردند. مهاجمين در روز روشن وارد خوابگاه دانشجويان دختر شدند. اگر در پي احقاق حق هستيم، نبايد مثلاً به واقعه كوي تهران توجه و دانشگاه تبريز را از ياد ببريم، حادثه 20 تير تبريز از غربت عجيبي برخوردار است و يادش به درشتي و وضوح بايد در كنار واقعه 18 تير تهران ثبت و به آن پرداخته شود".
او افزوده بود: عده يي برخلاف مقررات شرعي و قانوني دانشجويان اين دانشگاه را به گلوله بسته، در حد كشت كتك زده، دالان مرگ براي آنها ساخته و بازداشت كردند و متأسفانه هنوز معلوم نيست مهاجمان دستور از كجا داشته اند؟ و دانشجويان را به كجا برده و چه كساني آنها را به انواع سلاح سرد و گرم تجهيز كرده بوده است؟
مهاجمان به دانشگاه تبریز معرفی نشدند و دادگاهی برای رسیدگی به شکایات دانشجویان تشکیل نشد. این در حالی است که به گفته رئیس وقت دانشگاه تبریز، بازرسان مختلفي از شوراي امنيت ملي و وزارت علوم به تبریز رفتند و مساله را بررسی کردند اما نتيجه تحقيقات آنها فوق العاده محرمانه اعلام شد و هرگز انتشار عمومی نیافت.
در مقابل این دانشجویان بودند که بازداشت، محاکمه و به زندان و محرومیت از تحصیل محکوم شدند.
نامه سردار اخراجی سپاه به محمد نوریزاد: در بستن تنگه هرمز خیلی دوام بیاوریم نهایتا 12 ساعت
ذهن مارا جوری تربیت کرده بودند که ما سالهای متمادی خیانت را درامتداد
خدمت معنا می کردیم. **دریکی ازنوشته هایت بخوبی به جریان حکم فرماندهی
قرارگاه ثارالله اشاره کرده ای. رهبرازآقای رحیم صفوی پرسید اگر مردم
ریختند به خیابانها و زدند و شکستند وآتش زدند حاضری با تانک ازرویشان
بگذری؟ رحیم صفوی گفت بله و آقا حکمش را داد دستش.** من بدلیل شاخص بودن
مسئولیتم هرچه بگویم شناسایی می شوم. مجبورم کلی بگویم وبگذرم. سپاه رسما
برای حذف آقای میرحسین موسوی برنامه ریزی کرد و مستقیم ازخود رهبردستخط
داشت و قدم به قدم هم با خود رهبرهماهنگ شد و قدم به قدم هم برای زدن ها و
کشتن هایش از بیت معظم اجازه گرفت.**دراین قمارهسته ای، ابله باشند اعضای
آژانس که باورکنند اینهمه تأسیسات روزمینی و زیرزمینیِ رهبربرای استفاده
صلح آمیزازدانش هسته ای بوده و برای غنی سازی بیست درصدی اورانیوم.
منبع خبری : http://balatarin.com/permlink/2012/7/8/3080824
منبع خبری : http://balatarin.com/permlink/2012/7/8/3080824
اشتراک در:
پستها (Atom)




